|
تارنمای مرجع تالش شناسی
|
پایگاه تالش پژوهی علی
عبدلی پنجره ای به روی فرهنگ و تمدن تالش
|
![]() |
شما در بخش سرزمین تالش هستید |
|
مقالات این بخش گزارش زمين شناسي ورقه خلخال - رضوانشهر تالش ، منطقه اي در استان گيلان مطالعه تطبیقی تالش شمالی و جنوبی سوباتان؛ گذر گاهي سخت اما دیدنی
|
گزارش زمينشناسى 1:100,000 ورقه خلخال - رضوانشهر(1) عمران اسديان : 2 / 8 / 89 1- چکيده چهار گوش 000/100 :1 خلخال- رضوانشهر بخشى از درياى خزر و دشتهاى کرانه آن در خاور، و رشته کوههاى بوغروداغ (کوههاى طالش) در قسمت مرکزى و به مقدار اندکى فلات آذربايجان در سمت باختر را پوشش مىدهد. اين ورقه از سمت شمال به ورقه آستارا، از خاور به درياى خزر، از باختر به ورقه گيوى و از سمت جنوب به ورقه ماسوله محدود مىگردد. کهنترين سنگهاى اين منطقه که بطور پراکنده در نقاط مختلف، بويژه در قسمتهاى خاورى، جنوبى، و مرکزى ورقه برونزد دارد. شامل يک مجموعه دگرگونى مسکويت، بيوتيت شيست در پائين و فيليت، سريسيت به همراه دخالهاى آهکى کريستاليزه و گدازههاى بازيک در بالا مىباشد. عدسيهاى بزرگ و کوچک از سنگهاى اولترا بازيک بيشتر سرپانتينيت در داخل مجموعه دگرگونى يافت مىشود. مطالعات دقيق ديرينه شناسى از ادخالهاى اهکى کريستاليزه، سن اين مجموعه دگرگونى را کربونيفر- پرمين مشخص کرده است. ديگر سنگهاى دوران اول (Paleozioic) در محدوده مورد بررسى منحصراً به آهکهاى تيره رنگ پرمين تعلق دارد که در برخى نقاط بوسيله سنگهايى از نوع باريک به مقدار ناچيز قطع شدهاند. برونزدهاى دوران دوم (Mezozoic) را بيشتر سنگهاى رسوبى از نوع شيلهاى آهکى، آهک مارنى و ماسهاى و آهک و مقدار ناچيز توفهاى آندزيتى در بخشهاى زيرين تشکيل مىدهد. اين سنگها با يک راستاى تقريباً شمالى- جنوبى و کمانى شکل در رشته کوههاى بوغروداغ بصورت ناهمساز سنگهاى دگرگون شده پرمو- کربونيفر و سنگهاى رسوبى پرمين را مىپوشاند که به کرتاسه بالا تعلق دارد. اين مجموعه بصورت تاقديس و ناوديسهاى کوچک و بسته ديده مىشوند که توسط سنگهاى آتشفشانى و رسوبى پالئون بصورت ناهمساز (دگرشيب زاويهدار) پوشيده مىشوند. سنگهاى رسوبى کرتاسه بالا را در قسمت زيرين بيشتر شيلهاى آهکى تيره رنگ و ماسه سنگهاى نازک لايه تشکيل مىدهد. در بخش فوقانى بيشتر آهکهاى ريفى، آهک متوسط لايه چرتدار به همراه لايههاى ماسه سنگى و آهک مارنى مىباشد. سنگهاى کرتاسه بالا سن سنونين Senonian (سانتونين- Santonian ماستريشتين Maestrichtian) را مشخص مىنمايد. پالئوژن (Paleogane ) را يک سرى سنگهاى ولکانيکى- رسوبى شامل توف، ماسه سنگ توفى آهک نوموليتدار شيلهاى تيره رنگ و گدازه و برش تشکيل مىدهدف که با يک قاعده کنگلومرائى بطور ناهمساز سنگهاى رسوبى کرتاسه را مىپوشاند. و به دو بخش پالئوسن Paleocene و ائوسن Eocene قابل تفکيک است. سنگهايى که نشانگر نئوژن (Neogene) باشد در محدوده ورقه حاضر ديده نمىشود. فعاليت ماگمائى نفوذى در منطقه خيلى کم و تنها در قسمت شمالى ورقه، باختر بخش ليسار به صورت يک توده نفوذى کمژرفا از نوع گرانوديوريت به رنگ صورتى به چشم مىخورد. اين توده نفوذى توسط سنگهاى پالئوژن در سمت خاورى پوشيده شده و تکههاى از آن بصورت اجزا، کنگلومراى قاعده پالئوژن ديده مىشود. هيچگونه شواهدى دال بر نفوذ آن در سنگهاى کرتاسه مشاهده نشده است و تصور مىرود که سن آن به قبل از کرتاسه تعلق داشته باشد؟ از رسوبهاى دوران چهارم مىتوان نهشتههاى تراورتن، پادگانههاى آبرفتى و رسوبهاى دشت گون کرانههاى درياى خزر را نام برد. 2- موقعيت جغرافيائى چهار گوش 000/100 :1 خلخال- رضوانشهر در شمال- شمال باختر ايران واقع شده که بين طولهاس جغرافيائى شرقى 15، 49-30، 48 و عرضهاى جغرافيائى شمالى 00، 38-30 ، 37 محدود است. اين ورقه شامل بخشهايى از دو استان گيلان و اردبيل است و ستيغ بلنديهاى رشته کوههاى بغروداغ حد مرز دو استان گيلان و اردبيل را مشخص مىسازد. قسمت باخترى رشته کوههاى مزبور پوشيده از جنگل مىباشد، بخش ساحلى درياى خزر در باختر چهار گوش با ارتفاع کم از سطح درياى آزاد (سطح ارتفاع درياى خزر در رضوانشهر حدود 23- متر از سطح درياى آزاد مىباشد) داراى آب و هواى گرم مرطوب در تابستان و معتدل و مرطوب در زمستان مىباشد. در صورتيکه سمت باخترى رشته کوههاى بوغروداغ، در استان اردبيل داراى آب و هواى معتدل در تابستان و سرد نيمه رطوبى در زمستان است. بخش مجاور کوههاى بوغروداغ داراى پوشش گياهى به نسبت خوب و بوتههاى کوتاه مىباشد ليکن به سمت باختر از مقدار پوشش گياهى به شدت کاسته مىشود. عمده شهرهاى جاى گرفته در اين چهار گوش شامل شهرستان خلخال در استان اردبيل، شهرستان طالش (هشتپر) و رضوانشهر مربوط به استان گيلان مىباشد. مردم شهرستان خلخال و روستاهاى تابعه آن از راه کشاورزى، دامدارى و تا حدودى پرورش زنبورعسل تامين معاش مىکنند. عمده محصولات کشاورزى شامل گندم، جو و حبوبات است. مردم شهرستانهاى طالش (هشتپر) و رضوانشهر و روستاهاى وابسته به آنها اغلب به کشاورزى، دامدارى، جنگلدارى و ماهيگيرى اشغال دارند. فراوردههاى کشاورزى در اين بخش بيشتر برنج، توتون، گندم و سيفيجات است به دليل داشتن آب و هواى گرم و مرطوب در فصل تابستان دامداران منطقه طالش (هشتپر)- رضوانشهر از نيمه دوم خرداد تا اواخر شهريور به کوههاى سرسبز و خرم بوغروداغ کوچ مىکنند. مردمان گستره مورد بررسى عموماً مسلمان و مذهب آنها شيعه و اهل تسنن است. گويش رايج بين مردم ناحيه ترکى آذرى و لهجه طالشى مىباشد. 1-2: رودها : (Rivers) بخاطر بارندگيهاى زياد در منطقه و داشتن ارتفاعات پربرف رشته کوههاى بوغروداغ، اکثر رودخانهها و درهها داراى آب دائمى هستند و اغلب اين رودخانهها از رشتهکوههاى ياد شده سرچشمه مىگيرند. رودخانههاى واقع در سمت خاور اين رشته کوه پس از پيمودن مسافت کوتاه و مشروب ساختن زمينهاى دامنهها و کرانه ساحلى درياى خزر به اين دريا مىريزند. رودخانههاى جاى گرفته در باختر کوههاى بوغروداغ پس از پيمودن مسافت نسبتاً طولانى به رودخانه قزلاوزن در آذربايجان منتهى مىگردند که خود يکى از شعبات اصلى سفيد رود در گيلان است که در نهايت به درياى خزر منتهى مىگردد. از رودخانههاى مهم در سمت باخترى چهار گوش از جنوب بطرف شمال مىتوان رودخانههاى شفارود، لمير، ناورود، وزنه سر، آق اولروليسار را نام برد. از رودخانههاى اصلى در سمت باخترى ورقه مىتوان به رودخانههاى خلخال، آرپاچاى، امامرود (شاه رود سابق) اشاره کرد. بخشى از آبهاى گوشه شمال باخترى ورقه در يک محدوده نسبتاً کوچک به درياچه نور (NUR) در جنوب شهرستان اردبيل سرازير مىشود. 