|
تارنمای مرجع تالش شناسی
|
پایگاه تالش پژوهی علی
عبدلی پنجره ای به روی فرهنگ و تمدن تالش
|
![]() |
|
|
|
مقالات این بخش گزارش زمين شناسي ورقه خلخال - رضوانشهر تالش ، منطقه اي در استان گيلان مطالعه تطبیقی تالش شمالی و جنوبی سوباتان؛ گذر گاهي سخت اما دیدنی
|
گزارش زمينشناسى 100,000 :1 ورقه خلخال - رضوانشهر(2) مزوزوئيک (Mezozoic) سنگهاى رسوبى مزوزوئيک در محدوده ورقه مورد بررسى بيشتر متعلق به کرتاسه بالايى است و يک نبود چينهاى طولانى از اواخر پالئوزوئيک تا کرتاسه بالا در اين بخش حاکم بوده است. سنگهاى فليش گونه کرتاسه بالا بيشتر هسته تاقديس رشته کوه بوغروداغ را تشکيل داده و محور تاقديس و ناوديسها در يک راستاى شمالى- جنوبى، منطقه وسيعى را تحت پوشش قرار داده است. سنگهاى رسوبى کرتاسه بطور ناهمساز سنگهاى دگرگونه و غير دگرگونه پالئوزوئيک بالا را پوشانده و خود بطور ناهمساز در زير سنگهاى پالئوژن و کواترنر جاى دارند. لازم به ذکر است که سنگهاى قديمىتر از کرتاسه بالا (شامل کرتاسه زيرين و ژوراسيک) در ورقه ماسوله در جنوب اين ورقه برونزد دارند. واحدهاى سنگى کرتاسه بالا در اين ورقه بشرح زير مىباشد. Kush : سنگهاى منتسب به اين بخش شامل شيلهاى سيلتى توفى و توف ماسهاى به همراه لايههاى آهکى، شيلى نازک و متوسط لايه است. رنگ عمومى اين واحد سبز تيره تا خاکسترى متمايل به سبز است. در بخشهاى زيرين اين سنگها در محلهائيکه بر روى سنگهاى پالئوزوئيک قرار مىگيرد و يا سه لايه متوسط کنگلومرا و ماسه سنگ ديده مىشود که اجزاى آنها بيشتر از سنگهاى دگرگونه و اولترابازيک تشکيل شده است. ستبراى اين سنگها نزديک به 300 متر است. آثار گياهى در داخل اين سنگها فراوان است. رخساره ظاهرى اين واحد بيشتر شبيه ژوراسيک سازند شمشک مىباشد که همراه با فسيلهاى برجاى کرتاسه بالا و فسيلهاى حمل شده از کرتاسه پائين بسنآلبين که در شيلهاى آهکى آن شناخته شده بشرح زير است. Orbitolina sp. Dictyoconus sp. Paraphyllum Primevum (Reworked) تشابه رخسارهاى وجود آثار گياهى و چند لايه کنگلومرائى موجود در قسمت زيرين سبب گرديده که در گزارش چهارگوش زمينشناسى بندرانزلى 250000 :1 (ديويس و همکاران) با توجه به رخساره ظاهرى آنرا به سازند شمشک نسبت دهند. نمونههاى متعدد از مناطق مختلف اين واحد جهت فسيلشناسى انتخاب گرديد. مطالعات فسيلشناسى فونهاى زير را با سن کرتاسه بالا مشخص کرده است. Radiolaria sp. Spong spicules. Diplosphaera sp. Bischaera sp. Echinoids sp. Paraphyllum Primevum. Ethelia slab Lithophyllum sp. Shcll and algal fragments. دو نمونه از اين واحد بوسيله آقاى دکتر چ- طايروف در انستيتوى زمينشناسى جمهورى آذربايجان بررسى و فونهاى زير با سن (آلبين؟ تورونين) کرتاسه بالا در آن تشخيص داده شده است. Dorysphaera . Patulibracchium sp. Holocryptocapsa sp. از راديولرهاى فراوان موجود در اين واحد تنها دو گونه به شرح زير قابل تشخيص است. 1-Holocryptocaniunm ex dr . Barbul Dum 2-Sethocapsa sp. Ect. Kuv : واحد ولکانيکى بيشتر شامل سنگهاى ليتيک توف و توف ماسهاى است که ترکيب آنها آندزيتى تا داسيتى مىباشد. اين سنگها بيشتر در داخل واحد Kush ديده ميشود. سنگهاى ولکانيکى داراى بافت فنوکلاست و فنوکريستهاى از نوع پلاژيوکلاز با ماکل تکرارى با ترکيب سديک و فلدسپات آلکالن است و به مقدار کم کانيهاى پيروکسن خرد شده از نوع اوژيت، کوارتز بصورت گوشهدار در متن سنگ و بصورت کريستال در رگهها ديده مىشود. کربنات کلسيم بصورت کانى ثانوى و پراکنده که بيشتر حفرهها را پر کرده است وبه سنگ تيپ اسپليتى داده است. ستبراى اين واحد حدود 25 متر است. Kus1 : واحد آهکى، آهک ماسهاى و ادخالهاى ماسه سنگى برنگ کرم تا زرد کرمى و تيپ فليش مىباشد. اين سنگها بطور جانبى به واحد Ku1 و Kum1 تبديل مىشود. سنگهاى اين واحد بشدت چينخورده و تاقديس، ناوديسهاى متعددى را با راستاى شمالى- جنوبى بوجود آورده و سطح وسيعى از محدوده مورد مطالعه را پوشش مىدهد. ستبراى اين واحد ميان 700 متر تا 1200 متر بالغ مىشود. در بيشتر جاها اين سنگها بوسيله دايکهاى آندزيتى (d) قطع شده است. لايههاى ماسه سنگى مقدار SiO2 بيش از 85% را نشان مى دهد. نمونههاى فراوان از نقاط مختلف اين واحد سنگوارههاى فراوانى از سانتونين تا ماستريشتين(Santonian – Maestrichtina) را مشخص ساخته است. Siderolites sp. Alge sp. Orbitoides sp. Cuneolina sp. Orbitolina sp. Monocydina sp. Radiolaria sp. Monoaxon Sponge remains . Spinosa Spicula. Globotruncuna sp. Heterohelix sp. Ratalia sp. Rudist fragments Bryozoa Echinoidws sp. Textularia. Km1u : سنگهاى آهکى نازک لايه و آهک مارنى به رنگ زرد روشن و برونزد اصلى آن در يال باخترى کوههاى بوغروداغ ديده مىشود. اين سنگها بصورت واحد مستقلى در درون واحد Kus1 تفکيک گرديدهاند و در واقع با واحدهاى مذکور داراى تبديل جانبى است در درون اين واحد نيز ميان لايههاى ماسه آهکى وجود دارد. ستبراى اين واحد تا 400 متر مىرسد. فسيلهاى شناخته اين سنگها سن کرتاسه بالا (ماستريشيتين Maestrichtian) مشخص نموده است. Globotruncana contuse , Globotruncans Foruicata. Globotrumcana Arca , Glb. Lapparenti . Siderolites sp. Orbitoides sp. Alge sp. Ku1 : آهک ريفى