|
تارنمای مرجع تالش شناسی
|
پایگاه تالش پژوهی علی
عبدلی پنجره ای به روی فرهنگ و تمدن تالش
|
![]() |
شما در بخش زبان و ادبیات تالشی هستید |
|
مقالات این بخش تالشی و تاتی بازمانده زبان ماد1 تالشی و تاتی بازمانده زبان ماد2 مسائل زباني در جمهوري آذربايجان زبان تالشي و خويشاوندي آن با زبان كردي زبان تالشي و ارتباط آن با گويشهاي قديم آذربايجان تأملي در زبان، آيينها و ادبيات تالشي علل نفوذ زبانهاي تركي و گيلي به تالشي
|
غزلهاي آذري بدر شيرواني علي عبدلي ديوان اشعار «بدر شيرواني» مدتها ست كه چاپ شده و در دسترس دوستداران ادبفارسي قرار گرفته است. اين شاعر در شهر شماخي چشم به جهان گشوده و دوران زندگيخود را بين سالهاي 789 و 854 هـ.ق سپري كرده است . به قول دولتشاه «مولانا بدر شيروانيسالها در شيروان و مضافات، سرآمد طايفة شعرا بوده» (تذكره دولتشاه ص 418) ديواناشعار بدر شيرواني به وسيلة ابوالفضل هاشم اوغلي رحيموف تصحيح و در انتشاراتانستيتوي خاورشناسي فرهنگستان علوم جمهوري آذربايجان شوروي چاپ و منتشرگرديده است. از جمله اشعاري كه در ديوان بدر شيرواني به چشم ميخورد، دو غزل به زبان آذرياست كه محقق فرزانه، آقاي يحيي ذكاء راجع به آن مطلبي نوشته و با عنوان «دو غزلآذري تازه يافته». در مورد مطلب مزبور نكاتي به نظر نگارنده رسيده كه ذيلاً شرح داده ميشود. با اينكه احتمال قوي بر آن است كه زبان مادري بدر شيرواني «آذري» بودهاست ،ولي در چند قطعه شعري كه به اين زبان از خود به يادگار گذاشته از گنجينة خاص زبانآذري بهرة چنداني نبرده و كاري از سر تفنن انجام داده است. او در واقع اشعاري به زبانفارسي سروده و چاشني غليظي هم از زبان آذري به آن زده است، لذااين سروده هانمونهاصيلي از زبان آذري زمان او ارائه نميدهد. با توجه به اينكه زبان آذري، گويشهاي مختلفي را شامل ميگردد و در ديوان بدرشيرواني هم تصريح شده كه ا و اشعار مورد نظر ما را به زبان كنار آب، سروده است، وليما از ويژگي «زبان كنار آب» هيچگونه آگاهيي نداريم و نميدانيم كه جزء كداميك ازگويشهاي آذري بوده و اكنون در زمرة كداميك از گويشهاي رايج زبان آذري جايميگيرد. از اين رو خواندن وآوانويسي غزلهاي آذري، مصحح ديوان بدر شيرواني همشايد در برابر همين مشكل و ابهام بوده كه نوشته: «زبان آن دو غزل، زبان يا گويش تاتنيست شايد به يكي از گويشهاي مازندراني، گيلكي، طالشي و يا غيره سروده شده است»آقاي ذكاء اگرچه به درستي دريافته كه زبان غزلهاي مزبور «آذري» است و طبعاً «تاتي»،ولي دلايلي كه در اثبات نظر خود ارائه داده قطعيت كافي ندارد. ايشان نوشتهاند «تبديلضمير ملكي دوم شخص مفرد «ت» به «ر» از اختصاصات زبان آذري است و درگويشهاي ديگر، جز گويش گومزاري ديده نشده است» ولي ميدانيم كه چنان تبديلي درتالشي نيز صورت ميگيرد. مانند «مهرر = مهرت» و «ستمر = ستمت» و «كنارر =كنارت» توضيح اينكه در هر دو زبان آذري و تالشي دو نوع ضمير ملكي دوم شخصمفرد وجود دارد. يك متصل آخر مانند آنچه كه ذكر گرديد و دوم منفصل اول كه همان«اشته» ميباشدو هر دو معادل