|
تارنمای مرجع تالش شناسی
|
پایگاه تالش پژوهی علی
عبدلی پنجره ای به روی فرهنگ و تمدن تالش
|
![]() |
شما در بخش نقد و بررسی هستید |
|
مقالات این بخش نقدي بر شعر چفت رفت نقي مهر پويا گذري بر مجموعه شعر ايسپي رو تا كورا نگاهي به فرهنگ موضوعي تالشي به فارسي 1 معرفي منابع تالششناسي خارج ازكشور واژه نامه دانش آموزي تالشي - تركي اثري نو در شناخت منطقۀ سياهمزگي
|
نگاهی به فرهنگ موضوعی تالشی به فارسی علي عبدلي جای بسي خوشحالی ست که شمار منابع زبان تالشي که در ایران پديد می آیند همچنان رو به افزایش است و در این زمینه پژوهشگران محلی بیشترین همت را نشان می دهند. « فرهنگ موضوعی تالشی به فارسی » جدیدترین اثری است که دكتر محرم رضایتی کیشه خاله و ابراهیم خادمی ارده، در زمینه زبان تالشی (گويش تالش مياني ) پدید آورده و به وسیله انتشارات دانشگاه گیلان چاپ و منتشر کرده اند . این اثر مشتمل است بر سه بخش مقدمه (10 صفحه) ، لغات ،ترکیبات و کنایات (188 صفحه) و نمایه الفبایی متن کتاب (85 صفحه) در قطع رقعی به قیمت 3 هزار تومان. نمایه بخش پایان کتاب نشان می دهد که در این اثر حدود هفت هزار مدخل گرد آمده است به گفته مولفان همه این مدخل ها جز موارد اندک و ضروری ،اصیل تالشی اند و گردآوری و تدوین آنها مبتنی بر شیوه نو، مطلوب ، علمی و با نتایج واقعی و قابل اعتناست. اگر چه در آثاری که قبلاً در این زمینه تالیف و منتشر شده اند بیشتر واژه ها و اصطلاحات اصیل تالشی ثبت و ضبط گردیده اند و از بیشتر آنها در فرهنگ موضوعی تالشي به فارسي نیز استفاده شده است اما همه آنانی که دستی در فرهنگ نویسی دارند و از دانش و تجربه اي در اين زمينه برخوردارند، به خوبی می دانند که گردآوری لغات یک خرده زبان و گویش محلی و معنی کردن و تالیف و تدوین آنها در قالب یک کتاب به چه تلاش و دقت و پشتکاری نیازمند است . از این رو مولفان فرهنگ موضوعی تالشی حتی اگر موفق شده باشند صد لغت ثبت نشده از زبان تالشی را گردآوری و به گنجینه مدون این زبان بیفزایند، سزاوار تقدیرند. با این حال چون این کتاب به وسیله دو محقق دانشگاهی در قالب یک پروژه تعریف شده در دانشگاه گیلان به رشته تحریر و تالیف درآمده و از سوی انتشارات بالاترین مرجع علمی استان چاپ و منتشر شده است و این امتیازات اثر مذکور را در نخستین نگاه با اعتنا و اعتبار ویژه ای روبه رو می نماید و دست کم از سوی محققان نا آشنا به زبان تالشی، با اعتماد کامل مورد استفاده و استناد قرار می گیرد و حتي ممكن است آثار تالشي مشابه را تحت الشعاع قرار داده و در درجه اهميت و اعتبار ثانوي قرار دهد ، نگارنده را بر آن داشت که محتواي اين كتاب را به اجمال مورد بررسي قرار دهد . در اين بررسي ، برخی از ویژگی ها و اشکالات كتاب مورد نظر كه بيشتر جلب توجه نمودند ، عبارتند از : آوانگاري نادرست و ناقص، ساختن لغت و مدخل فراوان با ادات دستوري ،ثبت واژه هاي دخيل متعدد ، مدخل هاي داراي معاني نادرست ، مدخل هاي مبهم و جعلي ، ثبت مدخل به صورت هاي مختلف ، واژه تراشي ، تداخل نا آگاهانه لهجه ها ، آشفتگي در تنظيم ، مدخل هاي نكوهيده و درك نادرست از كنايه . 