|
تارنمای مرجع تالش شناسی
|
پایگاه تالش پژوهی علی
عبدلی پنجره ای به روی فرهنگ و تمدن تالش
|
![]() |
شما در بخش آرشیو هستید |
|
دیگر صفحات این بخش
|
سال نو فرخنده باد ! دوباره سالي سپري گشت و زمستاني طي شد و باز بهار از راه رسيد و نوروزي ديگر . اگر برف و تگرگ و سرماي ديروز مانع از آن نشد كه دوباره بوي بهار همه جارا فراگيرد و باغ و بيشه به شكوفه و گل بنشيند ، ما نيز خواهيم توانست پيچ و خم دشواي ها را در نورديم و با غ و بوستان خويشتن را به خرمن گلها و شكوفه هاي رنگا رنگ بنشانيم و خود بهاري و بهاران شويم. زيرا كه زندگي ، جامعه و همچنين تاريخ نيز همانند طبيعت ؛ زنده و پويا و جاري در جويبار دگرگوني هاست . هرگاه كه اميد باشدو اراده ، پويايي و ديگر گوني هم هست و اگر در يكي از منازل جاده تحول، شرايط تنگ آمد و رهوار لنگ ، نه آن است كه سفر به پايان رسيده و زمان در زمستان باز مانده است . اگرچه در سالي كه گذشت در تالار نو آذين كوششهاي فرهنگي و هنري تالش ، همهمه و زمزمه ي چندان دل انگيزي به رسم پيشين ، پژواك در نيفكند و از گوشه شمالي آن تالار ،از پشت نرده هاي حسرت انگيز آستارا رود ، نواهاي تلخ فراواني به گوش رسيد ، اما باورداريم كه سرفرازي هاي ايران و ايرانيت را همگام و دوشادوش ديگر اقوام اين كهن بوم و بر ، همچنان پاس خواهيم داشت و گامي از كاروان همدلان و همراهان نستوه باز نخواهيم ماند. كه تا ايران كاخي انوشه و بهشتي ست و اقوام ، ستونهاي سقف آن ، هرگز ستون سترگ تالش را سستي و لغزشي نخواهد بود . در سالي كه گذشت ؛ اگر هيچ كاري چندان به سزا و دلخواه انجام نگرفت اما تجربه ها اندوختيم . ، آبديده ترو جلاخورده تر شديم . نوشتيم ، سروديم ،آموختيم ، در بازار توليدات فكري و هنري ميهن با كتابها ، فيلم ها ، آلبوم ها ، سروده ها ومقالات ، غرفه رنگين وزيني به پا كرديم . جوانان ما در حوزه علم و دانش همچنان به پيشرفت هاي خود ادامه دادند ، در ميدان ورزش فردين معصومي ماسالي درفش پهلوان پهلوانان ايران را به امين رشيدي لميري داد ، هماي مستان به اتفاق ياران هنرمندش با نوا ها و نغمه هاي اصيل زاد بوم خود ، انبوه مشتاقان را در جاي – جاي ايران و جهان به شور و شادي نشاند و عكاسان و فيلم سازان ما در سطح ملي و بين المللي به افتخارات پيايي دست يافتند . گلهاي درود و سپاس و دست مريزادمان نثار همه ي اين كوشندگان عرصه نام ميهن و قوم تالش باد . به راستي آنچه را كه گذرا و به مثال برشمرديم، كم است ؟ . مگر از تالش در مقايسه با ديگر اقوام برادر، چه انتظاري داريم ؟. مگر نه اينكه در سال پيش تهمت ها ، تنگ نظري ها و فشارهايي سخت دامنگير تالشان بود . مگر نه اين كه گروهي كژ انديش، سنگ هاي « تجزيه طلبي و وابستگي به اجنبي» را برشيشه آبرويمان انداختند و طبل تحريم همكاري با ما را در هر كوي و برزن كوبيدند و طرح برخي ديدگاههاي دمكراتيك و مطالبه حقوق شهروندي برابر مارا با قباي تهمت ها ، تيتر نشريات و سايت ها و وبلاگهاي خود كردند و پنهان و آشكار سموم بدبيني و سوء ظن عليه مارا در هر روزني پاشيدند؟ . باور كنيد در چنان شرايطي كوه از پا در مي آمد .اما اهالي قلم و هنر ما نشان دادند كه از كوه استوارتر و شكيبا تراند . مگر نه اين كه قله كوههاي بلند هميشه در معرض چنبر زدن ابرها و دود ها ست ؟ . و باز آنان بي هيچ احساس خستگي و دل سردي، راه خود را ادامه خواهند داد و تا چكامه كيستي شان در گستره فرهنگ و تمدن ايراني و جامعه جهاني دفترو ديوا ن خويش را بازيابد ، از تلاش و آفرينش باز نخواهند ايستاد و در همه حال وفاق و همدلي و مهرورزي را پاس خواهند داشت. با اين كه براهل هنرو انديشه ما كمتر ارج نهاده مي شود اما آنان بي اعتنا به اين مسئله ، تحول و توسعه هنرو فرهنگ ملي را براي خويش رسالتي مي دانند ودر انجام آن رسالت دمي از تلاش و تامل و آفرينش ، باز نمي مانند . اي كاش امكاناتي فراهم بود تا دست كم خود به رسم اداي دين از آنان تقديري به عمل مي آورديم. ناگفته نماند كه مدت هاست اين انديشه وجود دارد كه هر سال از بين پژوهشگران ، شاعران ، روزنامه نگاران ، مديران سايت ها و وبلاگ ها ، هنرمندان حوزه موسيقي و سينما گران تالش، گروهي برگزيده و معرفي شوند ولي نگراني از درگير شدن با مشكلات و مسايل محتمل باعث شده است كه ازاين انديشه سخني گفته نشود . اما اكنون كه موضوع مطرح شد ، لازم است به راي زني بپردازيم تا اگراجماعي حاصل شد ، از هم اكنون در تدارك تحقق آن ايده پسنديده و سودمند باشيم. در پايان با يادي از نوروزعلي محمد اف قهرمان هويت خواهي تالش شمالي ، آن فرزند انديشمند ، برومند و در بند تالش ، سال نو و نوروز خجسته را به شما شادباش گفته و برايتان روزو روزگاري خوش آرزو مي نماييم . علي عبدلي
|
ققنوس خاکستر نشین تالش علی عبدلی آیا حکومت جمهوری آذربایجان ( آران و شیروان ) در اجرای سیاست سرکوب و امحاء علیه اقوام ایرانی زبان آن کشور موفق خواهد شد ؟ . پاسخ به این پرسش زمانی ميسر می شود که در مقام مقایسه وضعیت کنونی ایرانی زبان های قفقاز با وضعیت آنان در زمان حکومت استالین برمی آییم . در این مقایسه می بینیم که مسئله از لحاظ شکلی یکی ست اما از لخاظ ماهوی و هدف متفاوت است . روس ها در امپراتوری سوسیالیستی خود با سیاست سرکوب قومی ، به دنبال برچیدن زمینه های بروز بحران و تنش در مناطق قومی و ملت سازی بودند . آن ها در چهارچوب آن سیاست برای گروه اندکی از زبانهای رایج در کشور پهناور شوروی مجوز ادامه زندگی صادر کرده بودند و زبان ها و گویش ها یی را که گویشوران کمتری داشتند اما می توانستند به موقع خود کارکرد سیاسی و اجتماعی داشته باشند ، ( مانند آوار ، تالشی و کردی ) در لیست سیاه قرار داده و هر سال آمار تازه ای از کاهش گویشوران آن هارا اعلام می کردند . چنانکه در آمار رسمی سال 1989 شمار تالشی