استفاده از مطالب اين پايگاه با ذكرمنبع و نام نويسنده/مترجم آزاد است

 

 

   

Home
تازه هاي تالش
سرزمین تالش
زبان و ادبیات تالش
تاريخ و باستان شناسي
مردم شناسی تالش
هنرو فرهنگ تالش
كتابخانه تالش
اجتماعی
نقد و بر رسی
تالش شمالي
علي عبدلي در يك نگاه
گوناگون
آرشيو
پيوندها
تماس با ما

 

شهرستان فومن

 

فومَن که در گیلان فتح اول خوانده می‌شود، نام یکی از شهرستان‌های استان گیلان است که از شمال به شهرستان صومعه‌سرا از جنوب و جنوب غربی به خط‌الراس رشته‌کوه‌های البرز که مرز حوزههای آبخیز کوهستان مزبور حد طبیعی فومن و طارم است. از شمال غرب به ماسال(طالش) و شرق (رشت) محدود می‌شود.

این شهر با موقعیت جلگه‌ای در میان کشتزارها و باغهای اطراف خود محصور می‌‌باشد. این شهر تا حدود ۹۸۰ هجری قمری ،قبل از انتقال مرکزیت ایالت بیه پس توسط جمشید سلطان به رشت، حاکم نشین این قسمت از گیلان بوده است. شهر فومن با این انتقال به تدریج اهمیت خود را از دست داد و به صورت یک بازار و شهر محلی درآمد و توسعه روزافزون رشت بر روی فومن سایه افکند و تا سالیان متمادی این شهر در گیلان یک موقعیت حاشیه‌ای داشت، تا اینکه طی چند سال اخیر مجددا بصورت یک شهر فعال درآمد و توانست اعتبار پیشین خود را باز یابد.

فومن در ۲۵ کیلومتری غرب رشت قرار دارد و مناطق تاریخی و دیدنی ماسوله و قلعه رودخان در حوزه جغرافیایی این شهرستان واقع شده و برای دیدن آنها باید از این شهر گذشت. آب و هوای این شهر نیز همانند سایر نقاط جلگه‌ای گیلان، معتدل مرطوب خزری است.

شهرستان فومن دارای دو بخش ؛ سردار جنگل و بخش مرکزی و 6 دهستان: آلیان، سردار جنگل، رودپیش، گشت، گوراب پس و لولمان است. و جمعیت آن بر اساس سرشماری سال ۷۵، ۱۰۳۱۹۲ نفر می‌‌باشد .

دارای رودخانه‌ای است که از کوهستان‌های جنوبی سرچشمه گرفته و پس از مشروب کردن اراضی به دریا و مرداب وارد می‌شوند که عبارتند از: تنیان، سیاهرود، پلنگ ور، ماسوله، رودخان، پسخان و سونگ. رودخانه‌های دیگر که دارای اهمیت کمتری هستند دارا است مانند خوبک، لیشاوندان، پیش روبار، بلگور، زر مخ خاله، اسپند و غیره. این شهرستان دارای شهرک و مراکز دادو ستد است که مهمترین آن شهر فومن است که مرکز شهرستان است، با مختصات جغرافیایی زیر: طول 49 درجه و 21 دقیقه و 30 ثانیه و عرض 37 درجه و 12 دقیقه و 30 ثانیه که به وسیله یک شاهراه عریض و آسفالته 24 کیلو متری با درختان تنومند در دو طرف آن به شهر رشت مرتبط می‌شود.

فومن در دوران اسلامی به عنوان مرکز بخش بیه پس (بخش غربی گیلان) شناخته می‌‌شد. فرمانراوایان این منطقه را عمدتاً از خانوادة‌«آل اسحاق» می‌‌دانند که نسب خود را به خاندان‌های باستانی ایران از جمله به اشکانیان می‌‌رسانیدند. در زمان امیر دیباج، فومن به تصرف مغولان درآمد. پـس از قـدرت یـافتن دودمان صفوی و تصمیم شاه عباس به برچیدن حکومت‌های محلی، «خان احمد» (آخرین فرمانروای لاهیجان از دودمان آل کیا) و «محمد امین خان» آخرین فرمانروای فومن از دودمان آل اسحاق نیز از سپاه قزلباش شکست خوردند و سرتا سر گیلان زیر فرمان حکومت صفویه درآمد.

