تارنمای مرجع تالش شناسی

 

 

پایگاه تالش پژوهی علی عبدلی

پنجره ای به روی فرهنگ و تمدن تالش

 

شما در بخش هنرو فرهنگ هستید

 

مقالات این بخش

ترانه های مردم

موسيقي تالش

 گاهشماري در تالش

نوروز در تالش

فرهنگ مردم ، میراث جاویدان

محرم در تالش

فرهنگ عامه تالش

سيري در آداب و رسوم عزاداري محرم در تالش

شال و گليم بافي در تالش 1

شال و گلیم بافی در تالش 2

بازي هاي محلي تالشان

نغمه هاي نوروزي

رمضان در تالش

موسيقي شبانان

ساختار موسیقی تالش

مرگ صنایع دستی در ماسوله

موسیقی تالش در شاندرمن

 

 

 

 

 

موسيقي تالش در شاندرمن

سيد مهران منفرد
: 25 / 10 / 90

آيا تا به حال فكر كرده ايد كه بشر ابتدا قادر به آواز خواندن بوده است يا تكلّم؟ اگر بشر مدتها قبل از تكلّم قادر به آواز خواندن بوده است بنابراين ((آواز)) شرط پيدايش كلام وزبان است.(نظريه ليوينگيستون). واگر بپذيريم زبان وموسيقي از دو قوّه ذاتي متمايز پديد آمده اند به عقيده (نادل)مي رسيم كه مي گويد: موسيقي نوعي زبان ماوراء طبيعي وخارق العاده است كه در يك مسير انتقالي كه در آن تجربه عاطفي به بيان هنري تبديل مي شود به زبان گفتاري اضافه شده وبه آن غنا بحشيده است.(شكرالهي،1384،ص21و22)

موسيقي تالش مبيّن يكي از كهن ترين وبكرترين گنجينه هاي فرهنگي ايران مي باشد.موسيقي تالش مجموعه اي كامل وبرخوردار از هويت مستقل است. يعني از همه اركان واجزاء ساختاري و ويژگي ها ي دروني وبيروني بهره مند مي باشد. مثل يك تمدن ريشه وتنه وشاخ وبرگ خاص دارد و بر شالوده و منشأ يي واحد استوار است . موسيقي اي است نشأت گرفته از شرايط معيشتي ،خلقيات و اوضاع طبيعي محيط زندگي پديدآورنده گانش و براي هيچيك از اجزاء و عناصرش تاريخچه اي نمي توان تعيين كرد همچون رودخانه اي جاري از عرصه دور ودراز تاريخ تا زمان حال جريان يافته است.اين موسيقي پژواك غمها وشاديها وشكستها وپيروزي ها وحسرت وآرزوهاي يك قوم بزرگ وكهن ايراني است.(عبدلي،1385،ص 18)

البته اينها همه برمي گردد به پيشينه تاريخي وفرهنگي اين قوم بزرگ كه اولاً اين قوم كهن از ساكنان اصلي اين سرزمين قبل از ورود آريايي ها به فلات ايران بوده اند وثانياً باستان شناسان با يافتن آثا ر متعدّد در مناطق مختلف تالش نشين (مريان ونوئه دي وتالش شمالي ) وجود تمدن تالش را در عصر آهن وحتّي قبل از آن را به اثبات رسانده اند.

امّا موسيقي تالش با لالائي ها ،نغمه ها،آوازها و زمزمه هاي مادري كه براي بچّه اش با تمام عشق و وجود در هنگام جنباندن گهواره مي خواند تا فرزندش در آرامش چشمانش را ببندد و بخوابد شروع مي شود.طوري كه فرزند تالش تا زماني كه قادر به تكلِّم نيست اين آواهاي اصيل وماندني را موقع خواب ويا بيداري زمزمه مي كند وبدين ترتيب موسيقي تالش در ذهنش نقش مي بندد وتبديل به يك خاطره مي گردد.

موسيقي تالش از لحاظ ملودي و ريتم از موسيقي گيلان متفاوت است(عبدلي،1385،ص 18) ونه تنها در قالب دستگاه شور بلكه در دستگاه سه گاه ،آواز ابو عطا،آواز افشاري،آواز دشتي وشوشتري نيز اجراء مي گردد.