1 – آوا نگاري : معمولاً اهل فن و تحقیق در این گونه آثار، پیش از هرچيزچگونگی آوانگاری را مورد توجه قرار می دهند تا دریابند که مولف يا مولفان از چه تجربه و دانشي در اين زمينه برخوردار بوده و متون و واژه های گویشی را با چه کیفیت و شیوه ای به نگارش درآورده اند . لذا در این بررسی نخست می پردازیم به جدول نشانه های آوانگاری فرهنگ موضوعی تالشی به فارسی . در آخرین صفحه مقدمه این اثر جدولی از نشانه های فونوتیک ارایه شده با عنوان «علایم آوانگاری » در آن جدول 29 همخوان (صامت) آمده است که براي شماري از آنها دو نشانه آوایی به صورت زير دیده می شود : ت(tُ-t ) د (-‘d -d) ر (r'ُ- r) ز(zُ'- z) س (sُ'- s) ن(nُ'– n) ل(Lُ'- L) اما درباره تفاوت بین هیچیک از این نشانه های جفتی توضیحی داده نشده است تا مشخص شود که مثلاً بین (n) و ('nُ) چه تفاوت آوایی یا معنایی وجود دارد.جالب این که شاهد هایی نیز که در این مورد ارایه داده شده اند به زبان روسی است !!.در حالیکه خود روسها در این گونه تحقیقات از فونوتیک بين المللي IPA استفاده مي كنند و شاهد را از زبان مورد تحقيق با توضيح به زبان اصلي مي آورند . حال اگر واقعاً مولفان محترم به زبان و خط روسی بیشتر آشنایی داشته باشند ،معلوم نیست که در آوانگاری لاتین برای ارزشیابی واجی لغات تالشی به چه سبب شاهد هایی به زبان و الفبای روسی آورده اند؟!. با توجه به این که تاکنون در هیچ منبع و نوشته ای دیده نشده که در یک زبان یا گویش ایرانی همخوان جفتی وجود داشته باشند و هیچیک از پژوهشگران زبان تالشی اعم از غربی ،روسی و ایرانی هم به چنین موضوعی نپرداخته اند مگر پرفسور ريس كه گفته مي شود اشاره اي داشته به موردي از همخوان نرم درگويش خاصي از زبان تالشي . البته نه به آن معني كه درفرهنگ موضوعي پنداشته شده است . لذا بسیار ضروری بود که مولفان اين فرهنگ مذكور در اين باره توضیح مختصری می دادند تا دست کم افراد کم سوادی مانند نگارنده بفهمد که چگونه ممکن است در ساختار آوایی زبان تالشی دو نوع ت، د، ر، ز، س، ن، ل وجود داشته باشد . این موضوع هنگامی جالب تر می شود که می بینیم افزون بر این که تفاوت نگارشی همخوانهای جفتی با ویرگول وارونه ( ‘ ) مشخص شده، ایضاً همین نشانه در جدول یاد شده، جداگانه به عنوان« نشانه نرمی آوا» نیز آمده است . به این ترتیب بارمل و اسطرلاب نیز نمی شود کشف کرد که در آوانگاری مدخل های کتاب، وجود گسترده ویرگول وارونه، در کجا به معنی تفاوت همخوانهای جفتی است و در کجا به معنی نرمی آوا .اصلا منظور از نرمي آوا (صامت ها ) چيست ؟ . همچنين در این مورد که ارزش همخوان نرم در تقابل با معادل عادی آن چگونه به دست می آید؟ يا به عبارتی تفاوت همخوان عادی با معادل نرم شده آن چیست، در کتاب مذکور هیچ توضیحی دیده نمی شود . موضوع دیگری که در آوانگاری کتاب مورد نظر جلب توجه می کند کشف و ابتکاری ست که در بخش وا که های آن دیده می شود . مولفان محترم در این بخش برای زبان یا به زعم آنها (گویش) تالشی یا زده وا که به شرح زیر قایل شده اند : -َ a ، -ِ e ، ə معادل a در کلمه انگلیسی about ، آa ،ای I ،او u ،آی uy ، ای ay ،اوئه ua ، او ue ، y معادل oy در کلمه boy انگلیسی . ای کاش مولفان محترم در جایی اشاره می کردند که این نشانه های آوا نگاری مبتنی بريك الگو یا قاعده و نرم شناخته شده ای ست یا تماماً کشف و ابتکار آنهاست زیرا تا جایی که نگارنده اطلاع دارد