|
تارنمای مرجع تالش شناسی
|
پایگاه تالش پژوهی علی
عبدلی پنجره ای به روی فرهنگ و تمدن تالش
|
![]() |
شما در بخش گوناگون هستید |
|
مطالب این بخش
|
امام زاده ابراهيم شفت
نويسنده : قربان صحرايي هنگامي که از شفت به سمت جنوب غرب 34 کيلومتر پيموده شود، در دل کوهستانهاي جنگلي پوشيده از راشستانهاي تنومند و در درّهاي تنگ و بنبست، بقعهاي قرار دارد که قرنهاست مأمن و پناهگاه دردمندان و حاجتمندان منطقه و ديگر زوّاري است که از سرتاسر گيلان و ايران بدانجاي ميآيند تا روز يا روزهايي را در کنار ضريح مطهر امامزاده با خداي خويش نجوايي دردمندانه کنند. براي رسيدن به اين بقعه پس از «شفت» بايستي از «چوبَر»، «مبارکآباد»، «لاسَک»، «کِلوان»، «دورودخان»، «بابارِکاب» و در نهايت «روستاي طالقان» گذشت و آن گاه در آغوش طبيعت به زيارت بارگاه مطهر امامزادۀ خفته در آن بقعه شريف، شرف حضور يافت. بنا به روايات سينهبهسينه و بعضاً مکتوب تاريخي، در اين بقعه بزرگي آرميده است که نامش ابراهيم بن موسيالکاظم (ع) ميباشد. نگارنده اين سطور سعي وافر کرد تا زواياي پنهان زندگاني آن امامزاده را هويدا نمايد، وليکن در صفحات کهنهکتاب تاريخ موفق نشد به سند مهم و درخور توجهي دست يابد، اما آنچه را که يافته است، با تحقيقات ميدانياش، ممزوج کرد و در نهايت اين مقاله پديد آمد. در لابهلاي متون تاريخي قديمترين اثري که نگارنده، نامي از امامزاده ابراهيم(ع) را در آن مشاهده کرد، کتاب «ولايات دارالمرز ايران ـ گيلان»، نوشته هـ .ل. رابينو، کنسوليار انگلستان در رشت از سال 1906 ـ 1912م. است. هنگامي که رابينو از رودهاي شفت سخن ميراند، اشارهاي به يکي از رودها مينمايد که از «امامزاده ابراهيم(ع)» واقع در بالاي طالقان سرچشمه ميگيرد. (ص 235) بعدها دکتر منوچهر ستوده که در سالهاي مياني دهه 1340 ش. به اين منطقه سفر کرد، در کتاب ارزشمند «از آستارا تا استاراباد» در خصوص اين بقعه و امامزاده نگاشت که: مردم آن سامان براي امامزاده ابراهيم(ع) احترامي فوقالعاده قائلاند تا جايي که احدي جرئت سرقت و دزدي در آن دهکده را ندارد. شايد اين باور مردم، امامزاده ابراهيم(ع) را به «ابوالفضل گيلان» مشهور کرده است. آقاي دکتر ستوده در ادامه به نقل از کتب تاريخي متقدم مينويسد که شرح حالي از امامزاده در دست نيست، وليکن آنچه به صورت سينهبهسينه در بين گيلانيان مشهور و مقبول است، اين است که آن بزرگوار از فرزندان حضرت امامموسي کاظم(ع) ميباشد که در اين منطقه مدفون است و ملجأ و پناهگاه دردمندان و زوار خويش است. در ابتداي دهه 1350 ش. دو محقق فرانسوي به نامهاي «مارسل بازن» و «کريستيان برمبرژه» نيز که براي مطالعات و تحقيقات مردمشناسي به گيلان و تالش سفر کرده بودند، هر کدام در کتب خويش به فراخور از