يكديگر هستند. همچنين واژههايي مانند: چو، ارس، بو، آل، وي و كرم عيناً و گاه با اندكي تفاوت آواييو به همان معني كه در آذري دارند، در تالشي هم رايج است. نكتة مهم ديگري كه بايدبدان توجه شود اين است كه به علت نامعلوم بودن ويژگيهاي گويش «كنار آب» آقايذكاء در آوانويسي غزلهاي بدر شيرواني قواعد آوايي يكي از گويشهاي زبان آذري -شايد تاتي گلين قيه - را ملاك قرار داده است. يا به عبارت ديگر، زبان شعرهاي بدر رامطابق گويش موردنظر خود آوانويسي نموده، زيرا در اين مورد نشاني حاكي از آنكهايشان قاعدة عامتري از زبان آذري و يا نمونهاي به تحقيق نزديكتر به گويش كنار آب رادرنظر داشته است در آوانگاري مزبور به چشم نميخورد. بنابراين اگركسي ديگر بخواهدهمان غزلها را به قاعدة آوايي گويشي ديگر از زبان آذري، مثلا تاتي خلخال يا رودبارآوانگاري نمايد، كلماتي مانند: jamăla و halăla را بصورت jamălə و əhalăl خواهدنوشت. همچنين كلماتي مانند: bure و roxnom و zărom و omšbaka وdolărăm و dol را به صورتəbar و roxănə m و zărə m وmbəkašăm وdolărăm و dəl مينويسد. وجود چند غلط نگارشي، كسري يا فزوني برخي هجاها و يا قرائت نادرست برخيكلمهها در متن غزلهاي بدر شيرواني بصورت عاملي در آمده كه دريافت معني بخشهايياز اين شعرها را مشكل نموده است. مثلا در مصراع اول از غزل شمارة يك «چومن» بهمعني «از آن من» ميبايست بصورت«چمَن » نوشته ميشد و در مصراع اول از بيت دوماين غزلšav rozăbu ,اگر بصورت ruž b əra šav يا ruž burə šavنوشتهشود به معني «روز شب شده است» خواهد بود كه معني بيت مزبور نيز ظاهراً چيزي غيراز اين نيست. مصراع اول بيت سوم اين غزل با آوانگاري و ترجمه آقاي ذكاء چنين است: اژودمكوشرنده روژه بوشو əž odam ku šərərənda ruž ăbu šav از آن لحظه كه او ]از برم[ رفته روزم شب شده. در زيرنويس آن آمده است «قرائت و معني اين مصراع روشن و دقيق نيست» بهنظر نگارنده اگر ابهام و نادرستي در اين مصراع ديده ميشود به كلمه «بو» مربوطميگردد. حال اگر اين كلمه به «بره = شده» تبديل گردد - كه در اصل هم بايد چنين بودهباشد - ضمن رفع اشكال قرائت، معني آن نيز به شرح زير اصلاح خواهدشد: «از آن دمكه او رفته روزها شب شدهاند» همچنين در مصراع دوم بيت سوم اين غزل، كلمه «نرن» علارغم ترجمة آقاي ذكاءنميتواند به معني «بگذار = اجازه بده» باشد زيرا تا جايي كه نگارنده اطلاع دارد «نرن» ازمصدر (noran) به معني گذاشتن و نهادن - عكس برداشتن - مشتق ميگردد و همانندآن در تاتي مياني bə na از مصدر năn و در تالشي bə na از مصدر noe ميباشد درحاليكه گذاشتن = اجازه دادن از مصدر haštan- تاتي , hašteتالشي ، ميباشد. توضيحاينكه كلمة مزبور در نسخ خطي ديوان بدر شيرواني كه يكي از آنها در كتابخانةفرهنگستان علوم جمهوري ازبكستان و دومي در كتابخانه ملك تهران موجود است،به صورت «بيژن» درج شده لذا به حسب ظاهر و ضرورت معين، اين كلمه بايد «بيري يابري و يا برن» هر سه به معني «بيا» باشد كه در اين صورت ترجمه مصراع مزبور به اينصورت درميآيد «بيا كه دشمنم