تقسيم بندي انواع موسيقي تالش

1ــ‌ دستون ها يا تالشيَ هوا :

دستون از نظر لغوي ((دستان))پارسي است كه در فرهنگ ها،نغمه،افسانه،و((آواز))معنا شده است.(كاظمي،1380، ص107). آواز تالشي(دستون)مبتني بر فرم دوبيتي و داراي متر آزاد است ودر دانگ بالا خوانده مي شود.استاد محمد رنجبر معاف نوازنده تار وسه تار مي گويد:دستان هاي تالشي كه از اوج شروع مي شوند نوعي بيان توانمندي ودر حقيقت فرياد اعتراضي است كه در فرود آن شكيبايي و بردباري ايّوب وار را توصيه مي كند.(رنجبر،1388،ص 17)

دستون ها در هر نقطه اي از تالش به دليل نحوه زندگي و نگرش معيشتي ،فرهنگي وتفاوت گويش ها ،شرايط جغرافيايي و....مردم آن ديار، داراي رنگ ،حس وحال ويژه اي هستند كه تفاوت هاي ملوديك وبه عبارتي سبك هاي مختلف دستون هاي تالشي را موجب شده است كه مهمترين وشاخص ترين آنها عبارتند از:

الف ــ دستون شاندرمني : داراي شيوه اي خاص و ويژه در موسيقي تالشي اند.

ب ــ دستون ماسالي :داراي شيوه اي ويژه در موسيقي تالشي اند.

ج ــ دستون تالشد ولايي : شيوه اي خاص و متفاوت در دستون دارند كه ناشي از اثرات عرفاني‌ ــ مذهبي برادران اهل تسنّن همان مناطق و كردستان به علّت مراودت آنها با همديگر و دراويش نقشبنديه مي باشند .

دــ دستون اسالمي :شيوه اي خاص ومتفاوت در دستون دارند كه ناشي از اثرات عرفاني ــ مذهبي بردران اهل تسنّن و دراويش نقشبنديه مي باشند.

ه ــ دستون كرگانرودي : داراي شيوه مشخّصي مي باشند ولي به علّت نفوذ زبان ومتعاقباً موسيقي تركي دراين منطقه به خصوص در مناطق شهرنشين حفظ،ادامه وثبات اين سبك درآينده بسيارمشكل خواهد بود.

2 ــــــ‌ ترانه ها (تصنيف ها):

اين قسمت از موسيقي تالش در واقع ترانه ها،نغمات وريز مقام هاي آوازي وسازي با كلام وبدون كلام با توجّه به تنوّع چشمگير از نظر كمّي در سرتاسر تالش از لحاظ مضامين والحان به گروههاي زير تقسيمي گردند كه عبارتنداز:

الف ــ نغمه هاي رزمي و حماسي : اين گروه ترانه ها به داستان ويا روايتي از سرگذشت يك پهلوان نامي اشاره دارد كه نمادي از ارزش هاي مثبت اخلاقي وانساني را يادآوري مي كند مثل لدوبه (محمودبه)، گنزون گره و...... (كاظمي،1380،ص 108).

ب ــ نغمه هاي كار :نغمات و الحاني كه در موقع كار در منازل ويا محل كار در مزارع معمولاً توسط زنان به صورت فردي ويا دسته جمعي اجراء مي گردد.مثل آمان ها ليله،كاره بشيمون ننه(كاظمي،1380،109)

ج ــ نغمه هاي مذهبي و عارفانه :اين نغمات توسط دراويش پيرو طريقه قادريه ونقشبنديه در اعياد و مراسم مذهبي و معمولاً به شكل گروهي به وسيله صوفيان خانقاه (اهل تسنّن) اجراء مي گردد .مثل بابا طاهري ،مولودنامه و زيارت نامه .(كاظمي،1380،ص 109).

د ــ نغمات بزمي : اين نغمه ها در مراسم عروسي وشادماني ها اجراء مي گرددمثل بندون بندون،مبارك با (كاظمي،1380،ص 110).