هیچیک از پژوهشگران زبان تالشی ، کسانی چون لازارد ، بازن ، یارشاطر ، رفيعي ،حاجت پور ،نصرتی ،امیریان و ديگران ، در حین داشتن اتفاق نظر کلی در استفاده از یک قاعده و نرم علمی و بین المللی برای آوانگاری مواد و متون زبان تالشی ، در تضاد با آوانگاری آقایان رضایتی و خادمی قرار دارند . این موضوع خود دلیل ست بر این امر که محققان ياد شده اگرچه نسبت به آوانگاری ای که در کتاب « برگزیده های اشعار سید عبدالقادر حسینی و سید محمود شرفی » ارایه داده اند پیشرفت هایی کرده اند ولی هنوز با مشکل اساسی خود در این زمینه دست به گریبانند. این محققان از سویی در بخش همخوانها برا ی گروهی از آواها دو نشانه قایل اند ، از سوی دیگر در بخش وا که ها شماری از آواهای موجود و گسترده زبان تالشی را اصلاً نمی شناسند و برای نگارش شماری دیگر از نشانه های غیر علمی ، ناشناخته و گمراه کننده استفاده کرده اند .به طور مثال ،آنها آواهایی چون اُ o در اردک ، آو ow: در داوری (دیس) تالشی ، اُی ö در دٌم «دُم » تالشی ، ل مختوم به اي Ï در دلازَ كر (گدا) تالشي كه کابرد گسترده ای دارند را کاملاً نمی شناسند و با آوردن شاهد about انگلیسی به جای شاهدهای رسا و متنوع تالشی یا فارسی، برای وا که ə ، ارزش آوایی شناخته شده آن را نیز در ابهام قرار داده اند همچنین در جدول آوانگاری کتاب در بخش مصوت ها از آواهایی با نام : ای =ay ، آی =ay ، اوئه =ua و اوئه =ue یاد شده است ولی برای مشخص کردن ارزش آوایی آنها هیچ توضیح و شاهدی ارایه نگردیده است تا مشخص شود كه مثلا وقتي تركيب دو واكه براي يك آوا به صورت ( ue )، در حالت عادي و معمول چه تفاوت آوايي با همين تركيب خود در جدول آوانگاري كتاب فرهنگ موضوعي تالشي به فارسي دارد . از آنجایی که این نشانه های مرکب تاکنون در هیچ منبع زباني نیامده واز سوي هيچ زبانشناس و محقق خبره اي مورد استفاده قرار نگرفته است ، پی بردن به آوای پنج وا که مذکور چنانکه مورد نظر مولفان است ، برای هیچ خواننده ای امکان پذیر نیست ، اما کسانی که تالشی زبان اند ، از روی نام فارسی آن واکه ها شاید بتوانند متوجه شوند که منظور مولفان از اوئه ua احتمالاً جزء پسین واژه هایی چون : زوئه = پسر و پوئه = پایه و منظور از اوئه ue ، جزء پسین واژه های نوئه = نهادن و دوئه = دادن، تالشی ست . اگر این حدس درست باشد مشخص خواهد شد که نشانه های ترکیبی لاتینی ای که مولفان برا ی تلفظ آن دو آوا ارایه داده اند، کلاً فاقد ارزش اند زیرا ua ( او + اَ ) و ue ( او+ اِ ) خوانده می شوند و آوای حاصل از این ترکیب ها هیچ شباهتی با آوای واقعی آن دو واکه ندارند شایان گفتن است که اين واکه ها سالها پیش در زبان تالشي شناسایی شده و در فرهنگ تطبيقي تالشي – تاتي – آذري ، موقتاً با استفاده از الفبای اوستایی ، نشانه ها ي ( ∑ ) برای آوای پسین زوئه و ( ∑) برای آوای پسین نوئه ارایه شده است . 