و آهک ماسهاى به رنگ عمومى کرم و بطور محلى قرمز صورتى مىباشد. اين سنگها بشکل يک تاقديس با راستاى شمال باختر- جنوب خاور است که در گوشه جنوب باخترى چهارگوش ديده مىشود. ادامه اين واحد بسوى جنوب در ورقه ماسوله گسترش چشمگيرى دارد. ستبراى لايهها از يک متر تا چند متر است در واقع اين واحد نيز از تغيير جانبى واحد Kus1 حاصل شده است. نمونههاى متعدد از اين واحد سنگوارههاى مشابه واحد Kus1 را نشان مىدهد. افزون بر آن سنگوارههايى چون هيپوريت و دوکفهايهاى بزرگ نيز در داخل اين سنگها ديده مىشود. بيشترين ستبراى اين واحد 750 متر است. Ku2 اين واحد که تنها در خاور ورقه ديده مىشود شامل تناوبى از آهکهاى کرمى و تيره شيلهاى آهکى تيره و توفهاى ولکانيکى سبز تيره مىباشد. توفهاى ولکانيکى بيشتر آندزيتى بوده و حفرات آنها بوسيله کليست پر شده است. در برخى جاها اين توفهاى ولکانيکى فرسايش پوست پيازى از خود نشان مىدهد. سنگهاى اين قسمت بطور ناهمساز بر روى واحد دگرگونه PCm1 قرار گرفته و خود بطرف خاور بوسيله رسوبات آبرفتى Qt پوشيده مىشود. اين سنگها در واقع همارز واحد Kush و Kus1 مى باشد. نمونههاى فراوان اين واحد سنگوارههاى شبيه به واحد Kus1 به سن کرتاسه بالا را نشان مىدهد. سنوزوئيک (CENOZOIC) از سنگهاى مربوط به سنوزوئيک به طور عمده سنگهاى مربوط به پالئوژن و کواترنرى در محدوده برونز دارند و از رسوبات نئوژن در منطقه اثرى ديده نمىشود. پالئوژن : Paleogene سنگهاى ولکانيکى و رسوبى پالئوژن گستره وسيعى از منطقه را تحت پوشش دارند. قسمت زيرين پالئوژن مربوط به پالئوسن است که بيشتر در رشته کوه بوغروداغ و نيمه خاورى ورقه برونز دارد و بخش بالايى آن مربوط به سنگهاى رسوبى ولکانيکى ائوسن است.
پالئوسن: Paleocene نگهاى رسوبى ولکانيکى پالئوسن با يک قاعده کنگلومرائى به طور عمده و به گونه ناهمساز بر روى سنگهاى کرتاسه بالا قرار مىگيرد. بيشترين واحدهاى تشکيل دهنده اين بخش بشرح زير هستند. Pec : اين واحد شامل کنگلومرائى است که بطور ناهمساز بر روى سنگهاى قديمىتر از جمله سنگهاى کرتاسه بالا، پرمين و در برخى نقاط بر روى سنگهاى دگرگونه پرمو- کربونيفر قرار مىگيرد. قلوههاى کنگلومرا بيشتر از آهکهاى کرتاسه به سن آلبين، ماستريشنين، گرانوديوريت، سنگهاى ولکانيکى، دياباز، آهکهاى پرمو- کربونيفر و سنگهاى دگرگونه مىباشد. قطعات کنگلومرا کاملاً گرد شده هستند و با سيمان ماسه توفى سست بهم وصلند. اندازه قلوهها به تناسب محل از چند سانتىمتر تا بيش از يک متر قطر متغير است. رنگ عمومى اين واحد تيره تا خاکسترى روشن بوده بيشترين ستبراى آن در جنوب باخترى آقاولر به 60 متر مىرسد.
