تارنمای مرجع تالش شناسی

 

 

پایگاه تالش پژوهی علی عبدلی

پنجره ای به روی فرهنگ و تمدن تالش

 

شما در بخش هنر و فرهنگ هستید

 

مقالات این بخش

ترانه های مردم

موسيقي تالش

 گاهشماري در تالش

نوروز در تالش

فرهنگ مردم ، میراث جاویدان

محرم در تالش

فرهنگ عامه تالش

 شال و گليم بافي در تالش 1

شال و گلیم بافی در تالش 2

بازي هاي محلي تالشان

نغمه هاي نوروزي

رمضان در تالش

موسيقي شبانان

ساختار موسیقی تالش

مرگ صنایع دستی در ماسوله

 

 

 

 

 

 

 بازی های محلی تالشانِ شفت و فومن

رضا قربانی ریک : 18 / 12 / 89

  مردم هر گروه و جامعه انساني با توجه به فرهنگ واقليم خاص خود جهت گذراندن اوقات فراغت خود يك سري بازي ها و سرگرمي ها يي دارند.كه اين بازي ها نماد هايي از فر هنگ آنان را نمايان مي سازد با توجه به بررسي هاي بعمل آامده بازي هاي محلي شفت و فومن که در گذشته بسیار مورد استفاده قرار  می گرفت، عبارتند از :

1ـ لپه بازي : lape bazy (1)

2ـ پيگله بازي : pigale bazy

3ـ غش بازي : ghaish bazy

4ـ گل مشته : gol bazy

5ـ عروس بازي:arus bazy

6ـ بيج بيج : bij bij

7ـ بيزه : bizeh

8ـ سوك سوك : suk suk

9ـ اويزان :avizan

10ـ لب گود : lab goud

11ـ خورش بازي : khoresh bazy

 12ـ گد گد : gad gad

 13ـ جفت تاك :jot tak

14 ـ اشكل :eshkel

 15ـ ورف باز ي: vorf bazy

 16ـ اپار بازي : apar bazy

 17ـ دوبنا :dobna

 18ـ تاب بندي : tab bandy

 19ـ حساب بله : hesab baleh

از بازيهاي محلي رایج امروزی در شفت و فومن مي توان به عروس بازيAros bazi ( يه قل دو قل ) ، گيشهGiša ( = عروس ) بازي ، ويزهViza ( = گردو ) بازي ، اَپَر Apar (= سنگ ) بازي و جِخَس بازيJekhas ( قايم باشك ) اشاره نمود .

 پتيگله مزا petigəla məza

اين بازي جز آن دسته از بازي هاي مردانه است كه در فصل بهار توسط مردان به اجرا در مي آيد. شركت كنندگان ابتدا به دو گروه مساوي تقسيم مي شود، سپس چال و گودال كوچكي در يك محلي كه به عنوان مبدا يا مقصد اول است حفر مي كنند. سپس دو قطعه چوب يكي به طول 20 سانتي متر و قطر 5 سانتي متر وديگري به طول يك متر و همان قطر آماده مي كنند. براي شروع بازي با استفاده از يك سنگ كوچك و صاف تر  خشك مي كنند و هر تيمي كه نوبت قرعه به وي رسيد روي چال مي ماند وگروه ديگر به فاصله 20 الي 30 متري قرا ر مي گيرند. تيم آغاز گر با قرار دادن يك قطعه چوب كوچك كه در اصطلاح محلي به آن گلهgale مي گويند، به صورت افقي بر روي چال به وسيله چوب دستي كه به آن پيت pit مي گويند بازي را آغاز مي كنند. زماني كه چوب كوچك به طرف افراد تيم مقابل مي رودآانان سعي مي كنند كه قبل ا ز فرو د آمدن به زمين يا با دست بگيرند و يا اين كه با چوب دستي هاي خود آن را بزنند، چنانچه موفق به اين كار شوند، آن فرد با زنده ونوبت نفر بعدي است، ولي اگر موفق به اين كار نشدند با چوب دستي سعي مي كنند آن را دورتر نمايند، در همين لحظه فردي كه بازي را آغاز كرده از محل شروع تا نقطه اي كه چوب كوچك يا گله به زمين افتاده بايد با صداي بلند بدون نفس كشيدن بگويد: يا علي، يا علي. چنانچه قبل از افتادن چوب صدايش قطع شود بازند می شود، وگر نه برنده شده و مجدداً خودش بازي مي كند. اين كار ادامه دارد تا اينكه افراد يك تيم از نظر تعداد بازنده ها بيشتر شود. در خاتمه تيمي كه با زنده شد بايد از قسمت اول تا جايي كه حريف تعيين مي كند بر پشت آنان سوار شوند.