3ـ هواها(پرده ها)يا نغمه هاي سازي بدون كلام :

چنين مي توان گفت كه هواها يا پرده هادر واقع تصوّر ،برداشت و به نمايش گذاشتن ادراك يك نوازنده ني (لَلَه) ويا ديگر سازهاي رايج در تالش از مضامين مختلف رزمي،بزمي،ورزاجنگ ها،كيشتيه پرده،پاييزه پرده و....و حتّي دستون هاي مختلف مي باشد كه في البداهه ويا در اثر تمرينات زياد ساخته وتثبيت گرديده است . وبه اعتقاد بنده شايد علّت خلق وساخته شدن هواها يا پرده ها در موسيقي تالش در گذ شته روايتي به بيش از يكصد پرده وهوا بوده است را در عشق وتوانمندي نوازندگان سازهاي رايج در تالش مي دانم كه هنگام نواختن، ساز را عضوي از خود مي دانستند و عاشقانه وبي مهابا در فكر ساختن قطعات جديد وجديد تر ويا به عبارتي تصاوير فكري و ذهني خود از مضامين مختلف را با ساز دل وبا تمام وجود مي نواختند كه به قول استاد بهبود اف هرگاه ماهيان درياي خزر تمام شدني باشند نغمه ها و ترانه هاي تالشي نيز تمام مي شوند . امّاالان اينطور نيست ولي دير هم نيست چرا كه به قول شاعر مي فرمايد:هر كسي كودورماندازاصل خويش/ بازجويد روزگاري وصل خويش

4 ــ سازهاي رايج در تالش:

تالشان نيز مانند ساير اقوام متناسب با موسيقي خود از آلات موسيقي خاصّ خودشان استفاده مي كنند كه عبارتند از:لَلَه(ني هفت بند) ــ لبك (ني لبك) ــ تنبوره(تنبور) ــ دياره(دف يا دپ)ــ زينج(سنج)ــ طبل ــ لگوتي . لازم به ذكر است كه چهار ساز آخري ذكر شده جزء سازهاي كوبه اي اند.(عبدلي،1385،ص 20).ودر ضمن سه ساز آخر فقط در تالش شمالي متداول است.امّا صحبت در مورد موسيقي قوم بزرگ تالش در شاندرمن كاري بس دشوار است چون موسيقي حسي است و گنجاندن حس وحال در كلام مشكل است امّا نگارنده با توجّه به تحقيقات و مطالعه در مورد موسيقي تالش مطالبي را به قلم مي آورم كه اميدوارم از عهده اين مهم برآمده باشم

ويژگي دستون سبك شاندرمني

1 ــ استفاده از تحرير(وَ) از لب ها در فواصل مختلف به خصوص در زمان فرود دستون جهت كنترل صدا ،پايين آوردن صدا(انتقال به پرده يا نت پايين تر)و كوتاه كردن متر دستون

2ــ استفاده از تحريرهاي تك سيلابي و چند سيلابي حنجره . البته اين تحريرها خاصّ اند

3 ــ استفاده از تحريرهاي بيني

4ــ استفاده از تحريرهاي تركيبي حنجره، بيني ولب ها كه خيلي زيباست .

5 ــ استفاده از لرزش لب ها، ايجاد همخوان هاي سايشي،صدور هجاي خاص مثل بَلَه جان،وَرَه جان،كيجَه جان،دادمَه بيداد، بمرم ته بِه ته و .....

6ــ ميزان كششها، تحريرونوع تحريرها ،در اين سبك نسبت به سبكهاي ديگر بيشتر است.

7 ــ احساس خواننده در اجراي دستون هاي سبك تالشي ستودني و غير قابل وصف است و نغمات و الحان با معنا و محتواي شعر مطابقت دارد كه بسيار عارفانه بوده وبه انسان آرامش مي دهد.