Pesh : شامل تناوبى از شيلهاى توفى- سيلتى به همراه توف ماسهاى و ادخالهاى از کنگلومرا با قطعات کوچک و ماسه سنگ و توف مىباشد. در برخى نقاط اين واحد بدون حضور کنگلومراى قاعده Pec به طور مستقيم بر روى واحد Kusl قرار مىگيرد. ستبراى اين سنگها از چند متر تا حداکثر به 150 متر مىرسد. آثار گياهى فراوان در اين حد سنگوارههاى زير را با سن پالئوژن زيرين مشخص کرده و در يک مورد بطور مشخص به پالئوسن زيرين اشاره شده است. Cryptoseptida anatiliensis . Radiolaria. Algal Fragment. Textularia Globorotalia sp. Globogerina sp. Pevt شامل تناوبى از توفهاى آندزيتى به همراه گدازه و لايههاى ماسه توفى به رنگ عمومى خاکسترى تا خاکسترى سبز همراه با ادخالهايى از آهک نازک لايه تيره رنگ و لايههاى کنگلومرائى ريزدانه (ميکروکنگلومرا) است. آثار گياهى به مقدار زياد و بصورت سوخته (ذغال شده) از مشخصات بارز اين واحد مىباشد. توفها اغلب زمينه شيشهاى به همراه قطعات ولکانيکى با ترکيب متفاوت است. کربنات کليسم بصورت تکه (Pacth) و همچنين بصورت ثانويه و پراکنده به مقدار فراوان در سنگ مشاهده مىشود. ستبراى آن بيش از 500 متر مىباشد. نمونههاى مطالعه شده از ادخالهاى آهکى تيره رنگ سنگوارههاى زير را با سن پالئوسن زيرين مشخص کرده است. Cryptoseptida anatiliensis? Globigerina JUV. Anomalina of. Ammonoides . Reuss. گسترش سنگهاى آذرآوارى و رسوبى پالئوسن به سمت شمال (ورقه آستارا) افزايش يافته، ليکن بطرف جنوب (ورقه ماسوله) گسترش آن محدودتر شده و تنها قسمتهاى زيرين آن بخصوص قسمت کنگلومرائى به مقدار پراکنده ديده مىشود. Pev: اين بخش بيشتر از گدازههاى آندزيتى تشکيل يافته است. گهگاه برش، توف و ماسه توفى نيز در برخى قسمتهاى آن مشاهده مىگردد. به دليل عدم وجود فسيل و با توجه به وضعيت چينهاى سن اين بخش به پالئوسن ميانى- بالائى نسبت داده مىشود. بافت گدازهها بيشتر پورفيريتيک با يک زمينه ميکروليتى است و داراى کانيهاى پلاژيوکلاز به حالت زونه با ترکيب کلسيتى است بطوريکه در بيشتر نمونههاى مطالعه شده کريستال پلاژيوکلاز به کربنات کلسيم تجزيه شده است. در زمينه ميکروليتى بازيک پلاژيوکلاز و کلريت بصورت شعاعى ديده مىشود. ستبراى اين واحد 380 متر مىباشد. شرح کامل: ائوسن : Eocene سنگهاى مربوط به ائوسن اغلب در محدوده باخترى ورقه برونز داشته بيشترين بخش اين سنگها را ولکانيتهاى پورفيرآندزيتى، لاتينى تشکيل داده است. تنها در قسمتهاى زيرين مقدارى آهک کرمى رنگ نوموليت دار به صورت يک باريکه در يال باخترى کوههاى بوغروداغ ديده مىشود. واحدهاى سنگ چينهاى ائوسن از پائين به بالا بشرح زير مىباشد. Ec: شامل کنگلومراى پلىژنتيک است که اجزاى آن بيشتر ولکانيکى به خوبى گرد شدهاند سيمان آن بيشتر از توف ماسهاى است و برونزد اصلى اين واحد در باختر آقاولرو جنوب باخترى ورقه مىباشد. اندازه قطعات از چند سانتىمتر در گوشه جنوب باخترى