امامزاده ابراهيم(ع) شفت نکاتي را يادداشت کردهاند. قديمترين عکس از امامزاده ابراهيم(ع) که تاکنون به رؤيت نگارنده رسيده است، عکسي از بقعه و منازل (مسافرخانه) طبقاتي اطراف آن است که مارسل بازن در سال 1352ش. از بقعه برداشته و درکتاب خويش با عنوان «تالش منطقه قومي در شمال ايران» منعکس ساخته است. کريستيان برمبرژه، گيلانپژوه و مردمشناس مشهور، در کتاب «گيلان و آذربايجان شرقي» در مورد امامزاده ابراهيم(ع) آورده است که واقع شدن اين امامزاده در منطقه ييلاقي و درختزار کوهستاني که امکان گردشگري و سياحت را همزمان با زيارت به وجود آورده، سبب شده که تابستانها دهها هزار زائر به زيارت امامزاده ابراهيم(ع) نايل شوند. همچنين اين کتاب گزارش ميدهد که در آن زمان در دهکده امامزاده ابراهيم(ع) يکصد دهنه دکان براي پذيرايي از زوّار داير بوده است. در «کتاب گيلان» دربارۀ امامزاده ابراهيم(ع) آمده است که بر اساس شجرهنامه موجود، اين امامزاده از فرزندان امامموسي کاظم(ع) ميباشد. اين منبع افزوده است: در سال 1320 ش. در ساختمان بقعه تغييرات اساسي داده شد و نظر به مداخل زياد امامزاده، راه مالرو و جنگلي آن تعريض و به جاده ماشينرو تبديل گرديد. اين کتاب نيز از احترام بسيار زياد بقعه در نزد اهالي گزارش ميدهد. «دائرةالمعارف تشيع» ابتدا به شرح معماري ساختمان بقعه به نقل از کتاب «از آستارا تا استاراباد» دکتر ستوده ميپردازد، سپس ادامه ميدهد که امامزاده ابراهيم(ع) در يکي از مناطق سرسبز جنگلي و کوهستاني قرار دارد که تابستانها گروه فراواني براي زيارت بدانجا سرازير ميشوند. آن گاه ادامه ميدهد که به اين امامزاده کرامات زيادي نسبت داده ميشود. نويسنده کتاب «تعزيه امامزاده ابراهيم(ع)، حماسهاي ديني» هم مختصري از تاريخچه امامزاده ابراهيم(ع) را با توجه به آثار متقدم يادآور شده است؛ از جمله از قول جهانگير سرتيپپور مينويسد که: معروف است امامزاده ابراهيم(ع) برادر امام عليبن موسيالرضا(ع) ميباشد. همچنين در ادامه از قول محققان ديگري ذکر کرده است که بقعه و مزار اين امامزاده در هفت تا هشت فرسخي رشت واقع شده است. نشريه «فرهنگ کوثر» پس از معرفي اجمالي امامزاده ابراهيم(ع) آورده است که اين امامزاده مهمترين امامزاده پس از آقاسيدجلالالدين اشرف و امامزادههاشم در استان گيلان است. همچنين در ادامه ذکر ميکند که بسياري از مردم گيلان عقيده دارند وي فرزند بلافصل حضرت امام موسي کاظم(ع) بوده که شماري از علما و مجتهدان گيلاني مقيد بودند هرساله چند نوبت به زيارت آن حضرت روند و شبي را در حرمش بيتوته کنند. در بروشور منتشره از سوي هيئت امناي بقعه امامزاده ابراهيم(ع) هم ضمن معرفي تاريخچه امامزاده، از سيماي گردشگري و معماري سنتي و چوبي منحصر به فرد شهرک، مطالبي ذکر شده است.