8 ــ شروع دستون شاندرمني با دانگ بالاست از آنجاييكه هر دستون يك فراز ويك فرود(نشيب)دارد مورد بررسي قرار مي دهيم:

فراز اول: دراين فراز از نت اولي كه خواننده بنا به توانايي صوتي خود آغاز مي كند بلافاصله بدون درنگ با اداي اولين حرف يا كلمه با پرش به نت دوم،سوم،چهارم و بعضي اوقات به نت پنجم (صداي زيرتر) منتفل مي گردد.

فرود اول: پس از عبور از نتهايي كه در فراز اول به آنها منتقل شده است با سير نزولي معمولاً بر روي نتي كه دستون را در فراز اول آغاز نموده است توقّف كرده ومي ايستد طوري كه مي توان گفت نت آغاز وايست در فراز و فرود اول معمولاً يكي است.

فراز دوم:در اين فراز خواننده يا از نت آغاز فراز اول و يا يك پرده بالاتر از آن شروع به خواندن مي كند و حداقل با جهش و پرش به چند پرده بالاتر منتقل مي گردد(مثل فراز اول).

فرود دوم: خواننذه ضمن گذر از 5يا6نت (بم تر) با استفاده از تحريرها وتز ئينات تالشي پايين تر آمده و توقّف مي كند (ايست).

مطلب مهم و گفتني اين كه نت ايست فرود دوم 3يا4پرده (نت) نسبت به فرود اول پايين تر است(بم تر)كه با اين تكنيك خواننده فضايي براي خود ايجاد مي كند كه با يك اكتاوي كه از نظر صوتي پايين آمده بتواند در ادامه دستون را در پرده هاي پايين تر نيز(جهت تنوع استفاده از پرده هاي مختلف صوتي و استراخت تارهاي صوتي )اجراء كند و متعاقباً به راحتي بتواند مجدّداً به پرده هاي بالاتر منتقل شود.لازم به ذكر است اين نتايج حاصل از مقايسه دقيق دستون هاي اساتيد بزرگ وبي مانند در سبك شاندرمني وتالشدولايي (استاد سيد هادي حميدي واستاد قسمت خاني ) بدست آمده است.جالب اينجاست اين دو خواننده شهير تالش با صداي چپ كوك خود نتهايي را اجراء مي كنند كه خيلي نزديك به هم مي باشد يعني نتهاي فراز وفرودشان خيلي نزديك وحتّي در خيلي از موارد منطبق بر هم مي باشد . ومن به شخصه معتقدم اين تكنيك آوازي مختص تالشان است .اين فراز و فرودهاي آني برگرفته از طبيعت بكر و دست نخورده تالشان قديم است چرا كه بخاطر گذران معيشت مجبور بودند گاهي بر فراز كوهها و گاهي بر نشيب دشتها مأوا بگيرند.

از خوانندگان تالشي در شاندرمن مي توان سيد هادي حميدي ،شادروان گل احمد رمضاني اهل اولم ،سيد حسن حميدي،سيد جبار حميدي، عزيز قلي پور ،شادروان عادل قلي پور،كامل قلي پور،نعيم موظف،بنان اميدي،غفار كشاورز و....را نام برد.

مختصري درباره سيد هادي حميدي:

ايشان در سال 1332 در شيخ نشين شاندرمن به دنيا آمد.خوانندگي در خانواده حميدي در شاندرمن موروثي است چون ايشان از داشتن نعمت پدري چون سيد حسن حميدي ،مادر،عمّه،عمويش سيد جبار حميدي و...برخوردار بوده است كه اينان ضمن اين كه از حاملان و راويان صديق آهنگ ها ونغمات اصيل و قديمي تالش بوده اند از صداي بسيار دلنشين وخاص برخوردارند و هر يك از ديگري زيباتر مي خوانند در هر فرصتي كه در كنار هم بودند مي خواندند و سيد هادي حميدي از همان اوان كودكي در محضر اين هنرمندان بي نام ونشان كه در كمتر خانواده اي يافت مي شود تلمّذ كرد وشروع به خواندن نمودوبا توجّه به صداي بسيار زيبا،پرطنين،خاص و منحصر به فرد و چپ كوكي كه داشت مورد تشويق همه قرار گرفت واز طرفي هوش وذكاوت موسيقايي بالايي كه داشت موجب شد بندها ومحدوديت ها را كنار بزند وبا اجراي دستون ها وترانه هاي تالشي صدايش در گوش مردم عزيز تالش طنين انداز شد تااين كه آشنايي ايشان با دكتر علي عبدلي (محقق ونويسنده بزرگ كه تالش خيلي به ايشان مديون است)و استاد فريدون پوررضا خواننده معروف گيلان و معرفي به راديو گيلان و مهم تر اين كه استاد عليزاده در كاست" آواي مهر" براي آهنگ سازي زلزله زدگان رودبار به اتفاق گروه موسيقي استراسبورگ از بين خوانندگان گيلان فقط از صداي بي نظير سيد هادي حميدي استفاده نمودند و به عنوان يك اثر ملّي در ايران و ساير كشورها معرفي گرديد و دنيا صداي تالش را شنيد . بعد از آن كار ونگاونگ وسياريحون با آهنگسازان بزرگ ايران چون استاد فريدون شهبازيان ومسعودجاهد توفيقي بس بزرگ است كه شامل حال آقاي حميدي گردييد.استاد حميدي جزء معدود كساني است كه طي ممارست ،تفكّر ،انديشه ويك روند تدريجي با تلاشي شبانه روزي سالها عمرش را در راه اعتلاي موسيقي (دستون ها وترانه هاي تالش)تالش گذاشت كه به چند نمونه از خصوصيات آوازي ايشان در ذيل مي پردازيم:اولاًبا ابداع تحريرهاي زيبا وبي نظير و تركيبي،تكنيك هاي دستون تالشي را بالا برد وبا تغييرو تحوّلي كه در اجراي دستون تالشي ايجاد نموده است شنونده را محو و مجذوب اجراي خود مي كند به حدّي كه انسان از شنيدنش از خود بيخود شده وخسته نمي شود كه نمونه اش دستون (خيفه امه بشم دنيا بمونو) است كه هر سال از شبكه يك سراسري ايران پخش مي شود .

بايد به جرأت گفت حميدي جزءمعدود خوانندگاني است كه هم در دستون و هم در ترانه هاي تالشي تبحّرفوق العاده اي دارد و به بهترين و زيباترين وجه وبا تمام وجود مي خواند. استاد حميدي عاشق وشيداي خواندن تالشي است هميشه در حال زمزمه و نوآوري است كمتر كسي مي تواند اين استاد بي بديل و به عبارتي شجريان تالش را درك نمايد .نوارهاي كاست خصوصي كه در ييلاقات اجراء نموده است خيلي عجيب و غير قابل وصف است . از صداي استاد ،احساس استاد، نوآوري وخلّاقيت في البداهه استاد مثل (سلْمه ويه نازَ ويه) هر چقدر بگويم كم است .خدا مي داند مطالبي را كه عنوان نموده ام داستان نيست زيرا نغمات،ملودي هاي تالشي اي را كه از سينه استاد برمي آيد تمام شدني نيست .بايد بنشيني واستاد بخواند تا دريايي از موسيقي تالشي راكه در سينه اوست را بشنويم و بگوييم چقدر غفلت بخاطر عدم حمايت مالي براي ارائه كار جديد وهزار افسوس كه قدر اين صدف وگوهر گران بها را نمي دانيم.