2-2: کوهها (Mountaimns) کوههاى ورقه مورد مطالعه به طور اساسى بصوت يک رشته طويل کمانى شکل با راستاى کم و بيش شمالى- جنوبى کشيده شده است، که با نام رشته کوههاى بوغروداغ در منطقه معروف شده و از سمت شمال به ورقه آستارا ادامه يافته است. در سمت جنوب اين رشته کوه با يک چرخش بطرف باختر به رشته کوههاى البرز متصل مىگردد. رشته کوه بوغروداغ با قلههايى بنام برزه کوه، جهانگيريه، تيروف، سبله خانى، سلطان خونى، عجم داغ، اليش وارو ... در منطقه شناخته مىشوند. بلندترين قله اين ناحيه داراى 3096 متر ارتفاع از سطح درياى آزاد واقع در گوشه شمال باخترى ورقه و گودترين ناحيه آن در باختر رضوانشهر کناره درياى خزر حدود 23- متر ارتفاع از سطح درياى آزاد مىباشد. 3-2: راهها (Roads) راههاى عمده و اصلى که شهرهاى منطقه را به همديگر پيوند مىدهد عبارتند از راه اصلى آستارا، طالش (هشتپر)- بندرانزلى است که حدود 160 کيلومتر از درازاى اين راه از محدود مورد بررسى عبور مىکند. ديگر راه اصلى راه خلخال به اسالم است که پس از گذشتن از ارتفاعات رشته کوههاى بوغروداغ و گردنه نيکى از ميان جنگلها عبور کرده و به جاده اصلى طالش (هشتپر) بندرانزلى وصل مىشود. راه خلخال به مرکز استان اردبيل و راه خلخال- هشتجين، خلخال- امام رود (شاهرود سابق) از ديگر راههاى اصلى منطقه به حساب ميايند. راههاى فرعى خاکى و شنريزى شده زيادى در منطقه وجود دارد که روستاهاى چهارگوش را به همديگر و در نهايت به شهرها مربوط مىسازد. 4-2: ريختشناسى (Morphology) رشته کوههاى کمانى شکل بوغروداغ بصورت يک تاقديس مرکب (آنتى کلينوريوم) با مجموعهاى از تاقديسها و ناوديسها تشکيل شده است. دامنه خاورى اين رشته کوه بلحاظ مجاورت با درياى خزر و برخوردارى از رطوبت کافى پوشيده از جنگل انبوه مىباشد. بخاطر پوشش شديد گياهى و جنگلى فرسايش اين بخش محدود به بستر رودخانهها و آبروها است که بصورت بسترهاى تنگ با ديوارههاى کنارى عمودى تظاهر دارند. اين بخش از ورقه داراى ريختشناسى خشن مىباشد که امکان دسترسى به بيشتر جاها را با دشوارى روبرو ساخته است. سمت باخترى چهارگوش با وجود پستى و بلنديهاى زياد داراى ريختشناسى ملايمترى نسبت به بخش خاورى است. شرح کامل: 3- چينهشناسى : Stratigraphy در محدوده ورقه مورد بررسى برونزدى از يک مجموعه دگرگون يافته در بخش زيرين آغاز گشته و سپس با سنگهاى رسوبى مربوط به بخش بالايى کرتاسه و سنگهاى ولکانيکى و ولکانيکى رسوبى پ1الئوژن ادامه مىيابد و در نهايت به جوانترين رسوبات تراورتن و پادگانههاى آبرفتى کواترنر ختم مىشود. اين سنگها از کهن به جوان بشرح زير مىباشند. پرمو- کربونيفر: مجموعه دگرگونى (Metamorphic complex) در قسمتهاى