|
مقالات
این بخش
ترانه های مردم
موسيقي تالش
گاهشماري در تالش
نوروز در تالش
فرهنگ مردم ، میراث جاویدان
محرم در تالش
فرهنگ عامه تالش
شال و گليم بافي در تالش
1
شال و
گلیم بافی
در تالش 2
بازي هاي محلي تالشان
نغمه هاي نوروزي
رمضان در تالش
موسيقي شبانان
ساختار موسیقی تالش
مرگ صنایع دستی در ماسوله
|
|
سيري در آداب و رسوم عزاداري محرم
در تالش
قربان صحرايي چاله سرايي
از روزي كه واقعة جانگداز، جانسوز و جهانسوز عاشورا در محرم سال 61 هجري
اتفاق افتاد، احوال گروهي از خلايق را دگرگوني ديگري حاصل آمد. تأثيري كه
واقعة عظيم كربلا بر فرهنگ ملل گذاشت بر كسي پوشيده نيست. امروزه بسياري از
مسلمانان و بهويژه شيعيان، فرهنگ عاشورا را با فرهنگ بومي خويش امتزاج
نمودهاند. غور در فرهنگ و رفتار عامه مردم بيانگر اين مطلب است كه گاه
فرهنگ عاشورا چنان با فرهنگ بومي هر منطقه ممزوج شده كه به هيچ وجه انفكاك
آن ميسر نيست.
مقالة ذيل سعي دارد تا فرازي از مراسم تعزيت سرور و سالار آزادگان عالم،
حضرت حسينبنعلي را در مناطق تالش ايران به ويژه روستاهاي دوردست اين
منطقه، شرح و معرفي کند. از آنجايي كه مراسم عزاداري امام حسين در تمام
تالش تقريباً يكسان است، مراسم عزاداری منطقه امامزاده شفيع به عنوان
نمونه، انتخاب و معرفی شده است.
سرآغاز شور
در اواخر ماه ذيالحجه، بزرگان و هيأت امناي مسجد و بقعة امامزاده شفيع در
شاندرمن تالش به اهالي روستاي خويش اعلام میکنند هركس ميخواهد در شستوشو
و نظافت مسجد و بقعه سهيم باشد فردا بدانجا بيايد. جوانان و پيران با
علاقة وافر راهي مسجد ميشوند تا هركس به فراخور توان گردي از سيماي مسجد
بزدايد. در این راه پير غلامان امام حسين راهنمای آنها ميشوند.
در دهة اول محرم، هر شب از مهمانان و عزاداران پذيرايي میشود. به همين
دلیل اندكاندك نذورات مردمي به يكي از جوانان برومند و فعال مسجد تحويل
ميگردد.
عشق به حسين و ياران جاودانهاش در اعماق دل شيفتگان حضرتش آشيانه كرده،
گويي خلايق را ولولهايي جانانه در جان افتاده است كه هركس با تمام وجود
مشغول به كاري است. بعضي از آنها فرشهاي مسجد و بقعه را به كنار رود مرغك
بردهاند تا با آب زلال آن شستوشو دهند؛ برخي نيز به رفتوروب در و ديوار
مسجد پرداختهاند. بعضي ديگر پارچههاي سياه و پرچمهاي عزا را بر سر در
منازل و مغازهها نصب ميكنند. برخي از زنان به شستن و تميز كردن پارچههاي
رنگارنگ علمه و بعضي ديگر به پاك كردن برنج و شكستن قند مشغول میشوند.
علم بندي
در شب اول محرم مراسم علمبندي برگزار ميشود. مردان، داخل صحن و سراي مسجد
نشسته، به بستن پارچههاي رنگارنگ حول چوبي بلند ميپردازند. پنجة علم را
که معمولاً از جنس برنج و به رنگ طلایی است، بر نوک آن چوب میبندند. علم
که آماده ميشود با صلوات بر محمد و ذكر يا حسين و با احترام تمام، علمها
را در محراب مسجد، و در كنار و دو سمت منبر قرار ميدهند. شبها كه هيأت
زنجيرزني و سينهزني جوانان مسجد به عزاداري ميپردازند دو نفر دو علم را
برداشته، جلودار هيأت ميشوند و تا پاسي از شب با دور زدن در ميدان و حياط
مسجد و حول بقعة امامزاده شفيع به مرثيهخواني و سينهزني ميپردازند.
در حين مراسم سينهزني و در حالي كه مرثيهخوان مشغول خواندن مرثيهاي در
رثاي حضرت عباس است، بعضاً به تناوب و وصف حال، شخصی با صدایی بلند و به
شكلی حماسي فریاد ميزند: اي شه كشور حي و سينهزنان هم با صدایي رسا و
يكپارچه فرياد بر ميآورند: اباالفضل یا آن که:
اميد طفلان مني اباالفضل
يگانه غمخوارمني اباالفضل
دارد سكينه آرزو اباالفضل
با تو نمايد گفتوگو اباالفضل
اداي اين مصرعپارهها به گونهاي است كه نه تنها بر ريتم اصلي مرثيه خللي
وارد نميكند، بلكه بر تهييج عزاداران نيز ميافزايد.
استقبال از هيأتهاي مهمان
عموماً هيأتها و دستجات عزاداري روستاهاي ديگر راهي بقعة امامزاده شفيع
شده و در محوطة بقعه و مسجد، تاسوعا را تا نزديك نماز مغرب به عزاداري و
مرثيهخواني ميپردازند. در اين برنامه رسم است كه هيأت زنجيرزنان مسجد و
بقعة امامزاده با تشكيل دو صف بلند در دوسوي جادة ورودي به بقعه مستقر
ميشوند و از هيأتهاي سينهزن استقبال كرده، هنگام وداع آن هيأتها از
بقعه، آنان را بدرقه ميکنند.