نوازندگان شاندرمن

1ــ شادروان هدايت پورجوادي :ايشان در سال 1314 دربرگه سراي شاندرمن به دنيا آمد نواختن لَلَه را از عموي خود فرا گرفت ودر جواني سازهاي رايج در منطقه (لَلَه،تمبوره،لبك وسرنا)را آموخت اما در سالهاي اخير بيشتر به جهت لَلَه ولبك زيبايي كه مي نواخت از جايگاه ويژه اي در ميان هنرمندان تالش برخوردار بود .استاد به سبك ((شاندرمنيَ هوا))لَلَه مي نواخت و عاشق موسيقي بود .مي گفت:(اگر شبي دو ساعت لَلَه نزنم خوابم نمي برد) .استاد پورجوادي بيش از 15 سال در جشنواره هاي مقامي سراسر كشور شركت داشته اند .جشنواره هاي :موسيقي كرمان،موسيقي فجر،ني نوازان تالش وبسياري از برنامه ها شاهد اجراي زنده وزيباي لَلَه استاد بوده اند.صداي لَلَه استاد را در 6 كاست موسيقي گيلان وتالش انجمن موسيقي ايران كه به همت آقايان دكتر علي عبدلي ،نصري اشرفي و فريدون پوررضا و موسيقي تالش به وسيله آرمين فريدي گردآوري و به وسيله موسسه ماهور شماره 4 منتشر شده است مي توان شنيد.(كيجه پرده ويژه همايش موسيقي تالش در رضوانشهر،1383،ص10)

خصوصيات شيوه اي استاد كه مختص شاندرمن است عبارتند از حجم بسيار زياد صداي ني، قدرت بسيار زياد دميدن ، نفس برگردان با تكنيكي منحصر به فرد كه به صورت ممتد وبا فاصله زماني بسيار كم انجام مي شود و نغمه در التهاب گرداندن نفس است .حجم زياد صدا ودم زياد ،اين حالت را ايجاد مي كند. تعليق ملودي درسه صداي بم،اوج وزير،صداي گرم ووسعت نفس و... از ويژگي هاي ديگر اين شيوه است.(فريدي ،1384،ص24) استاد پورجوادي در زمستان 1383 چشم از جهان بست و هزاران حيف كه اين درّ گرانبها را بي آنكه بشناسيم از دست داديم .محمد آشوري شاعر توانمند شاندرمن در سوگ استاد مي سرايد: يك عمربراي خاكيان ساززدي /ازعمق وجودوروح وجان ساززدي /يك عمرگذشت عقل جن هم نرسيد/با درددرون براي نان ساز زدي

2ــ قربانعلي رضايي: ايشان در سال1261 در روستاي پنگا پشت وزمتر شاندرمن به دنيا آمد . وي بزرگترين تنبورساز تاريخ تالش است و با توجه به شغلش (نجاري) در تنبور نوازي نيز دستي داشت .قربانعلي رضايي را در اواخر عمر آرمين فريدي محقق موسيقي تالش پيدا كرد و لازم بذكر است كه شاندرمن يكي از مهمترين مراكز نواختن تنبور بوده است .درضمن پدرش نيز تا حدودي با ساختن ونوا ختن تنبور آشنايي داشت.

3 ــ حجت اسدزاده :ايشان در سال 1308 در بايه زاد محله شيخ نشين شاندرمن به دنيا آمد. او از آخرين تنبور نوازان بازمانده از نسل گذشته تالش مي باشد واز 15 سالگي تا حال تنبور مي نوازد .وسالها تنها مونس وهمدم او تنبور بوده است.در حال حاضرحجت اسدزاده يكي از تنها منابع ما در مورد تنبور است كه مي تواند هواي تالشي،شتر زنگي ،گيل پهلوي،هيار هيارو...را با تنبور بنوازد وضمناً تنبور نوازي در خانواده ايشان از دير باز وجود داشته است . از ديگر تنبورنوازان در شاندرمن مي توان به مرحوم گلعلي رويان،مرحوم غضنفر رضايي،عزت اميراحمدي،مرحوم جهانبخش شكري دخت اولم،مشهدي رضا اسدزاده،سعادت قلي اميراحمدي،مرحوم كدخدا قلي معاف،احمد عاشقي،مرحوم بزرگزاده،خوانين رحيمي و....را نام برد.(فريدي،1381،97).

4 ــ شكور شعباني :ايشان درسياهمرد شاندرمن به دنيا آمد وبسياري از هواهاي تالشي را در سينه دارد ويكي از ني نوازان قهار تالش در شاندر من مي باشد .وي زندگي خود را از راه دامداري وكشاورزي مي گذراند .در بسياري از جشنواره ها از جمله ني نوازان تالش ،شب شعر شاعران تالش و..... با صداي ني خود مردم را به ياد ييلاقات سر سبز ولدوها و ورزا جنگ ها انداخته است.