مرکزى و خاورى ورقه مجموعه درهمى از سرى سنگهاى دگرگون شده با خاستگاه رسوبات پالئوزوئيک بالايى (Upper Paleozoic ) برونزد دارد. رخساره اين سنگها از پائين به بالا شامل مسکويت، بيوتيت و کوارتز شيست (Quartz shiste Biotite, Muscovite, ) و شيستهاى سريسيت (Seresite ) فيليت (Philite ) با ادخالهائى از آهک کريستاليزه قرمز قهوهاى است. اين سنگها در هسته تاقديسها برونزد دارد و به طور عمده همراه با سنگهاى اولترابازيک سرپانتينى مىباشد. نودولها و رگههاى شيرى رنگ کوارتز از مشخصات بارز ديگر اين واحد است. مجموعه دگرگونى در واقع سنگ پى (Basement rocks) منطقه را تشکيل مىدهد. شدت دگرگونى از سمت خاور بطرف باختر منطقه کاسته مىشود، بطوريکه رخساره چيره در خاور ورقه در حد مسکويت، بيوتيت شيست و در باختر در حد سريسيت و فيليت مىباشد. با اين وصف اين مجموعه به دو بخش از ديدگاه دگرگونى قابل تقسيم است. PCm1 : سرى دگرگونه با شدت دگرگونى به نسبت بالا در حد مسکويت، بيوتيت و کوارتز شيست که بيشتر در قسمتهاى خاورى به مقدار اندک در بخش مرکزى ورقه ديده مىشود. شيستها دگرگون شده داراى جلاى صابونى بوده و بطور کامل جهت يافته هستند. بلورهاى مسکويت، بيوتيتهاى قهوهاى کوارتز شفاف و فلدسپات آلکالن بطور موازى و طولى در مقاطع سنگشناسى ديده مىشوند. ادخالهاى آهکى مرمرين قرمز و قهوهاى در برخى نقاط در داخل اين واحد وجود دارد.نمونههاى بررسى شده از اين مرمرها بوسيله آقاى دکتر بزرگنيا که از ناحيه باختر اسالم برداشت گرديده است نشانگر فسيلهاى زير با سن (Murghabina) مىباشد. Paleotextuolaria sp. Fusulinids indet. K ahlerina . Schwagrina sp. Staffella sp. Climacammina . Baisalina . Neoendothyra sp Bisphaera sp. PCm2 : سنگهاى با دگرگونى ضعيف که بطور عمده در هسته آنتىکلينوريوم رشته کوه بغروداغ بخصوص در جنوب زندانه، خاور آبادى لرزيده ناو در طرفين رودخانه ناو (ناورود)، شمال باختر روستاى آقاولرو در امتداد گسلهها در سمت شمال ورقه برونزد دارد. حد دگرگونى سنگها در رديف سريسيت شيست، فيليت به همراه لايههاى آهکى کمى دگرگون شده و شيلهاى تيره رنگ است. اين سنگها بطرف بالا بيشتر شامل شيلهاى تيره رنگ با آثار گياهى به مقدار قابل توجه همراه با لايههاى ماسه سنگى و ميکروکنگلومرائى است. آهکهاى متبلور در داخل اين سرى علاوه بر فسيلهاى واحد PCm1 در دو نمونه فسيلهاى زير را مشخص کرده و به کربونيفر نسبت داده است. (دکتر بزرگنيا) Endothyra apposita conil & lys. Dainella chomatia (DAIN) Diplospaerina sp. Bryozoa diliris رخساره ظاهرى و وجود آثار گياهى فراوان در شيلهاى اين مجموعه سبب گرديده بود ديويس و همکاران (1972) مجموعه کمتر دگرگون شده را به سازند شمشک و مجموعه دگرگونى با درجه به نسبت بالا را به پره کامبرين نسبت دهند. PCv : در جنوب زندانه در داخل سرى PCm2 گدازههاى اسيدى تا قليايى برنگ سبز تيره مشاهده مىشود. اين سنگها ولکانيکى نيز دگرگونى ضعيفى را متحمل شدهاند، به طوريکه در بافت سنگ بلورهاى فلدسپاتها بىشکل با حاشيه دندانهدار و همچنين