علت مهاجرت امامزادگان به ايران در جمعبندي تحقيقات به اين نتيجه ميرسيم که پس از ورود حضرت امام رضا(ع) عده بيشماري از سادات و فرزندان و احفاد حضرت علي(ع)، اعم از سادات موسوي، علوي، حسني، حسيني، و ...، همراه امام هشتم(ع) و حتي بعد از شهادت ايشان با نيات مختلف، از جمله: خونخواهي آن حضرت، در امانماندن از جور جائران عباسي و دلايل مختلف ديگر، راهي ايران شدند. اما شرايط خفقان و بسيار سخت حاکم بر جامعه آنروز ايران، سبب پراکندگي اجباري سادات معظّم در سراسر ايران گرديد. مناطق شمالي ايرانِ آن روز که ديلمستان و طبرستان ناميده ميشد، از چند جهت حائز اهميت بود که در اين ميان دو علت، برجستگي ويژهاي داشت: اوّل، خصوصيت جنگلي و کوهستاني بودن منطقه که علاوه بر اختفا، دسترسي دشمن به امامزادگان را با دشواري مواجه ميساخت؛ دوّم، انعطاف مردم اين سامان در مقابل دين حقّ و عدم ستمپذيري و زير سلطه قرارگرفتن آنان. با توجه به اين ويژگيهاي بسيار مهم، تعداد بيشماري از سادات به نقاط مختلف گيلان و تالش هجرت کردند. البته برخي از آنان در تعقيب دشمنان به وسيله عوامل داخلي به شهادت رسيدند و برخي ديگر نيز به دور از چشم عباسيان تا پايان عمر خويش به تبليغ دين حنيف اسلام و ترويج مکتب حقه اهلبيت: مبادرت ورزيدند و مردم را به اين آيين پاک دعوت کردند و پس از رحلت آنان، مقابرشان ملجأ و مأمني براي حاجتمندان گرديد که امروزه بقاع متبرک آنان در سرتاسر اين ديار پراکنده است. امامزاده ابراهيم(ع) کيست؟ با اين توضيح و بنا به روايات تاريخي که مردم اين سامان از نسلي به نسلي ديگر منتقل ساختهاند، چنين به نظر ميرسد حضرت امامزاده ابراهيم(ع) يا شاهزاده ابراهيم(ع) از سادات موسوي بوده و به نوادگان و فرزندان امامموسي کاظم(ع) منسوب است. نقل شده که جناب ايشان، همراه آقاسيدجلالالدين اشرف (مدفون در شهرستان آستانه اشرفيه) و آقا سيدهاشم (مدفون در شهرکي به نام امامزادههاشم، واقع در کيلومتر 30 جاده رشت به تهران) پس از شهادت امامرضا(ع) براي خونخواهي آن حضرت، از مدينه به ايران سفر کردند. آنان ابتدا به قم و از آنجا براي عزيمت به خراسان از بيراهه، راهي قزوين شدند تا از طريق گيلان و طبرستان به خراسان روند و انتقام خون آن امام همام را بگيرند، وليکن اين بزرگواران تحت تعقيب مزدوران «سرخاب» نامي که حاکم قزوين بود، قرار ميگيرند و در ورودي استان گيلان ناچار از هم جدا و هر کدام به سويي روانه ميشوند. در اين ميان، امامزاده ابراهيم(ع) همراه برادر و خواهرش به نامهاي امامزاده اسحاق و خيرالنساء،[8] به سمت فومنات در شفت رفته، و به مردم اين سامان پناه ميآورد. اما عوامل داخلي عباسيان ضمن جدايي بين آنان موجب شهادت هرکدام از اين سه بزرگوار در نقطهاي از شفت ميشوند. منقول است امامزاده ابراهيم(ع) همراه پيرمردي که رکابدار آن سيد عظيمالشأن بود، به سمت روستاي طالقان ميرود اما پيرزني از ايادي عباسيان به طمع جايزه، حضرت امامزاده ابراهيم(ع) و همراهش را مسموم ميکند. به نظر ميرسد خدمتکار امامزاده ابراهيم(ع) با توجه به کهولت سن، نتوانسته در برابر سمّ دوام بياورد و پس از مسموميت به شهادت ميرسد و در همان محل شهادت به خاک سپرده ميشود که امروزه مقبره آن پير رکابدار با عنوان «بابارِکاب» محل رجوع ارباب حاجت ميباشد. نيز قبر آن پيرزن ملعون، محل لعن و نفرين ابدي زوار امامزاده ابراهيم(ع) است. امّا امامزاده ابراهيم(ع) با توجه به قدرت بدني زيادي که داشته، توانسته اندکي بيشتر حرکت کند و خويش را به دامنه کوه برساند و پس از شهادت با آب چشمه ميدان دهکده، غسل و در محل فعلي تدفين ميشود. |
|
||