زبانان آن کشور به 22 هزار نفر رسیده بود . اما دیدیم که پس از فروپاشی شوروی ققنوس اقوام و زبان های کوچک ، ناگهان شکوهمند و سترگ سر از خاکستر خود در آورد و به پرواز آمد . مضمون کلی سیاست روسها تامین امنیت داخلی و ژرفا دادن به روند روسی شدن ملت ها ی تابع روسیه بود . اما اکنون تامین امنیت داخلی ، جای خود را به محاسبات و کشاکش های فرا ملی داده و ژرفا بخشی به نفوذ زبان و فرهنگ ملت حاکم بر ملل تابعه ی یک امپراتوری ، به خصومت قومی و تلاش برای محو هویت اقلیت های قومی و زبانی به نفع اکثریت حاکم در جمهوری آذربایجان ، در راستای سیاست های پان تورکیسم ، با هدف توسعه طلبی ارضی و تشکیل یک امپراتوری خیالی جدید با نام اوراسیا یا جهان تورک به رهبری ترکیه مبدل شده است . از این رو اقلیت های زبانی جمهوری آذربایجان ، به ویژه قوم تالش نه به اقتضای تحکیم امنیت داخلی و همسان سازی ملی ، بلکه به جهت کاهش نفوذ ایران و به اقتضای مقاصد و منافع کشوری ثالث ، زیر تازیانه سرکوب حاکمان کشور خود قرار گرفته اند . فرایند سرکوب تالشان به عنوان بزرگترین اقلیت قومی و زبانی جمهوری آذربایجان و نماد و مظهر ایرانیت در آن کشور ، درست از زمانی آغاز شد که ابوالفضل محمد اف پس از تصرف میز حکومت از راه کودتایی آرام علیه ایاز مطلب اف ، عازم ترکیه شد و برای ادای احترام به آرامگاه آتاتورک رفت و در آنجا خود را ایلچی ایشان در اران و شیروان خواند و به ابوالفضل ایلچی بیگ مشهور گشت . اقدامات خصمانه ایلچی بیگ با اقلیت های ایرانی زبان به ویژه تالشان ، به صورتی بسیار سطحی و سهل انگارانه و در عین حال آشکارا صورت می گرفت . همین موضوع موجب رویارویی بی پروا ی تالشان با گروه ایلچی بیگ ، بروز تنش در کشور و واگرایی تالشان از حاکمان باکو و زمینه ساز قیام اهالی شهرستانهای جنوب جمهوری آذربایجان برای تشکیل جمهوری خودمختار موسوم به تالش مغان گردید . در آن شرایط بود که بی کفایتی دولت ایلچی بیگ برای اربابانش محرز گشت و پس از بروز حوادثی ، حیدر علی اف نخجوانی تدریجا به حکومت رسید . ایشان که سیاستمداری کارکشته و دست پرورده کا . گ . ب بود ، ماموریت ایلچی بیگ را زیرکانه و به شیوه کارآمد تری برعهده گرفت و زمانی که هنوز رئیس جمهور نشده بود ، سرهنگ علی اکرم همت اف را برای مطالبه و تشکیل جمهوری تالش مغان تشویق کرد ولی بعدا با فریب صورت حسین اف رهبر شورشیان گنجه که باکو را مسلحانه به تصرف درآورده بود ، و با تکیه بر قدرت و موقعیت او ، فرمان سرکوب برپا دارندگان جمهوری تالش مغان را صادر کرد و به این ترتیب ضربه ای سخت بر پیکر قوم تالش وارد نمود ، اتحاد و انسجام موجود در بین آن قوم را درهم ریخت ، بسیاری از روشنفکران و نخبگان سیاسی قوم مذکور متواری یا محاکمه و زندانی شدند ، تمامی مراکز فرهنگی و اجتماعی آن قوم تعطیل شد و تالشان برای چند سال با رعب و سرخوردگی به انزوا رانده شدند . اما