فراوانى انکلوزيونهاى مايع (Fluid- inclusion ) نشان دهنده نفوذ فاز فرار (Volatile phase ) در سنگ است که در مراحل بعد از ماگمانيسم (Post magmatism) بصورت شيرههاى اسيدى قليائى گازدار در سنگها نفوذ مىکنند. مطالعات سنگشناسى، اين سنگها را در حد ميکروگرانيت آلکالن ميکروکوارتز سينيت تا دياباز کمى دگرگون شده معرفى کرده است. کانيهاى اصلى سنگ، کوارتز، فلدسپات آلکالن، پلاژيوکلاز و کانيهاى ثانويه از قبيل آمفيبول (آکتينوليت)، پيروکسن تبديل شده به ترموليت، کربنات، بيوتيت، سريسيت، کلريت، کانيهاى رسى و اپيدوت مىباشد. دگرگونى ضعيف و نبود جهت يافتگى کانيهاى ثانويه حاصل از دگرگونى سبب مىشود که نتوان دياباز را متادياباز ناميد. U1 . سنگهاى اولترابازيک عمدتاً سرپانتيني. سنگهاى بازيک و اولترا بازيک بيشتر سرپانتنيزه با اشکال شبيه ساخت بالشى با همبرى تکتونيکى در داخل مجموعه دگرگون شده PCm2 , PCm1 ديده مىشود. در خمبرى سرپانتنيتها با سنگهاى دگرگونه در اثر دگرسانى آثار هيدرومنزيت، کريزوتيل آسبست به مقدار اندک مشاهده مىشود. در متن سنگهاى سرپانتين دانههاى کروميت بطور پراکنده و بصورت ريز بخصوص در توده برونزد دار کنارههاى رودخانه لمير وجود دارد. در بخش سرپانتنيزه نشده، ترکيب سنگ دونيت مىباشد. PC1: واحد آهکى کمى دگرگون شده با لايهبندى نسبتاً منظم و متوسط تا ستبر لايه از شمال باخترى زندانه بصورت يک باريکه و در راستاى يک گسله تراستى تا نزديکى گردنه نيکى (جاده خلخال- اسالم) برونزد دارد. رنگ ظاهرى آهکها کرم کدر تا تيره به همراه رگههاى کلسيتى سفيد رنگ و داراى مقادير زيادى فسيل در برخى لايهها است. آقاى پرتو آذر فسيلهاى زير را در آن تشخيص داده و سن کربونيفر- پرمين را براى آن مشخص کرده است.(Visean – Murghabian) Eotuberitina reithigerae , Tetratanis sp. Schwagrina sp. Parafusulina sp. Nummulostegina sp. Staffella sp. Bryozoa , Echinoids. Diplophaerina sp. Polysphaerineua sp. Earlandia sp. Bisphaera? sp. Pseudolituotubella sp. Tuberitina sp. Endothyra sp. Bradyina sp. Lituotubella sp. Gastropoda sp. سنگهاى دگرگون نشده پالئوزوئيک : برونزد کوچکى از آهکهاى تيره رنگ با لايهبندى منظم در جنوب باخترى ورقه و در جنوب خاورى روستاى خمس ديده مىشود. در ميان لايههاى آهکى شيلهاى تيره رنگ حدود چند سانتىمتر ديده مىشود که سبب شده لايههاى آهکى بطور آهکى بطور مجزا از هم نمايان شوند. گسترش اصلى اين واحد به سمت جنوب (ورقه ماسوله) مىباشد. حد خاورى اين واحد به سنگهاى دگرگونه ضعيف PCm2 ختم مىشود. فسيلهاى زير در لايههاى آهکى اين واحد شناخته شده که نشانگر کربونيفر بالا- پرمين (Late Carboniferus to Permian) است. Diplopora sp. Pseudoepimastopora , Sereral Pachyphloia abroken Single Globiralvulina s Pices of Vermiporella. Atraetyliopsis sp. Schwagerinidae sp. Dimacammina sp. Wormm trace Nveoendothyra sp. Crinoides sp. Endotyra sp. Tatratanis Planulata. Aoujgalia sp. Turnayella sp. Septabansin Vermiporlla sp. |
|
||