2 – ساختن مدخل با ادات دستوري : فرهنگنامه نویسی دست کم در ایران سابقه ای بیش از هزار سال دارد . از کهن ترین فرهنگنامه ها مانند فرهنگ اسدی توسی و صحاج الفرس گرفته تا معاصرين ، هرگز دیده نشده که مولفی صدها و هزاران لغت و مصدر و اصطلاح را ثبت نماید و سپس با افزودن پیشوندها ،پسوندها ،افعال ، و قیدها به آن مدخل ها، لغات و مداخل جديدي بسازد و به فهرست مدخل های تالیف خود اضافه نماید. قطعا اگر شادروان معين از چنين شيوه اي استفاده مي كرد ، فرهنگ فارسي شش جلدي ايشان شايد به شانزده جلد مي رسيد . می دانیم که فرهنگنامه نویسی نیز مانند دیگر رشته ها ی علوم انسانی ضوابط ،قواعد و اصول ویژه خود را دارد . حتيً به لحاظ این که هر فرهنگ لغت برای این تالیف می شود که یک اثر مرجع باشد ، نسبت به دیگر آثار پژوهشی و تالیفی نیازمند دقت و حساسیت بیشتر است . اما متاسفانه مولفان محترم فرهنگ موضوعی تالشی به فارسي ، عنایتي به این مسائل نداشته و خود را مجاز دانسته اند که باشمار نسبتاً کم لغات و اصطلاحات و مصدرها بازی نموده و شمار مدخل های فرهنگ خود را به چند برابر افزایش داده اند . به طور مثال با فزودن پیشوند نفی(ana) معادل پیشوند (نا) فارسی، پیشوندها ي (a) و(a ra )، هردو معادل پسوند (نده ) فارسی ، پنج پیشوند مصدری موجود در دستور زبان تالشی (ji، pe ،â ، vi، da) و پسوند (nin) معادل پسوند (نی) فارسی ، به واژه ها و اصطلاحات و افعال ومصدرها ، چند هزار مدخل جدید ساخته اند !!. چنانكه استفاده از ادات دستوري گاه شكل عجيبي به خود گرفته است .مثلا با افزودن پسوند (j ) كه نسبت و تعلق مكاني را مي رساند ، به دنباله نام اماكن ، مدخل هاي زيادي ساخته وآن را در بخش مستقلي به نام ( نسبت مكاني و قومي ) آورده اند . در حالي كه تمام اين بخش راهم در يك جمله مي شد به رسايي و شيوايي توضيح داد و هم به شيوه كنوني تا بي نهايت ادامه داد. يعني مي شد به دنباله نام هزاران شهر و روستاي منطقه تالش يك (j ) اضافه كرد و يك كتاب چند صد صفحه اي به نام لغت نامه موضوعي پديد آورد . مولفان با ترکیب کلماتی مانند: مس، آو ،روی ،گاو ، شال ، سیا ،شر ،درز، دست ، دار، خشک ، خر ، چو ،توم، پایز ،برز ،اسبه ،ایسبی و غیره با واژه های دیگر، صدها مدخل ترکیبی ساخته اند .مانند: مس مجمه (مجمه مسی) ،مس تاس ( كاسه مسي ) ، مس خيكاره ( تابه مسي ) ، مس كترا ( كفگير مسي ) ، مس گوله ( ليوان مسي !!!) و... يا گادوش (دوشنده گاو) ،شال یا اَژَن ( کسی که شال را لگد می زند) ،سیا ذیال (ذغال سیاه ) شته ور ( برف سفيد !!) ، خري بني آفتاو ( آفتاب زير ابر) و ... الخ. 3 – واژه هاي دخيل : علیرغم این که مولفان در مقدمه کتاب مذكور با اشاره ای انتقادی از آوردن واژه های دخیل در فرهنگ های گویشی به وسیله دیگر محققان ، تاکید كرده اند که در این فرهنگ همه ي مدخل ها جز موارد اندک اصیل می باشند ، تقریباً هیچ صفحه ای از آن کتاب خالی از واژه های عربی ، فارسی ، ترکی و غیره نیست و اگر فرصت دست دهد می توان دهها واژه دخیل مانند نمونه های زیر، در کتاب مذکور فهرست کرد : تولوق ، قاب ،الآن ، کبریت ،فن ،پوت ، چطور ،پالتو، سیبشکه ، ميلیون ، صنوبر ، افندی ، حرص ، حریال ، حشم ، صندوق ، صلا ،طناز ،کیلو ، عطر ، عسل ، علاف ، قابلمه ،قدا ، قال ، قلدر ،قشقه ، قاطر ، قبر ، قبراق ، اَكين ، بوز ، مطرب، غضب ، غنیم ،بشقاب و .... . 