این پایان ماجرا نبود . گروهی از روشنفکران و فعالان سیاسی و فرهنگی تالش شمالی در داخل و خارج از کشور به تلاش خود برای احیای حقوق دمکراتیک تالشان ادامه دادند . پس از تقاضای جمهوری آذربایجان برای پیوستن به شورای اروپا و مطرح شدن شرایط اروپا برای پذیرفتن آن تقاضا ، فرصت مناسبی پیش آمد که تالشان در جهت تحقق حداقل خواسته های خویش از آن به خوبی استفاده کردند و در نتیجه علی اکرم همت اف از زندان آزاد شد ، آن گروه از هم رزمانش از جمله هلال محمد اف نخست وزیر و فخرالدین عباس زاده رئیس مجلس جمهوری تالش مغان ، که در تبعید به سر می بردند به با بازگشتند ، مرکز مدنیت تالشان دوباره اجازه فعالیت یافت ، نشریه صدای تالش پس از نه سال تعطیلی باردیگر منتشر شد و تردد فعالان فرهنگی تالش شمالی به ایران افزایش یافت. اما این ها چیز هایی نبودند که از نظر پان تورکیست ها و مخالفان ایران دور بماند . دوباره حساسیت ها و نگرانی ها نسبت به تالشان در ارگانهای امنیتی و پلیسی باکو اوج گرفت . به لحاظ این که کلیه تحرکات تالشان قانونی و مورد تایید ناظران شورای اروپا بود ، کسی متعرض و مانع آنها نمی توانست بشود . از این رو برای ادامه سرکوب و ترساندن و منزوی کردن تالشان هویت خواه ، سناریوی دسیسه به اجرا درآمد . بر اساس آن سناریو باید یکی از مشهورترین و شریف ترین رهبران نخبگان قوم تالش قربانی می شد و دفتر مرکز مدنیت و نشریه صدای تالش لاک مهر می گردید . در آن بازی شرم آور قرعه به نام نوروزعلی محمد اف رئیس شعبه زبانهای ایرانی آکادمی علوم باکو، مدیر نشریه صدای تالش و رئیس قبلی و معاون کنونی مرکز مدنیت افتاد .اورا به اتهام واهی دریافت کمک مالی از بعضی ایرانی ها و تالاش برای دامن زدن به اختلافات قومی بازداشت شد و |پس از تحمل یک سال زندان و شکنجه ، در یک دادگاه فرمایشی محاکمه و بدون هیچ دلیل و مدرک و صرفا به استناد اظهارات یک فرد بیمار و فاقد تعادل روانی ، به تحمل ده سال زندان محکوم گردید . همچنین ارگانهای امنیتی باکو با دخیل و متهم ساختن برخی از روشنفکران برجسته تالش ایران در پرونده نوروزعلی ، شرایطی به وجود آورده که داشتن رابطه با آن ها در مقام جرم قرارگرفت . این دسیسه و تحرکات پلیسی دولت باکو علیه تالشان ، متاسفانه حتی برای زمان کوتاهی هم که باشد، موثر واقع شده است . آن زهر چشم نشان دادن ، روشنفکران تالش شمالی را از فعالیت پیشین بازداشته و حتی اغلب آنها ، روابط خود را با فعالان و موسسات فرهنگی تالش ایران قطع کرده اند . در ادارات و مراکز دولتی جمهوری آذربایجان ، تالش بودن و به تالشی سخن گفتن به امری مجرمانه تبدیل شده است . تمام تریبونهای ابراز وجود از تالشان گرفته شده ودر عرصه رسانه ای آن کشور حضوری ندارند . واین دقیقا همان چیزی ست که حکومت باکو به دنبال آن بود . آیا ققنوس پیر تالش ، در شمال آستاررود دوباره به خاکستر نشسته است ؟
|
|
|||