تا 70 سانتىمتر در باختر آقاولر متغير است ستبراى اين واحد حداکثر 30 متر مىباشد و بطور ناهمساز بر روى سنگهاى کرتاسه بالا قرار مىگيرد. E1 : اين واحد آهکى نوموليتدار به رنگ کرم تا خاکسترى روشن است. اين آهکها در بيشتر جاها بدون حضور کنگلومراى Ec بطور ناهمساز بر روى آهکهاى کرتاسه بالا جاى مىگيرد و خود يا سنگهاى آذرآوارى بيشتر از نوع توف، گدازه، شيل توفى و توفى ماسهاى به صورت همساز پوشيده مىشوند. ستبراى اين واحد از 50 تا 100 متر متغير است. نمونههاى مطالعه شده از قسمتهاى مختلف اين واحد همراه با فسيلهاى زير نشانگر سن ائوسن زيرين است. Assilimna sp. Operculina sp. Cibicides sp. Globorotaloa sp. Lenticulina sp. Nummulites sp. Discocyelina sp. N. globules Archeolithothamnium sp. Actinocyclina sp. Es.1 : سنگهاى اين واحد تناوبى از توف، توف ماسهاى، ماسه سنگ توفى با ادخالهاى آهک نازک لايه مىباشد. در برخى نقاط در ميان اين سنگها گدازه آندزيتى نيز ديده مىشود. رنگ عمومى اين واحد خاکسترى متمايل به سبز وستبراى آن از 100 تا 150 متر متغير است. اين واحد در اکثر جاها بطور همساز روى واحد E1 قرار گرفته و خود نيز بع طور همساز با واحد Ev در قسمتهاى شمالى ورقه و واحد Ev.t در بخشهاى جنوبى پوشيده مىشود. فسيلهاى زير در آهکهاى اين واحد سنائوسن زيرين را مشخص کرده است. Globorotalia sp. Globigerina . Rotalia sp. Nummulites sp. Amphyste gina sp. Ev.t : اين واحد تناوبى از توف، توف ماسهاى و گدازه و برشهاى اسيدى آندزيتى تا آندزيت- بازالت به رنگ سبز تا خاکسترى متمايل به سبز مىباشد. تنها برونزد اين واحد در گوشه جنوب باخترى ورقه ديده مىشود و ستبراى آن به 300 متر مىرسد. اين سنگهاى ولکانيکى- رسوبى به صورت گدازه برشى با زمينه هيالو کلاستيک و بخشهاى توفى با بافت هيالو کاتاکلاستيک مشخص هستند. اين سنگها داراى بلورهاى پيروکسن از نوع اوژيت به صورت تکى، کريستالهاى بيوتيت قهوهاى رنگ و فلدسپات آلکالن مىباشد. اين سنگها معادل بخشى از واحد گدازههاى پورفيريتيک Ev مىباشد و فاقد فسيل است، ولى با توجه به موقعيت چينهشناسى و جاى گرفتن آن بر روى واحدهاى فسيلدار ائوسن زيرين، به ائوسن ميانى تا بالائى تعلق دارد. Ev : اين واحد شامل يک مگاپورفير آندزيتى است که در سمت باخترى ورقه گسترش نسبتاً چشمگيرى دارد و بطور همساز بر روى واحد Es.1 و در برخى نقاط بر روى واحد E1 قرار مىگيرد. رنگ آن خاکسترى تا قهوهاى روشن مىباشد. از مشخصات بارز اين واحد داشتن بلورهاى درشت پلاژيوکلاز است و درشتى پلاژيوکلازها در برخى نقاط تا 3 سانتىمتر هم مىرسد. اين گدازهها پىدرپى روى هم انباشته شدهاند و ستبراى زيادى تا 1500 متر را به وجود آوردهاند. وجود ساختمانهاى ناقص بالشى همراه با توف و وجود آگلومرا و بمبهاى آتشفشانى جريانى نشانه فعاليت ولکانيسم در آب و خشکى مىباشد. نمونههاى سنگشناسى در زير ميکروسکوپ بافت پورفيريتى