قیام جنگلی‌ها از تولم آغاز شد و فومن، پناهگاه مهم میهن پرستان و آزادی خواهان شد. در حال حاضر، شهرستان فومن از مناطق زیبا و آباد استان گیلان است که ارزش‌های بسیار جالب گردشگری دارد

فومن تا حوالی سال 980 هجری قمری زمانی که مرکز ایالت بیه پس گیلان توسط جمشید سلطان به رشت منتقل شد حاکم نشین این قسمت از گیلان بود شهر فومن با این انتقال به تدریج اهیمت خود را از دست داد و به صورت یک بازار و شهر محلی درآمد توسعه روز افزون رشت از آن پس بر فومن سایه افکند و تا سالیان دراز فومن در گیلان یک موقعیت حاشیه‌ای داشت و روز به روز از اهمیت آن کاسته می‌‌شد تااین که طی چند دهه اخیر فومن مجددا به صورت یک شهر فعال درآمد و توانست اعتبار پیشین خود را باز یابد .

ساکنان فومن را گیلکها و تالشها تشکیل می‌‌دهند و روستاهای کوهپایه‌ای واقع در غرب فومن عموما تالش و تالشی زبان هستند فومن شهری است که در میان مزارع و باغهای اطراف خود محصور شده است برنجکاری کشت چای و توتون وپرورش کرم ابریشم از فعالیتهای اصلی فومن است که عمدتا در اطراف شهر دیده می‌شود .خربه‌های زیادی در اطاف شهر وجود دارند که از دوران شکوفائی فومن به هنگام مرکزیت این بخش از گیلان حکایت می‌کنند. امروزه فومن به صورت شهری زیبا و مشجر با بازاری پر جنب و جوش درآمده است فومن بر سر راه شهر تاریخی و زیبای ماسوله قرار دارد و به هیمن دلیل مسافران زیادی در آن توقف می‌کنند توسعه راههای ارتباطی آسفالته فومن را به ماسوله صومعه سرا، رشت و ماسال و دیگر شهرهای تالش وصل کرده است .

هر چند که فومن فاقد امکانات اقامتی در شکل هتل یا مهمانسراست اما به عنوان یک شهر زیبا و دیدنی ارزش توریستی فراوان دارد بازار آن از وفور نعمت و فراوانی کالا برخوردار است کلوچه فومن که با ترکیبات خاصی ساخته می‌شود از مهمترین ره آوردهای این شهر بشمار می‌رود میدان اصلی پارک شهر و خیابانهای اصلی آن با مجسمه‌های زیبائی تزئین شده که نشانگر دوره مدیریت یک شهر دار با سلیقه و خوش ذوق در این شهراست فومن در ۲۵ کیلومتری غرب رشت واقع شده و برای دیدن ماسوله و قلعه رودخان باید از این شهر گذشت ساختمانهای قدیمی با معماری سنتی هنوز در خیابانهای این شهر مناظر زیبایی را ارائه می‌کند .

فومن با داشتن مجسمه هاي معروف چهار دختران، شکاربانان، گوزنان، طاووس، آناهيتا، ميرزاکوچک جنگلي و... به شهر مجسمه‌ها شهرت دارد. آناهيتا که يکي از معروفترين مجسمه هاي فومن است ،به روايت اوستا، زني است راست بالا و آزاده نژاد و شريف که قهرمانان او را می‌‌ستايند و به عنوان مظهر پاکي هاي ايران باستان، زنده و شاداب در يکي از ميدان هاي اصلي شهر ايستاده است. فومن با داشتن شهرک تاريخي ماسوله و دژ هزاران ساله قلعه رودخان هرساله پذيراي گردشگران ايراني و خارجي زيادي است. فومن که تا تاريخ 980هجري قمري مرکز فرمانروايي غرب گيلان را به عهده داشته، با گذشت زمان و حوادث گوناگون، قدمت تاريخي خود را حفظ کرده است. هر مسافري که قصد ديدن ماسوله و قلعه رودخان را داشته باشد، بايد از ميدان شهداي فومن و از کنار مجسمه اي بزرگ عبور کند و کلوچه سنتي فومن را به سوغات ببرد. اين مجسمه بزرگ اسطوره اي که نظر همه را به خود جلب می‌‌کند، شخصيتي است به نام آناهيتا. آناهيتا ساليان سال است با مشعلي در دست و سوار بر درشکه اي در ميدان شهداي فومن چنان می‌‌تازد که گويي گردي به پاي او نمی‌رسد. اين زن سوارکار با دو اسب سفيد خود، رو به سوي ماسوله می‌‌تازد.