غالباً هر كدام از هيأتها هنگام ورود به صحن بقعه امامزاده، مرثيهاي
ميخواند كه مصرع السلام عليك يا شاه مظلومان تكيهكلام زنجیرزنان و
سینهزنان است. همچنین هنگام وداع با هیأت امامزاده، مرثیهای خوانده
میشود که تکیه کلام عزاداران، اين مصرع است:
اي همسفر زينب، رفتيم خداحافظ
اي خونجگر زينب، رفتيم خداحافظ
همچنين هيأت امامزاده شفيع هم به فراخور حال، ابتدا مرثيهاي با مضمون
خوشآمدگويي و براي وداع، مرثيهاي با مضمون بدرقه قرائت ميكند.
زار زار، شام غريبان
در تالش و به ويژه در روستاي امامزاده شفيع و روستاهاي اطراف، مراسم زار
زار و شام غريبان نیز برگزار میشود. زار زار معمولاً بامداد روز عاشورا،
زماني كه هنوز خورشيد طلوع نكرده انجام ميگيرد و آن عزاداری بامدادي است
كه با چرخيدن حول نزديكترين بقعه و يا مسجد و سينه زدن توسط نوجوانان و
جوانان صورت میگیرد در حالي كه در دست هر كدام، شاخة كوچكي از گياه شمشاد
و يا چلم است. همچنين پس از غروب آفتاب روز عاشورا مراسم شام غريبان
برگزار ميگردد.
زار زار، واويلا روز قتل حسين است
در عالم، در عالم آواي شور و شين است
و عزاداران در حالي كه با شاخههاي سبز شمشاد به سر و صورت خويش ميزنند،
مرثيه سر ميدهند:
امروز حسين سر ميدهد، سر راه داور ميدهد
واي واي حسين واي، واي واي حسين واي
و در مراسم غروب شام غريبان، اشعار زير با نوحه و سينهزني در نهايت حزن و
اندوه خوانده ميشود:
امشب به صحرا بيكفن، جسم شهيدان است
زينب پريشان است
ارض و سما گريان بر حال يتيمان است
شام غريبان است
شام غريبان
شب شام غريبان، جملة اهالي در مسجد حاضر شده و تا نيمهشب به عزاداري و
مرثيهخواني ميپردازند. در اين شب، ابتدا پنجة علم را باز کرده، به شكل
وارونه در همان جاي قبلي میبندند. به نظر ميرسد اين كار، احترامي است كه
به دست بريدة حضرت عباس علمدار رشيد كربلا گذاشته ميشود.
از جمله اشعاري كه در رثاي سالار شهیدان در اين شب خوانده ميشود، مرثيهاي
سوزناك از زبان حال حضرت فاطمةزهر است. در اين مرثيه حضرت زهر با زمين
كربلا به گفتوگو ميپردازد؛
هيچ ميداني كه است اين شاه بيغسل و كفن؟
اين حسين است آنكه گشته سر جدا دور از وطن
هست اين نور دو چشم مصطفي فرزند من
جان تو جان حسينم اي زمين كربلا
آتش زدن خيام
از مراسمهای سنتي در غروب شام غريبان، آتش زدن خيمههاست، كه دقايقي مانده
به اذان مغرب انجام ميشود. در عصر عاشورا خيمههايي در چند نقطه نزديك به
هم برپا ميشود. آنگاه دستجات عزاداري تا غروب آفتاب، حول خيام به عزاداري
و نوحهسرايي همراه با سينهزني و سنجنوازي ميپردازند. سپس در وقت اذان
مغرب، خيام به آتش كشيده ميشود. بسياري از شيفتگان حضرت سيدالشهد از
خاكستر خيام سوخته شده، ذراتي را به عنوان تبرك برميدارند.
علم واچيني
در سيزدهم محرم، مراسم علم واچيني برگزار ميشود. در اين مراسم، پارچههاي
علمها يكييكي باز ميشود و به شكل زيبايي تا گرديده، بعضاً با عطر و گلاب
معطر شده و در بقچههايي براي سال ديگر بستهبندي و بايگاني ميشود. هنگامي
كه هيأت در طول دهه به عزاداري ميپردازد، مردم نذورات فراواني هم لابهلاي
پارچههاي علم ميبندند كه براي عمران و آباداني مسجد و بقعه هزينه ميشود.
سخن آخر
محرم، شمعي است افروختة حسين که هیچگاه خاموشي نشايد. مادام كه روزگار را
بقايي است، شمع محرم جاودانه روشن است، و هرسال كه بگذرد بر فروغ اين شمع
افزوده گردد.
و محبت حسين چنان بر دل عشاقش ريشه دوانيده كه نام مباركش ديده را باراني
ميكند و دلها را تفتيده؛ آنگاه كه دل، تفتيده گشت ديده را عنان از كف
برود و شبنم اشك به سیلاب سرشك مبدل شود و لغزان چو الماس برگونهها
دواندوان سرريز گردد. پس آنگاه بر رگ و ريشة وجود پروانهگان حسين زمزمه
حيات بيفشاند. آيا اين التهاب و تفتيدگي را چه تواند آرام سازد جز ياد و
ذكر حسين ؟
منبع : سايت
hawzah.ne
|
|
|