را نشان مىدهد که درشت بلورها آن به طور عمده پلاژيوکلاز، فلدسپات آلکالن، فرومانيزين اوليوين و پيروکسن است. زمينه شيشهاى سنگ داراى پلاژيوکلاز و پيروکسن ريز دانه و کانيهاى تيره رنگ مىباشد. اين سنگها در حد تراکى آندزيت تا تراکى بازالت نامگذارى شده است. آثار پراکنده مس در داخل اين واحد بخصوص در جاهائيکه توف افزايش دارد مشاهده مىشود. به سبب نبودن فسيل سن آن به طور دقيق مشخص نشده ليکن با توجه به وضعيت چينهاى به ائوسن ميانى و بالائى نسبت داده مىشود. Et.v : اين سنگها بيشتر در قسمتهاى ميانى واحد Ev برونز داشته و بيشتر شامل توف، برش به همراه گدازه است. رنگ ظاهرى اين واحد خاکسترى متمايل به سبز مىباشد کانيهاى پلاژيوکلاز موجود در گدازهها و برشهاى اين بخش ريزتر از پلاژيوکلازهاى واحد Ev هستند. در زير ميکروسکوپ، بافت سنگها پورفيريتيک است که داراى کريستالهاى پلاژيوکلاز با ماکل تکرارى و بحالت زونه با ترکيب متوسط آندزين- لابرادوريت مىباشد. حاشيه آنها بوسيله آلکالى فلدسپات احاطه شده و کريستال پيروکسن شکلدار تا نيمه شکل داراى تيپ اوژيتى، همراه با آمفيبول و اوليوين مىباشد. زمينه سنگ بيشتر از پلاژيوکلازهاى ريزدانه و کانيهاى فرومانيزين و مقدار کمى آلکالى فلدسپات است. قسمتهاى کوچکى از اين واحد در سمت باختر ورقه دگرسان شده و بيشتر به کانيهاى ورقهاى از قبيل بنتونيت (Bentonite ) و رس (clay ) تبديل شدهاند که با علامت (A) بر روى نقشه مشخص شده است. واحدهاى جوانتر (پليو- کواترنر) PLQc : در دامنه باخترى کوههاى بوغروداغ و بيشتر در همبرى واحدهاى ائوسن وکرتاسه در يک باريکهاى با پهناى کم يکسرى رسوبات افقى قرار گرفته است. اين رسوبات داراى راستاى شمال باختر- جنوب خاورى است و شامل تناوبى از کنگلومرا، رس توف، توف ماسهاى پاميسدار به رنگ زرد تا خاکسترى روشن مىباشد. اجزاى قطعات کنگلومرا بيشتر از آهکهاى کرتاسه و سنگهاى ولکانيکى ائوسن تشکيل شدهاند هيچگونه شواهد فسيلى در اين رسوبات وجود ندارد. با توجه به موقعيت چينهاى آنها به پليو- کواترنر نسبت داده مىشوند. لايهها کموبيش افقى بوده و حداکثر 15-10 درجه شيب دارند. ستبراى آن حداکثر به 50 متر مىرسد. Qtr : سنگهاى تراورتن که حاصل فعاليت چشمههاى آهکساز جوان مىباشد به صورت دوتکه کوچک در شمال خاورى روستاى خمس برونز دارد که بصورت ناهمساز بر روى واحد Pec قرار گرفته است و شامل چند لايه آهک متخلخل به رنگ زرد تيره مىباشد. خلوص کربنات کلسيم اين سنگها پائين بوده و ستبراى آن حداکثر به 10 متر مىرسد. Qt : پادگانههاى آبرفتى و نهشتههاى جوان که از فرسايش و تهنشين شدن رسوبات قديمى در کواترنر بوجود آمدهاند، به صورت افقى نهشتههاى قديمى را مىپوشانند. بيشترين گسترش و برونزد اين واحد در خاور نقشه از دامنه ارتفاعات تا کرانههاى درياى خزر در پهناى حدود 10 و درازاى بيش از 90 کيلومتر ديده مىشود که ادامه آن به ورقههاى شمال و جنوب ورقه حاضر کشيده