5 ــ مرحوم شكور شكوري : ايشان در شيخ نشين شاندرمن به دنيا آمد و چون در نواختن سرنا بسيار چيره دست وقهار بود در بين مردم به اوستا شكور معروف بود .حيف كه هيچ قطعه اي از سرناي ايشان به جا نمانده است. از ديگر ني نوازان درشاندرمن مي توان كتاب شعباني را نام برد.واز نوازندگان ويولون در شاندرمن به كيومرث نوروزي و ميكائيل رضايي مي توان نام برد

منابع:

ـــ درويشي ،محمدرضا،1380،دايرةالمعارف سازهي ايراني ،ج 1،موسسه ماهور تهران

ــ عبدلي،علي،پوررضا،فريدون ،نصري اشرفي،جهانگير ،1374، بروشور 6 كاست موسيقي گيلان وتالش،انجمن موسيقي ايران

ــ مامدوف،نريمان،عيسي زاده،احمد،مترجم: عبدلي،علي،1385، ترانه هاي مردم و نغمه هاي شادي (موسيقي تالش)،سازمان ميراث فرهنگي

ــآريان پور،امير اشرف،ملت پرست ،عبدالله،پوررضا،فريدون،1374

،موسيقي گيلان،كتاب گيلان

ــ فريدي،آرمين،1384،موسيقي تالش،موسسه ماهور

ـــ فريدي ،آرمين،1385،سرناي تالش و آخرين نفسها،ماهنامه تالش ويژه فومن

ــ رستمي،فريبرز،1383،مصاحبه،اداره فرهنگ وارشاد اسلامي رضوانشهر ـــدوره ماهنامه تالش

ـــ ملت پرست،عبدالله،1373،موسيقي تالش جلوه گر آرزوهاي زندگي، ويژه نامه ضميمه ماهنامه گيله وا،يال سوم،شماره 25ويژه تالش گيله وا

ـــ كاظمي،بهمن،1380،موسيقي تالشي، فصلنامه تحقيقات تالش ش2

ـــ كاظمي،بهمن،1381،ساختارملوديك موسيقي تالش ومقايسه آن با ديگر اقوام،ش15و16 فصلنامه فرهنگ گيلان ويژه تالش شناسي

ـــ كيجه پرده ،ويژه نامه همايش پژوهشي موسيقي تالش ،1383،اداره فرهنگ وارشاد رضوانشهر

ـــ فريدي،آرمين،1381،تنبوره تالش در تلاطم زمان،ش15و16 فرهنگ گيلان (ويژه تالش شناسي )

ــــ شكر الهي،هومان،1384،نگرشي برموسيقي آوازي ايران،انتشارات تخت جمشيد

ـــ رنجبر معاف،محمد،1388،ماهنامه گيله وا،سال هجدهم،شماره 106

*** ايشلن شاگرد استاد فريدون پوررضا و استاد نوربخش و استاد مهدي فلاح بوده و به هفت دستگاه موسيقي اصيل ايراني مسلط مي باشد. چندماهي است که به کلاس استادصديف نيز راه يافته اند.

اين مقاله در ويژه شاندرمن 1 با همکاري ماهنامه تالش به ضميمه شماره 48 آن نشريه به کوشش سيد مومن منفرد و ابراهيم قلي پور در اسفند 1388 به چاپ رسيده است.

 

 

 
Home
تازه ها
سرزمین تالش
زبان و ادبیات تالش
تاریخ و باستان شناسی
مردم شناسی
هنر و فرهنگ
کتابخانه تالش
اجتماعی
تالش شمالی
علی عبدلی
نقد و بررسی
گوناگون
آرشیو
پیوند ها
تماس با ما
 
 
         

Home | تازه ها | سرزمین تالش | زبان و ادبیات تالش | تاریخ و باستان شناسی | مردم شناسی | هنر و فرهنگ | کتابخانه تالش | اجتماعی | تالش شمالی | علی عبدلی | نقد و بررسی | گوناگون | آرشیو | پیوند ها | تماس با ما