4 – مدخل هايي با معني نادرست : آنچه که در این فرهنگ بیش از هر چیزی موجب شگفتی می شود وجود شمار زیادی مدخل با معانی نادرست است . این شگفتی از آن روست که آقایان دكتر رضایتی و خادمی، هر دو تالش و تالشی زبان و دارای تحصیلات عالیه اند . از این رو قاعدتاً باید واژه های زبان مادری خود را هم درست تلفظ کنند و هم درست معنی نمایند. پس چه اتفاقی افتاده است که در فرهنگ لغتی که در کمال فراغت و با حمایت دانشگاه نوشته شده و از وجود منابع معتبري مانند تالشي نامه ، زبان تالشي گويش خوشابر و فرهنگ تطبيقي تالشي ، تاتي و آذري نيز بهرمند بوده اند ، واژه ها این گونه معنی شده اند: ثبت در فرهنگ موضوعي: معني درست : شیشه گوله : لیوان شیشه ای کوزه بلوری سَرَکورَ : شقیقه یاد کردن در غیاب کَفل : میان دو کتف کپل گَل : ران حد فاصل بین دو پا خلا : پارچه متقالی لباس کیشتی : کمر شالي كه به كمر مي بندند گاز : دندان پیشین دندان اِيسبی روشون : سپیده دم سفید و روشن بورم : نردبان بلند نوعی درفش مکعب مزین آسر نگسته : خشم گرفتن حاشا کردن مو : پر ماکیان مو به معني اعم اَورشم : پارچه ابریشم ابریشم بوکله: یوزه ، دهان کوچک برجستگي گونه ، سرنان بربری شالَ درزن : جواله وز سوزن لحاف دوزی پوست : خشک پوستی کوچک پوست داله وون : کلفت ينگه گلاونسته : غلتانده جوشاندن مايعات پدار : ستون تقويتي وزن كن 5 – مدحل هايي جعلي و مبهم : در فرهنگ موضوعی تالش دو گروه مدخل نیز وجود دارد که جعلی یا مبهم اند. منظور از مدخل های جعلی و مبهم آنهایی هستند که یا ساختگی و ترجمه ای هستند یا محرف و ناقص و به صورتی که ثبت شده اند اصالت از تالشی نمی گیرند. در مورد بعض ازاين گونه مدخل ها حدس زده مي شود كه مولفان چيز هايي را ديده يا از وجودش آگاه بوده اند اما نام و اصطلاح آن را نمي دانستن و ناگزير خود مبادرت به واژه سازي كرده اند . چند نمونه از این مدخل ها به شرح زیر است . پنجاه ویس پنج : پیمانه ای با ظرفیت 900 گرم موچَ کوتوم: پشه بند پس چانسته هوا : نام آهنگي تالشي اَختاو: آفتاب انگشته صدا : بشكن بونه بر : درب پشت بام جز نامه : جهيز نامه ادب خانه : مستراح جيسوجون : دعايي مكتوب كه سوخته آن را به بيمار دود كنند آفتا و بنش : هنگام غروب آرا اَژَن : آتش زننده پشبون تر : سه روز بعد ژرَه: گاو ماده جوان سره كلا : كلاهك كندوج و منازل گالي پوش . شو سوجَ چرا : چراغ خواب خردن دون : رحم حال آرمه : به حال آمدن پیشاو : ادرار 6 – ثبت محتلف واژه ها : شمار قابل توجهی از مدخل های کتاب مذکور واژه هایی هستند که به صورت های مختلف و متفاوت ، با یک معنی ثبت شده اند . یعنی یک واژه با تغيیر صورت در چند جا به یک معنی آمده است . از این رو مشخص نیست که در بین صورت های مختلف یک واژه کدام یک اصیل است و كدام يك به گویش تالشی میانی تعلق دارد و کدام یک جعلی و دخیل یا وام گرفته است . انجام سخن اين كه در بين اين رشته مدحل هاي مختلف هم معني تنها يك مورد مي تواند درست باشد .از این گروه مدخل ها می توان چند نمونه زیر را برشمرد: زيته ،سیازیته ، نسبر ، سیانسبر : سار زیزا ، سینه سو رو : سينه سرخ سَرَکورَ، گیجگا : شقیقه ویوأمزا ، عروس مزا : نوعی بازی با سنگ دیوک ،هونگ : هاون حب جوش ، قبه جوش : کتری چَکوژن ، کلاسنگ : فلاخن یل، دیلم : اهرم آفتاوَ لَگَن ، دستاوَ لگن : لگن برای شستن دست و صورت پیشاو،چامین : ادرار خوار آرکره تخته : دارآسونه تخته : تخته ای برای هموار کردن زمین دپا ، وشن : بوران سَرَو ، سرو چو ، سروَ تير : تير چوبي براي طراز كردن خط الراس سربندي !!؟ 