مىشود. اين رسوبات بيشتر از رسوبهاى سيلتى، رسى و ماسهاى تشکيل گرديده و در کنارههاى درياى خزر در قسمتهاى زيرين اين واحد آثاار صدف و دوکفهايهاى عهد حاضر ديده مىشود که نشانه پسروى دريا به سمت خاور مىباشد. در نزديکيهاى دريا به مقدار ماسه همراه با قلوه سنگها افزوده مىشود. اين رسوبات در نيمه باخترى ورقه به مقدار کم و بطور پراکنده و اغلب شامل خاک رس، سيلت، گراول مىباشد که در کنار درهها و رودخانهها بطور افقى نهشته شدهاند. ستبراى اين واحد در کرانههاى خاور به 50 متر در نيمه باختر حداکثر به 25 متر مىرسد. مطالعات دقيق فسيلشناسى بر روى اين واحد صورت نگرفته فقط با توجه به شرايط و نحوه گسترش مورد ارزيابى قرار گرفته است. Qf : پادگانههاى آبرفتى انتهاى درهها که به محض ورود به نقاط کمشيب و کاسته شدن از انرژى سيلابها به صورت مخروطافکنه ديده مىشود و بيشتر از گراول، خاک رس، و شن و ماسه تشکيل يافته است. Qa.1 : نهشتههاى بستر درههاى پهن و رودخانه که عمدتاً از شن و ماسه و قلوه سنگ تشکيل يافته است اين رسوبات ستبراى ناچيز دارد و امروزه نيز در حال تشکيل شدن است. gr: توده نفوذى گرانوديوريت: تنها توده نفوذى که در سمت شمالى ورقه برونز دارد گرانوديوريتى است صورتى رنگ با پلاژيوکلازهاى شکلدار و فلدسپات آلکالن و بلورهاى بىشکل کوارتز و بلورهاى بيوتيت به رنگ سبز همراه با مقدارى کمى مسکويت. رشد توام کوارتز با فلدسپات (پلاژيوکلاز) بطور وسيعى به سنگ حالت بافت ميرمکيت داده است. کانيهاى ثانويه سنگ شامل کلريت، کربنات، کانيهاى رسى و سريسيت است. اين توده نفوذى با همبرى گسله در کنار سنگهاى کرتاسه بالا قرار مىگيرد و خود نيز در ظاهر بوسيله کنگلومراى Pec بطور دگرشيب پوشيده مىشود. از قطعات اين گرانوديوريت در داخل کنگلومراى Pec ديده مىشود با اين وصف احتمال دارد که سن اين گرانوديوريت قديمىتر از ترسيرى باشد تعيين سن دقيق اين توده به روش پرتوسنجى از نظر عوامل تکتونيکى حائز اهميت مىباشد. زمين ساخت Tectonic منطقه مورد مطالعه از ديدگاه ژئوديناميکى و زمين ساخت از يک پيچيدگى ويژهاى برخوردار است، که به طور کامل از نظر پى سنگ (Basement) و رخدادهاى زمين ساختى از پلاتفرم پالئوتتيس ايران کاملاً متفاوت است. ديويس و همکاران در چهارگوش بندانزلى مجموعهاى از سنگهاى دگرگونه به همراه سنگهاى افيوليتى را در ارتفاعات جنوب باخترى خزر گزارش و اين مجموعه را بنام کمپلکس اسالم- شاندرم با سن پرکامبرين معرفى نمود و ضمن مغاير دانستن اين سنگها با پى سنگ بايکالين ايران آنرا ادامه پى سنگ کالدونينپلاتفرم روسيه از طريق درياى خزر تصور کرد. اين مجموعه که شباهت زيادى به سنگهاى دگرگونه و افيوليتى مشهد دارند. مورد توجه و مقايسه برخى از پژوهندگان (ج- افتخارنژاد- ا- بهروزى 1991) قرار گرفت، و در بسيارى از نوشتارها اين دو برونزد بعنوان بخش جنوبى پىسنگ هرسينين از آسياى مرکزى دانسته شده است. برو به بخش 1 |
|
||