آناهيتا بانوي برومند در ميان مجسمه هاي فومن که هر کدام نمادي را به تصوير می‌‌کشند، به اسطوره هاي بسيار دور ايران بازمي گردد و چنان اصالتي دارد که نمی‌توان او را ناديده گرفت. آناهيتا به تاريخ می‌‌گويد: فومن به او باج نداده است و همچنان آماده رويارويي با هر بيگانه است. به نظر می‌‌رسد در ايران مجسمه آناهيتا فقط در شهر فومن قرار داشته باشد و در شهرهاي ديگر ايران نمونه اي از اين مجسمه ديده نشده است. کمتر کسي است که وقتي به شهر مجسمه‌ها سفر می‌‌کند، آناهيتا را نبيند و از او لذت نبرد يا عکسي به يادگار با او نگيرد. اين زن برومند سالهاست که در يادها مانده است.

با وجود اين که ساخت اين مجسمه به سالهاي بسيار دور برمي گردد، اما مردم فومن او را از هر گزند و آسيبي مصون داشته اند. مردم فومن به آناهيتا مجسمه منحصر به فرد خود احترام می‌‌گذارند و هرساله او را می‌‌آرايند و مرمت می‌‌کنند و او با رنگهاي دلنواز، نظر هر بيننده را به خود جلب می‌‌کند.

شناخت اين بانو با تمام جزييات کمي سخت است، اما می‌‌توان با گريز زدن به متون اوستايي او را شناخت و دانست اين زن سوارکار کيست که می‌‌تازد. يشت پنج اوستا (يا آبان يشت) به ايزدبانو آناهيتا اختصاص دارد.

در آيينهاي ايران باستان ؛ ايزدي که جايگاه مهمي داشته و اکنون نمادي از آن در فومن مشاهده می‌‌شود، آناهيتاست. آناهيتا الهه همه آبهاي روي زمين است و اقيانوس کيهاني از او سرچشمه می‌‌گيرد.آناهيتا به معناي پاک، پاکيزه و صاف آمده است که به پهلوي آناهيد، به ارمني آناهيت و در فارسي آناهيد آمده است و تغييريافته اش همان ناهيد امروزي است. او برگردونه اي سوار است که چهار اسب، باد، باران، ابر و تگرگ او را می‌‌کشند. او سرچشمه زندگي است و به دليل ارتباطي که با زندگي دارد، جنگجويان در نبرد، زنده ماندن و پيروزي را از او طلب می‌‌کنند. بيشتر ويژگي هاي ظاهري که اوستا براي معرفي آناهيتا بيان می‌‌کند در مجسمه آناهيتاي شهر فومن مشاهده می‌‌شود و چندان تفاوتي با متون اوستايي ندارد. در گذرگاه تاريخ می‌‌توان اهميت وجود چنين شخصيت هايي را بيان تمدن به بهترين وجه مشاهده کرد. مي توان با غرور و سرافرازي به تاريخ و ادبيات دور و ريشه دار ايراني بازگشت و چه شايسته است که با تبسم کنار بانوي آبها و پاکي هاي ايران باستان ايستاد و عکس يادگاري با آناهيتا را به آلبوم عکسهاي خود افزود و به ايراني بودن خود باليد

منبع ويكي پديا

يك وبلاگ سودمند درباره فومن :http://www.fuoman.blogsky.com

مقاله دوم