از دور مينالد». ضمناً در همين مصراع «ناله» «بناله»ترجمه شده كه صحيح آن «نالد» ميباشد. چنين به نظر ميرسد كه در قرائت كلمة اول بيت دوم غزل دوم نيز اشكال ظريفي راهيافته است. از اين رو ترجمة آن مصراع به حدس و قرينه صورت گرفته زيرا بنا بر قاعدهو واقع «ارتوي» نميتواند به معني «اگر تو را» باشد، لذا اگر اين كلمه «ارتوني» يا «ارتني»به معني «اگر تو را نيز» خوانده شود صورت درستتري خواهد يافت. غزل دوم با مصراع «اژ تو وي صبر و قرارم چه كرم» آغاز گرديده و ترجمة «از]دوري[ تو بي صبر و قرارم چه كنم» را درپي دارد. حال اگر كلمة ميان دو قلاب را كهتوضيح مترجم جهت تكميل معني است، حذف نماييم اين مصراع و ترجمة آن مفهومدرستي نخواهد داشت، اما اگر كلمة «اژتو» را «اژ ته» يا «اشته» كه از ضماير ملكي واختصاصي در زبانهايي چون آذري و تالشي است، قرائت نماييم معني مصراع مزبور بهاين صورت اصلاح ميگردد «بي صبر و قرار تو هستم، چه كنم». در مصراع اول بيت سوم اين غزل نيز تصحيفي صورت گرفته است. از اين رو مصراعمزبور نه وزن درستي دارد و نه معنايي روشن. اين مصراع شايد در اصل «دشمنم» هرچهواژه گو «بواژه» به معني «دشمنم هرچه ميگويد گو بگويد» بوده. در آغاز مصراع دوم بيت سوم اين غزل، قيد «اگر» بصورت «اَر» آمده و يك مصراعپايينتر بصورت «ير» به استناد نوشتة آقاي ذكاء «ير» به معني اگر يا گراست كه در اينصورت «ار» در بيت سوم يا داراي معني ديگرست و يا اين نيز د راصل «ير»بوده.دراينصورت مانمي توانيم هر دو را كه در دو بيت پياپي يك شعر بكار رفتهاند، «اگر» ترجمهنماييم. به نظر نگارنده «ار» در جاي خود درست آمده «ير»نيز به معني «ديگر» ميباشد. درپايان غزلهاي «آذري» بدر شيرواني با دخل و تصرف و تغييراتي كه نگارنده درآنها انجام داده است جهت مطالعة ارايهمي شود . غزل اول چمن دلبر خوش و صاحب جماله به رخ بدره به ابرو وان هلاله ترجمه: دلبر من خوش و داراي جمال است و به رخ مانند بدر است به ابر مانند هلال است . اژودم كو شرنده روژ بره شو رخانم زرد و خونين ارسَم آله ترجمه: از آن دم كه او رفته روز شب شدهرخانم زرد و اشك خونينم جارياست مناژمهررچوزرهويقرارم نپرسي بدر سرگردان چه حاله ترجمه: من از مهرت چو زره بيقرارمنميپرسي كه بدر سرگردان در چهحال است غزل دوم اشته وي صبر و قرارم چه كرم اژ غمر خسته و زارم چه كرم ترجمه: بي صبر و قرار تو هستم چه كنماز غمت خسته و زارم چه كنم بكشم جور و جفا و ستمر نيه غير اژ تو نيگارم چه كرم ترجمه: بكشم جور و جفا و ستمت راغير از تو نگاري ندارم چه كنم دشمنم هرچه واژه گو بواژه تو ني دوست ندارم چه كرم ترجمه: دشمنم هرچه ميگويد گو بگويداگر تو نيز دوستم نداري چه كنم اي دل آرام ك چمن ور كوبشر ير در دل آرام ندارم چه كرم ترجمه: اين دلارام كه از كنارم رفتديگر در دل آرام ندارم چه كنم دل به مهرر چو ببستم چون بدر نيه يك ذره قرارم چه كرم ترجمه: دل به مهرت چون بستم مانند بدريك زره قرار ندارم چه كنم منبع : عبدلي علي ، مجله آينده ، سال 16 ، شماره 9 – 12، تهران،1369www.taleshan.com |
|
||