|
تارنمای مرجع تالش شناسی
|
پایگاه تالش پژوهی علی
عبدلی پنجره ای به روی فرهنگ و تمدن تالش
|
![]() |
شما در بخش گوناگون هستید |
|
|
برزکو و مشایخ دایو علی عبدلی: 12 / 11 / 90
تنها منبع شناخته شده ای که اطلاعاتی
درباره ی مشایخ مدفون در برزکوه(barzəku)،
به دست می دهد، یک جنگ خطی متعلق
به آقای
معراج موسوی-پره سر-می باشد و ما برای هر چه روشن تر کردن موضوع،هم
از مطالب
آن منبع و هم از اقوال شفاهی بطور جداگانه بهره جسته ایم. در این
مورد قول
کسانی مدنظر قرار گرفته است که نسل در نسل بطور موروثی متولی
آرامگاه
مشایخ یاد شده می باشند و یا خود را از اخلاف آنان می دانند.
*میشن
بنده کولون برز آبره برز ترجمه:
بنفشه در کوهساران قدیر کشیده است
*جنیدم)
ته چرا به باغ و بون ترجمه:
جنیدم!باغ و بوستان را برای چه می خواهی
و اما مطلب مندرج در صفحه های
۴۰-۹۳۹
جنگ متعلق به آقای موسوی با این
گفته ها اتفاق و اختلافاتی دارد که ضمن نقل عین آن مطلب در اینجا
مورد
اتفاق و اختلاف این دو را بر خواهیم شمرد: موارد اتفاق گفته ی مردم با این (مدفن نامه) در این است که مشایخ مدفون در برزکو جمال الدین ،بهاء الدین و جنید می باشند و شیخ ابو المعالی در جنبه سرا و شیخ فخر الدین در چاله سرای شاندرمن مدفون می باشند و مسقط الرأس اینان در ناحیه ی خورش رستم خلخال – قریه ی دایو- بوده و احتمال مهاجرتشان به تالش در زمان سلطنت شاه طهماسب نیز از لحاظ تاریخی بعید نیست- و اما موارد اختلاف آن گفته ها با سند مذکور عبارت از این است که اگر شخص مئفون در ارده شیخ نعمت الله باشد او فرزند شیخ سعد الدین مدفون در دایو نبوده،پس پدر مشایخ مدفون در برزکو نمی توتند باشد.مگر اینکه آن نعمت الله و پدرش سهد الدین اشخاص دیگری باشند که نویسنده ی مدفن نامه ی مذکور به سهو یا عمد از ذکر نام و محل دفنشان خود داری کرده است کاملاٌ بعید به نظر می رسد.در این مدفن نامه از کسانی بنام نجم الدین و برزو امام نیز یاد نشده است.البته آرامگاهی بنام سید نجم الدین و مشهور به عاشقه سیید= سید عاشق، در پره سر وجود دارد، اما گروهی نیز او را اخلاف شرفشاه دولابی به شمار می آورند و بنا به نوشته ی مرحوم سید محمود شرفی، موسوی های کنونی پره سر از بازماندگان سید نجم الدین مزبور می باشند. در دنباله ی مدفن نامه ی مورد نظر دو قطعه شعر آمده که یکی از آنها به این شرح است: بنای مسجد دایوی علیا به دست میر استاد آن محمد به دور شاه عادل شاه طهماسب که ظل عالی اش بادا مخلد زسوی شیخ سعد ملت و دین محب خاندان آل احمد در ایام خوشی از سال اول زعشرهشتمین بودازدهم صد این شعر حاکی از آن است که مسجد دایو در عهد سلطنت شاه طهماسب به سال ۹۸۰ و از سوی-به دستور شیخ سعد=سعد الدین ساخته شده است. ۱۲ سال پس از آنکه «گنبد» و بارگاه رضوان مکان حضرت شیخ کشفی با سایر مشایخ مدفون در دایو احداث می گردد،می بینیم که نام شیخ سعد الدین در زمره ی مشایخ مدفون در آن محل ذکر می گرد و آن گنبد و بارگاه از سوی شیخ نعمت الله ساخته می شود و احداث آن بنا ظاهرادر فاصله ی اندکی پس از در گذشت شیخ سعد الدین صورت می گیرد:
زدنیا شیخ سعد ملت و دین به سوی خلد رفت و شد
مخلد از این دو قطعه شعر چنین مستفادمی گردد که نعمت الله با شیخ سعد الدین نسبت نزدیکی داشته و به احتمال قوی پسر وی بوده واین شخص در زمان احداث گنبد و بارگاه مرقد والد خویش دوران جوانی را طی می کرده،زیرا لقب شیخ فاضل درمقابل «شیخ کامل» و غیره…معمولاٌ به اشخاص جوان و پوینده راه کمال داده می شد و بالاخره چنانکه دیدیم نام این شخص نیز در زمره مشایخی آمده است که در گورستان مشایخ دایو مدفون می باشد،اما با وجود این هنوز نباید این احتمال را از نظر دور داشت که مشایخ برزکو فرزندان نعمت الله بن سعد الدین بوده اند و پس از مرگ پدر و یا حتی در زمان حیات او با تالش مهاجرت کرده اند. نکته ی دیگری که باز در این باره مورد توجه قرار می گیرد این است که چنانکه دیدیم،نویسنده ی مدفن نامه ی مشایخ دایو شخصی بنام شیخ عیوض ابن شیخ بدیع الزمان ابن شیخ جنید بوده و او در سال ۱۲۴۵ زندگی می کرده.مستبعد به نظر می رسد که شیخ جنید اخیرالذکر همان شیخ جنید مدفون در برزکو و احتمالا جد شیخ عیوض مذکورباشد.و اور به سبب داشتن چنین نسبتی مبادرت به نوشتن مدفن نامهی مشایخ دایو نموده است. این نسبت از لحاظ تاریخی مورد تایید قرار می گیرد و در این صورت این پندار که شیخ جنید از داشتن فرزند محروم بوده،نمی تواند قابل اعتنا باشد و چه بسا منشاء آن تحلیل و تفسیری از ترانه ی «جنیدم باغ و بوستان را برای چه می خواهی….»باشد که شعر مثل پیشتر آمد.
* * *
شنارنه مانگه تاو خیلی بلنده شاهه برزکونه دیمادیم
منده
نگهداری تعداد کمی دام،زراعت سیب زمینی و حبوبات،پذیرایی از
زوار،گردآوری
نذورات،معاش این افراد را تشکیل می دهد.صوفیان برزکو در زمینه ی
پاسخگویی
به برخی نیازهای اولیه ی شرعی اهالی تالشدولاب و اجرای پاره ای از
شعایر و
مناسک مذهبی و عرفانی نقش ویژه ای دارند که مواردی از آن عبارت است
از:
نتیجه:
|
|
||