
|
اكبر اكسير متولد 1332 آستارا ست . در زمينه شعر و نقد ادبي و طنز فعاليت دارد مجموعه اشعار (در سوگ سپيداران 1361) و ( بفرماييد بنشينيد صندلي عزيز1384) را منتشر كرده و ديوان طاير آستارايي نيز به كوشش ايشان چاپ شده است . بفرماييد بنشينيد ...... بفرماييد بنشينيد / صندلي عزيز / لطفاً ورق بزنيد ، بخوانيد / كتاب محترم / صادق باشيد تا بگويم / تنها ، اين عينك / اين عصا / بوف كور را هدايت نكرده است |
|
فارسي سرايان معاصر تالش آثار و منابع موجود نشان مي دهد كه دوره فارسي سرايان تالش از دوره ناصري ، تقريباً با صادق قلي خان پونلي ( صدقي ) آغاز مي شود و با شاخص ترين چهره معاصر يعني هارون شفيقي به پايان مي رسد . در بين شاعران متعددتالش كه در اين دوره ظهور كرده اند هيچيك علاقه چنداني به زبان مادري خويش نشان نداده و تنها برخي از آنان ، شايد از سر تفنن و ذوق آزمايي دوبتي هايي نيز به زبان تالشي سروده اند .امروزه نيز در منطقه تالش شاعراني ظهور كرده اند كه اغلب به علت تالشي زبان نبودن ، فارسي را براي زبان شعري خود برگزيده اند . گروه ديگر از شعراي تالش نيز از فارسي و تالشي به موازات هم استفاده كرده اند . ذيلا نمونه هايي از سروده هاي چند تن از شاعراني تالش كه بيشتر با اشعار فارسي خود شناخته شدهاند ، خواهد آمد : |
|
نصرت الله كامياب
فارسي و تالشي و تاليفاتي در زمينه ادبيات و عرفان ايران منتشر شده است . بي خبري نمي دانم چه كسي بود / كه عشق را فهميد / و از سكوت سيراب شد / نمي دانم / چگونه بود / پرواز شامگاهي كبوتران / در امتداد غروب / و چگونه در هياهوي باد / مرداني / از امتداد شب گذشتند / و حاشيه ي كوير را پيمودند / آيا سواران بي نان / از كوچه هاي ممنوع گذشته بودند / كه قله ي نام فتح شد ؟ / و چه كسي بود كه درد را فهميد / امتداد آزادي كجاست / و مفهوم زيستن در چيست / و چگونه راز گل سرخ / در متن زندگي پيوند خورد .
|
هارون شفيقي ![]() شاعر و اديب تالش ( 1296 - 1380 ش) متولد روستاي عنبران از ايشان آثار مشروح ذيل به چاپ رسيده است : - عرفا وعلماي عنبران. 2 - نقشبندي ونقشبنديه. 3 - غنچههايدانش. 4 - گفتگو. 5 - جهانگرد بزرگ .6 - تنبية النفس. 7 - مولانا خالدنقشبندي . اي خوش از وارستگي مسكن به ويران داشتن / خفتن اندر خاك و سربر اوج كيوان داشتن / تخت شاهي ساختن بر تيره خاك زندگي / همت والاي سلطان داشتن / روح را پرواز دادن درفضاي معرفت / نفس بدآموز را محكوم زندان داشتن / چشم دل را باز كردن ديدن اندر كائنات / بر موءثر از اثر صدگونه برهان داشتن / عشق ورزيدن ولي بادل ربايي ناشناس / سر عشقش را درون سينه پنهان داشتن / شمع آسا سوختن، افروختن در بزم دوست / سوز دل بر سر به شكل تاج سوزان داشتن
|
|
|
مهران امير احمدي از اين شاعر شَخشيني ( شيخ نشين شاندرمن ) مجموعه شعر « در تو اي ايران من ريشه دارم » منتشر شده است . در تو اي ايران من ريشه دارم در تو اي ايران من ريشه دارم / من آرزو ها در خاك سرخت / بنهفته دارم / در بارگاه جمشيد و كوروش / هم آشيانه ، هم لانه دارم / من با دماوند / باشير دربند / پيوند هاي ديرينه دارم / از بانگ بابك / در قله هايت / بس داستانها در سينه دارم / من از نگاه كودكانت / صد ها ، هزاران ، افسانه دارم / اي خاستگاه مردان جاويد / از هر وجب خاكت / من عالمي اسطوره دارم / سوگند به خاكت / هرگز زمهرت / دل بر ندارم / در تو اي ايران من ريشه دارم
|
احسان
خادمي به سال 1327 در روستاي گيل چالان رضوانشهر متولد شده ودر27 ارديبهشت سال 1379 وفات يافته است . ديواني از سروده هاي او با نام " نگاه باراني " منتشر شده است . دستم بگير، باز بر آنم كه برخيزم / آسيمه سر زرخوت اين دشت بگريزم / بغضي نشسته بر دل و لب بسته خاموشم / گويي كه يك غروبِ غمانگيز پاييزم / در من بهانههاي سرودن نمرده است / گويي زحجم سبز غزلواره لبريزم / زخمي ست دل، شبيه كويري ترك خورده / باران نديده خاك عطش بار جاليزم / بايد در اين زمانه تذوير خون گريست / خر كجا قباي غمم را بياويزم / وقتي حصار فاصله بيداد ميكند / «احسان» چرا زدشنه ياران نپرهيزم .
|
|
بشير داداشي (شهاب ماسالي) از بشير داداشي مجموعه شعر « پا به پاي بامداد » منتشر شده است . بهار ديگر من از خشم طوفان نترسيده ام / مقاوم ترين نخل اين سرزمين بوده ام / تو هم دل قوي دار اي خسته خاطر / ترا گويم اي همسفر / خزان رفتني سد / زمستان دل مرده نا ماندني ست / ببين در فراسوي مرز زمان - در آن دور دست / بهاري دگر در ره است / بمان ، / بمان تا شكوفا شويم / در آيينه صبح زيبا شويم / بمان تا بيايند مرغان عاشق / قناري ، پرستو ، هزاران هَزار / و در دستهاي من و تو نهند آشيان / من اين قصه را تجربه كرده ام / خزان رفتني ست / زمستان دل مرده نا ماندني ست .
ادامه دارد... در انتظار دريافت شرح حال ، عكس و نمونه اثر شاعران گرانقدر هستيم
|