7 – واژه تراشي : در جاي - جای کتاب، مدخل هایي به چشم می خورد که غیر واقعی و ساختگی ست و برای کسانی که به زبان تالشی آشنایی دارند ، موجب شگفتي مي شود . به طور مثال در بخش پیشه ها و مشاغل : پتارچی : دزد ، مای اَخر : خریدار ماهی ، خوتَه پا : خوک بان ، دار ویره کو: آنکه میوه درختان را با چوب می ریزد و دار اتاش : آنکه درختان را می تراشد را در زمره حرف و مشاغل آورده وهمچنین برای هر یک از کارها و وظایف نجار محلی نام و اصطلاحی ساخته و آنها را به عنوان پیشه هایی مستقل در لیست مدخل ها قرار داده اند مانند: که اَ ساز ، که ساز : نجار : سازنده خانه . بَرجَه بند : پنجره ساز پَرده ساز : پل ساز دارَتاش : تراشنده درخت کَه سر پره فن : شیروانی ساز لارَ تاش : تراشنده لار ( مخزن چوبی آب ) لته تاش : تراشنده لت چوبی باشکه تاش : تراشنده لت های بلند لته دَکَر: آنکه لت ها را بر شیروانی می چیند. این واژه تراشي با استفاده از ادات دستوري ، کم و بیش در دیگر بخش های کتاب نیز اتفاق افتاده است. مثلاً در بخش اوقات و تقویم ، با مدخل های زیر روبرو می شویم : سال دانزه ما : دوازده ماه سال روجیرا : هنگام روز شویرا : شب هنگام نار نهار : قبل از نهار نی نهار : قبل از نهار کوتومون سر: هنگام سبز شدن بذر در خزانه نشاسته کارون : هنگام نشا کاری کوتمه خسی : هنگام کوتام خوابی الآن : الآن کولی چارشنبه شو: شب چهارشنبه سوری سرسا : فردا ، سر صبح سوسه : فردا ، سر صبح صب: فردا ، صبح صبا : فردا صبیرا : هنگام صبح صب سر : اول صبح 8 – مسئله ناشي از اختلاف لهجه : در سراسر کتاب مصدرهای فراوانی به چشم می خورد که به علت اختلاف پسوند دو بار به یک معنی ثبت شده اند . این موضوع ناشی از آن است که مولفان محترم به علت آن اختلاف پسوند پی نبرده و ناگزیر هر دو صورت مصدرها را بی هیچ توضیحی ثبت کرده اند . پسوندهای مذکور عبارتند از سته səte و نیه nie . نیه پسوند مصدری مشترک کلیه لهجه های زبان تالشی است و پسوند سته خاص تالش میانی مي باشد . لذا نیمی از مصادر تالشی میانی فقط به سته ختم می شوند. مانند: آزنسته = شناختن ، چکسته = شکسته شدن ، تاجنسته= تاختن ، گاردنسته = گرداندن ، ترسسته = ترسیدن ، خارنسته = خاراندن ،برگنسته = افتادن و همین مصادر مثلاً در لهجه خوشابری به صورت : آزنيه ، چکه ، تاجنیه ، گاردنیه ، ترسه ، خارنیه و برگنه ، تلفظ می شوند. لذا اگر مولفان محترم فرهنگ موضوعی با اندکی تامل و بررسی به علت این تفاوت پی می بردند ، ناگزیر به ثبت صدها مدخل تکراری نمی شدند . اکنون که سخن از مصدرها پیش آمد لازم است به این موضوع نیز اشاره شود که در این بخش از کتاب مورد بررسی ما ، ارایه ي مدخل جعلی و معانی غلط برای مدخل ها به اوج می رسد و خواننده تالشی زبان کتاب از خود می پرسد که اگر مولفان تا این اندازه باور نکردنی دچار اشتباه و خطا شده اند ، نقش دانشگاه گیلان که صاحب پروژه تحقیق و تالیف و ناشر این اثر است ، چه بوده ؟ . آن مرکز علمی که با داشتن اساتید تالش و زبان شناسی مانند دکتر حمید حاجت پور ، دکتر علی رفیعی و ديگران ، چرا از حق نظارتی خود استفاده نکرده است . آیا واقعاً دانشگاه گیلان مصدرهای زیر را با معانی ای که در مقابلشان آمده است، دیده و چاپ کرده؟! : ویکولچونسته : تکه تکه کردن چیزهای سخت با دندان دبرمسته : با هم گريه کردن دمیز یسته : دریده شدن آتا لسنسته ، پتالسنسته ، پتسلسته ، پتسسته : خفه كردن دَهشته : رها کردن آمیته : مخلوط کردن دَگته : در انداخته دَوَشته : در جهیده هنجير : موفق ویدرنگ اَژَن : ناخن زننده اَمرده : بی حس شده برکیسته : برکشیدن جیخلتاونسته : پیچ دادن پپاجیسته : کوتاه شدن آخساونسته : خواباندن اَدشته : نگریستن وي هشته : فرونهادن خش به : خوش بودن دَرَسوج : سوزاندن و الي بی نهایت... که ناگریزبراي جلو گيري از اطاله سخن باید به همین مشت نمونه خروار بسنده کرد. 9 – مدخل هاي نكوهيده : اگرچه نویسنده فرهنگ لغت می تواند از ادات زبان مورد تحقیق خود هر چه را که یافت به روشی علمی ثبت و معنی کنه ولی مواردی هست که شئونات اخلاقی و برخی بایست ها و نبایست های ضرور مانع تندروی های سور رئالیستی می شود. از این رو اغلب فرهنگ نویسان و حتی گردآورندگان فرهنگ عامه برای رعایت برخی ملاحظات ، یا کلاً از خیر ثبت چند لغت و مواد فرهنگ عامه گذشته اند و یا مفاهیم را در لفاف مناسب الفاظ پیچانده اند . اما این ملاحظات در فرهنگ موضوعی تالشي به فارسي ، مدنظر قرار نگرفته و در این اثر به ویژه در بخش کنایات آن واژه ها و عبارات و جمله هایی آمده است که خواننده گاه ناچار است از شرم چشم خود را بسته و به صفحه ای دیگر برود. نگارنده را ببخشید از این که نمی تواند در اینجا از آن دسته مدخل ها مشتی به مثال ارایه نماید 10 – آشفتگي در تنظيم : یکی از مهم ترین اهداف در تدوین فرهنگ لغت این است که هر کس معنی کلمه ای را نداند با مراجعه به فرهنگ لغت مربوطه با استفاده از روش ترتیب الفبایی آن لغت را یافته و با معنی آن آشنا شود. در فرهنگ های موضوعی که به نظر نگارنده برای خرده زبانها و گویش ها اصلاً لازم نیست ، دسته بندی واژه ها و اصطلاحات باید با چنان دقتی انجام شود که با مراجعه به بخش هر موضوعی بتوان کلمه های مربوط به آن بخش را یافته و با معانی آنها آشنا شد . ولی در « فرهنگ موضوعی تالشی به فارسي » دقت کافی در دسته بندی و تنظیم مداخل ها ، به عمل نیامده است از این رو : آسیاب ، لیوان ، ارابه ، خیک ، الیاف درختی ، عصا ، دف ، سرنا ، گونی سبوس با انواع بشقاب ها و چرخ نخ ريسی و آبشخور چوبی دام ها ، در بخش « ابزار و آلات » دیده می شوند. یا : آب دزد، باز کننده بار ، جوراب ، گل ، رُفت و روب ، آب گل آلود ، کوه ، پوچ ، فروشنده شالی و برنج ، خریدار شالی و برنج ، در ذیل موضوع ( اصطلاحات کشاورزی) آمده است . همچنین شمار زیادی از واژه ها و اصطلاحات و ترکیبات عیناً یا با تغییر اندکی ذیل موضوع های مختلف تکرار شده اند مثلاً بخشي به نام « کنایات » در این کتاب گنجانیده شده و بسياري از مداخل این بخش عیناً در دیگر بخش ها نیز پخش گردیده اند و به اين ترتيب نيز كميت مداخل، افزايشي تصنعي يافته است . در حاليكه با وجود چند فرهنگ نامه زبان تالشي معتبر ، لازم بود اين دو محقق محترم در انديشه گردآوري مواد زباني ثبت نشده تالشي مي شدند نه براي دوباره نشر دادن مواد گردآوري ومنتشر شده به وسيله ديگران ، قالبي باعنوان «فرهنگ موضوعي» را برگزيده و به شيوه اي ناروا و نادرست ، به افزايش كميت مواد منتشر شده به پردازند . 