نماد اجراي اين بازي نشان دهنده قدرت تنفس ومهارت وچابكي افراد است. يادآوري مي كنم كه افرادي كه در حين طي كردن مسير اول تا محل ا فتاده گله مي باشد در حالت دويدن اين اين عمل را انجام مي دهند.

 عروس بازيaros bazi

عروس بازي از بازي هاي مشترك بين دختر و پسر ها ي7 تا10 ساله است . در بازي كه بيشتر دو  سه نفري بر گزار ميشود 5 عدد قلوه سنگ گرد ( به اندازه يك حبه قند ) را مي آورند و آنگاه افراد با قرار دادن آنها در كف دست وپرتاب به بالا سعي مي كنند كه با پشت دست تعداد بيشتري از آنان را بگيرند . در اينجا هر كس كه تعداد بيشتري لز سنگها رابگيرد آغاز گر بازي است ونفرات بعد به تعداد سنگهايي كه گرفته اند در رده هاي بعدي مي باشند.

براي شروع بازي ابتدا يكي از آنان را با دست مي گيرد و با پرتاب كردن به بالا سعي مي كنند كه يكي يكي از سنگها را بر دارند و در مرحله بعد نها را دوبه دو و در مرحله سوم سه به سه كه اول سه تا بعد يكي ومرحله چهارم هر چهارتا را با هم بر مي دارند مراحل ديگري دارد از جمله نوك زدن به زمين به تعداد ده بار برداشتن يكي و قراردادن ديگري بر روي زمين و در نهايت عبور دادن همه سنگها در حال پرتاب كردن يكي به هوا به زير كف يك دست ديگر خود كه با دو انشفت و فومن روي زمين ايستاده باشد .

 بيج بيج :bij-bij

اين بازي با تخم مرغ است كه در عيد نوروز بين پسران 7 تا 12 ساله رايج است . در اين بازي هر فرد يك يا چند تخم مرغ را همراه خود به محل بازي كه معمولا ًدر نقطه اي از روستا كه محل تجمع افراد است مي برد و با قرار دادن در شست خود از ديگران مي خواهد كه با تخم ـ مرغ خود به ان ضربه بزنند . در اينجا هركس تخم مرغش شكسته شد يك عدد تخم مرغ سالم به فرد مقابل مي دهد .

هدف از اجراي اين برنامه علاوه بر سرگرمي و تنوع ، گرد اوري تخم مرغهاي ديگران مي باشد و افراد چابك تر و با تجربه تر تخم مرغ بيشتري با خود به خانه مي برند .

غش بازيğas bazi

اين بازي از جمله بازي هاي مردانه است كه د ر فصل بهار توسط افراد 12 تا 35 ساله برگزار مي شود . براي اجراي بازي افراد به دو گروه مساوي 4 تا 7 نفري تقسيم مي شوند، سپس دايره اي به قطر 2 تا 4 متر (بستگي به تعداد افراد شركت كننده هر تيم دارد ) روي زمين تقسيم مي كنند . سپس برحسب تر و خشك يا خيسه خشكه ، يك تيم بازي را از داخل دايره و تيم ديگر در بيرون آغاز مي كند . زماني كه وضعيت تيم ها از لحاظ موقعيت قرارگيري مشخص شد ، تيم داخل دايره به تعداد افراد خود هر كدام يك كمر بند كه به اصطلاح محلي به آن غش مي گويند همراه خود داخل دايره مي برد و يك سر آن را به وسط دايره و سر ديگر را روي لب دايره قرار مي دهد افراد تيم مقابل سعي مي كنند ضمن دفاع از خود به شيوه هاي مختلف يك يا چند تا از كمر بند هاي داخل دايره را بربايند چنانچه موفق به اين كار شوند با استفاده ا ز كمر بند هاي ربوده شده افراد داخل را مي زنند وضمن كتك كاري آنان سعي مي كنند كه بقيه كمر بند ها را از آنان بگيرند.