11 – درك نادرست از كنايه : در صفخات 144 تا 157 كتاب به « كنايات » تالشي پرداخته شده است . در اين بخش نيز اشكالات متعد ي به چشم مي خورد كه عمده ترين آنها ثبت واژه ها و مصدر هاي فروان به عنوان كنايه و ارايه معني نادرست براي بسياري از آنها مي باشد . چنانكه آمد ، مولفان محترم هردو تحصيلكرده رشته ادبيات فارسي هستند . از اين رو اگر عذرشان در مورد اشكالات مربوط به زبان شناسي و فرهنگ نويسي پذيرفته شود ، اين انتظار وجود دارد كه آنان صور خيال را خوب بدانند و با تفاوت بين واژه ه و مصدر و اصطلاح با تشبيه ، مجاز ، استعاره و كنايه آشنا باشند . چنانكه مي دانيم « كنايه از نظر لغت يعني آنچه كه انسان مي گويد و از آن چيز ديگري اراده كند . بنابر اين كنايه ضد صريح است و در سخن كنايي اگر معني اصلي نيز مورد نظر و آشكار باشد ، آن معني و سيله اي براي رسيدن به معني مراد است –« دكتر پورنامداريان ، رمز و داستانهاي رمزي در ادب فارسي ، صفحه 17 » در صورتي كه مولفان چنين تعاريفي را قبول داشته باشند ، چگونه توانسته اند كلمات زير را كه هيچ معني غير صريحي ندارند ، مگر اين كه با كلمات ديگري تركيب شوند ، كنايه به شمار آورده اند : آبرده : گرفتن ، تصرف كردن . آپَرچيه : از ته بريدن خس و خار ( پاكسازي كردن زمين از درخت و خس و خار) آوَ را : راه آب . يَنده ژه : بهم زدن . ايسبيه چيزه : شكوفه سفيد ايسبيه شت : شير سفيد . پايمال آبه : پايمال شدن . پخاسته : سپوختن . چرا : چراغ . چشته : چشيدن . خنده : خواندن . زَله : زالو . ماره گو : مدفوع موش . سوجيسته : سوختن ديگر اشكال مهم بخش كنايات ، نادرستي معني صريح و غير صريح شمار زيادي از مدخل هاست . نمونه هاي زير شاهدي بر اين ادعا مي توانند باشند : كنايه ! : معني آمده در كتاب : معني درست : آسرنگسته : خشم گرفتن ، عاشق شدن انكار كردن پتارسته : بركشيدن ، بالا آوردن غارت كردن پلخته ليو : شخص سست و بي اراده آدم دو رو و نقش باز جيخته : متواري ساختن پنهان شدن سر آگنسته : سر فرود آوردن دريافتن ، متوجه شدن وشته : نجات يافتن جهيدن ، پرش نمودن گف اَ مس : ساده لوح و خوش باور شنونده سخن ، حرف شنو . گف : حرف نا روا سخن ، حرف كه سره پا : سر پاسبان خانه اصطلاحي ست به معني كدبانو شايان گفتن است كه بخش كنايات اين كتاب زماني نوشته شده است كه مولفان آن دست كم به كتاب « تالشي نامه » اثر ارجمند علي نصرتي سياه مزگي ، با موضوع كنايات و تعبيرات تالشي دسترسي داشته اند . آنها مي توانستند آن را الگو قرار د هند تا دچار اين همه سهو و خطا نشوند . 12 – پايان سخن : به این ترتیب آنچه لازم بود درباره« فرهنگ موضوعی تالشی به فارسی » گفته آید ، به اجمال و اختصار آمد اما حکایت همچنان باقی ست . مطمئناً اگر برای زبان شناسان و اهل فضل و فن فرصتی پیش آید تااين کتاب را مروري بكنند قطعاً گفتنی های فراواني خواهند داشت که نگارنده به لحاظ ضعف بضاعت علمی و برخی معذورات نتوانسته است به قلم بیاورد . و سر انجام در یک نتیجه گیری شفاف می توان گفت : فرهنگ لغتی که آوا نگاری آن اساساً فاقد اعتبار است و شاید فقط یک سوم مدخل های آن قابل ثبت باشند و نیمی از این شمار نیز یا غلط ثبت شده و یا دارای معنی نادرست اند ، اگر از سوی یک مرجع علمی منتشر شود ، ناشر بیش از مولف سزاوار گله و انتقاد است . منبع : ماهنامه تالش شماره 41
|
|
||