لپه مزا : lappa məza

لپه بازي از جمله بازي هاي مردانه است كه در فصل بهار برگزار مي شود . دراين بازي افراد 4 تا 12 ساله شركت مي كنند. اجراي بازي به اين صورت است كه افراد به دو گروه مساوي 4 تا هشت نفر تقسيم مي شوند براي اجراي بازي يك قطعه چوب يك متري با قطري معادل پنج سانتي متر به نام ليس (lis) و توپ كوچكی به نام لپه كه از پشم گوسفند درست شده است لازم می باشد. آنگاه بر حسب نوعي قرعه كه به خيسه xise خشك معروف است يك تيم بازي را آغاز مي كند اين تيم در يك نقطه معيني كه از پيش تعيين نموده اند به اين صورت بازي را آغاز ميكند:

يكي از افراد توپ را به هوا پرتاب و شخص ديگري با چوب دستي ضربه مي زند چون افراد تيم مقابل در فاصله 20 الي 30 متري گروه آغازگر قرار مي گيرند، آنان سعي مي كنند كه در ابتدا توپ را بگيرند چنانچه موفق شوند قبل از فرود آمدن به زمين بگيرند،آغازگر بازنده می شود، ولي اگر توپ به زمين بيفتد سعي مي كنند ،ن را بردارند و به طرف فردي كه توپ را فرستاده و حالا در حال فرار كردن به سوي مقصد دومي است پرتاب مي كنند چنانچه د ر فاصله بين دو مقصد كه فرد (آغازگر) در حال دويدن است او را بزنند بازنده، ونوبت بقيه افراد تيم وي است اما اگر او توانست خود را از توپ رد نمايد و سالم به جايگا ه برسد، مجدداً خودش بازي را شروع مي كند تا اينكه با توپ زده شود بازي به همين صورت ادامه مي يابد تا اين كه افراد يك تيم بازي را شروع و سپس بازنده شوند و سپس نوبت به افراد تيم حريف مي باشد در خاتمه هر تيم كه تعداد افرادش ديرتر بازنده شوند و يا از نظر تعداد، افراد كمتري بازنده داشت از مقصد اول تا مقصد دوم ، دو بار بر پشت افراد تيم بازنده، سوار مي شوند.

هدف از اجراي اين بازي علاوه بر سرگرمي ، نشان دادن قدرت بدني به خصوص قدرت بازو  و  مهارت افراد در چابكي و چالاكي مي باشد.

گل مشتهgol moŝte

گل مشته يا گل پوچ نوعي بازي است كه در شبهاي زمستان در اين منطقه رايج می باشد. اين بازي از جمله بازيهاي مشترك بين زنان و مردان است و شركت كنندگان در آن را افراد بين سنين 7 تا 40 ساله تشكيل مي دهند براي شروع بازي افراد به دو گروه مساوي تقسيم مي شوند.

 هر گروه يك سرپرست ي دارد كه وظيفه اش هماهنگي افراد و نيز تقسيم و مخفي كردن گُل بين افراد مي باشد.

 سپس يك عدد نخود يا سنگريزه يا هر شيء كوچك را بر مي دارد و يكي از افراد سرپرست تيم ها آن را به اين صورت به تيم مقابل مي فروشد مثلاً مي گويد: گل يا عدد پنج ، گل يا عدد 6 ، و به هر صورت بعد از اين كه مشخص شد كه گل پيش چه گروهي مي ماند سرپرست آن گروه با شيوه هاي خاصي براي گمراه كردن افراد تيم مقابل گل را در دست يكي از آنان مخفي مي كند.

سپس از تيم مقابل مي خواهد كه گل را پيدا كنند. تيم مقابل با استفاده از شيوه هاي مختلف سعي مي كنند كه گل را پيدا كنند بالاخره با چند بار خالي و پر كردن دست افراد عده اي را پوچ کرده و عده ای را در جاي خود ثابت نگه مي دارند.

اگر به كسي گفت هر دو دستت پوچ ولي گل پهلوي او بود يك امتياز از دست مي دهند ، و اگر گل را از دستي خواست كه در آن گل بود يك امتيا ز به امتيازات تيم وي اضافه مي شود تا اينكه، يك تيم زود تر به عدد شماره 21 برسد. هر تيمي كه امتيازش زود تر به 21 رسيد برنده مي باشد .

در ضمن در شماره پوچ كامل ندارد وحريف بايد مستقيماً گل را از يك دست خارج نمايد.

(1) نويسنده مقاله سهوا به جاي كلمه تالشي( مزا ) از معادل فارسي آن ( بازي ) استفاده كرده است .

 منبع : وبلاگ فرهنگ تالش

 
Home
تازه ها
سرزمین تالش
زبان و ادبیات تالش
تاریخ و باستان شناسی
مردم شناسی
هنر و فرهنگ
کتابخانه تالش
اجتماعی
تالش شمالی
علی عبدلی
نقد و بررسی
گوناگون
آرشیو
پیوند ها
تماس با ما
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
         

Home | تازه ها | سرزمین تالش | زبان و ادبیات تالش | تاریخ و باستان شناسی | مردم شناسی | هنر و فرهنگ | کتابخانه تالش | اجتماعی | تالش شمالی | علی عبدلی | نقد و بررسی | گوناگون | آرشیو | پیوند ها | تماس با ما