تارنمای مرجع تالش شناسی

 

 

پایگاه تالش پژوهی علی عبدلی

پنجره ای به روی فرهنگ و تمدن تالش

 

شما در بخش گوناگون هستید

 

 مطالب این بخش

سَوَلون

استراتژي نوين پانتركيسم

موزه های گیلان

مشاهیر تالش

تولد تالش شناسی

همای مستان

محصولات فرعي جنگلهاي شمال

امام زاده ابراهيم شفت

جاذبه هاي گردشگري

معرفی دو نی نواز پیشکسوت

 

 

 

 

 
معرفی دونی نواز پیشکسوت

مـحمـد حسـين شـمسـايي 5 / 10 / 90

روستاهاي سياهمزگي و لـَپـَندون[1] طي سدة گذشته، خاستگاه مردان بزرگي از دين و دانش و هنر بوده است. نگارنده پيشتر طي نوشتاري «توسعة دانش و فرهنگ در سياهمزگي» و بزرگان برآمده از آن را نگاشته است که در چندين پايگاه و تارنماي اينترنتي پخش شده[2] و اکنون نيز با جستجو در اينترنت به آساني در دسترس مي‌باشد. يادآور مي شوم كه به ديدۀ من روستاها و پهنۀ بالاتر از سپيدمزگي(شالما) همه در سياهمزگي جاي مي گيرند؛ از اين رو مي توان گفت سياهمزگي داراي پنج روستا به نامهاي لپـندون، علي سرا، توسَه، خُرَّمكَش و مَزگـَدا است. در اين نوشتار برآنم تا به گوشه‌اي از تاريخ هنر نوازندگي اين منطقه بپردازم و سه هنرمند پيشگام ني‌نواز را بشناسانم. زندگي دامداري به ويژه شيوة شباني چنان است که شبان (چوپان) بسياري از عمرش را در تنهايي دشت و جنگل و كوه و بيابان مي‌گذراند و تنها همدمش گوسفندان و دامهايش هستند که سرمايه‌اش مي باشند. اين پهنۀ فراخ و هنگامۀ تنهايي، شبانان را به سويي کشانده است که در تنهايي خود، با کاري يا هنري دمخور شوند؛ از اين رو، شماري از شبانان به هنرهاي عصر خود رو آورده‌اند که يكي از هنرهاي اين مرز و بوم  "ني‌نوازي" است.

1-    یکی از ني‌نوازان پیشگام اين سامان طي سدۀ گذشته، زنده ياد " گلعلي شمسايي" بود که به نام "باجانَه" شناخته شده است. کمتر سالمندي در روستاهاي فومن و شفت زندگي مي‌کند که آوازة باجانه يا "باجانه خالو" را نشنيده باشد. چنان که مردم اين روستا مي‌گويند نزديک  پنجاه پرده (مقام) را به نيكي و زيبايي  مي‌ شناخت و مي‌نواخت. ني‌نوازي، عشق و زندگي او بود و ني را دمي از خود جدا نمي‌کرد. روانش شاد بادا که در سال 1346 خورشيدي چشم از  جهان فرو بست و صد افسوس كه از او نگاره و صدايي بر جا نمانده است؛ ولي از آنجا که ويژگي هنر، پويايي و زايايي است دو فرزند او که زير دست او پرورش يافته بودند، راه پدر را در پيش گرفتند و هنر ني‌نوازي را هم در خاندان خود و هم در ميان مردم بالنده کردند. اين دو پسر، يکي "علي‌گل شمسايي" و ديگري "رحيم علي شمسايي" است.

2-    علي‌گل شمسايي( كوكوچي) : به سال 1310 خورشيدي در روستاي لَـپـَنـدون ديده به جهان گشود. به پيروي از پدر، به ني‌نوازي روي آورد. علي‌گل همچنان که نوازندگي مي‌کرد به خوانندگي نيز گرايش پيدا کرد و چندي در تنهايي خويش به آواز پرداخت و چون در ميان دوستان و آشنايان صدايش را ستودند، گاهگاهي در ميان مردم نيز مي‌خواند. علي‌گل شمسايي – كه در ميان سالمندان و خويشاوندان به نام " كوكوچي" شناخته مي شود- تا سي و اندي سال در ميان دوستان،‌ در گردهماييها، عروسي‌ها و کشتي‌سراها  ني مي‌زد و مردم را بهره‌مند مي‌ساخت؛ ولي به يکباره از هنرنمایی در مجامع کناره گیری کرد متاسفانه کسي چندان پيگير ضبط اجرا های او نشد .

علي گل در ني‌نوازي، همۀ پرده‌ها (مقامها)ي تالشي و شماري از پرده‌هاي ترکي و گيلکي را مي‌نواخت. همة نازک‌بيني و نازک‌انديشي‌هاي هنر ني‌نوازي را مي‌دانست؛ از اين رو، ني خود را خودش مي‌ساخت و با ني ساختة ديگري نمي‌توانست به خوبي بنوازد. علي‌گل شمسايي اينک در هشتاد سالگي دچار بيماريهايي چون پوکي استخوان، لرزة اندامي (پارکينسون) و آماس تن مي‌باشد و با يادها و يادگارهاي جواني‌اش سر مي‌کند.

3-  رحيم علي شمسايي: در سال 1315 خورشيدي در خانوادة هنر در روستاي لپندون ديده به جهان گشود. ني‌نوازي را از کودکي، زير دست پدرش گلعلي  آغاز کرد و به زودي،‌ خود استاد اين هنر شد. صداي ني استاد رحيم علي  در جاي جاي اين پهنه به ويژه در خانه، بزمهاي دوستانه،كُشتي‌سراها وعروسي‌ها به گوش مي آيد.

امروز هم در هياهوي دستگاههاي نوين، در برخي جشن‌ها از او خواسته مي‌شود بنوازد و آنگاه که صداي دلنشين و آرام ني‌ از بلندگوها پخش مي‌شود، شادي و آرامش دلنشيني همراه مي‌آورد و ياد و يادگارهاي بسياري را براي سالمندان زنده مي‌کند.

استاد رحيم علي از روي دلبستگي به موسيقي و از آنجا که دسترسي به سازها و دستگاههاي ديگر نداشت، از چارچوب پرده‌هاي شناخته شده ني تالش فراتر رفت و بسياري از ترانه‌ها و گوشه های موسيقي ايراني به ويژه پاره‌هاي شاد امروزي را با همان ني‌لبک خود نواخته است. همچنين براي برخي پاره هاي‌ بومي آهنگ ساخت که پيش از او کسي به چنان کاري دامن نزده بود؛ مانند پردۀ آقاجان بک  و سياخانم که هر دو در يک راسته و يك پرده نواخته مي‌شوند. در دو دهة گذشته سازمانها و نهادهاي فرهنگي و هنري براي بهره‌گيري از هنر او، بيشتر به سراغش آمده‌اند و در جشنواره‌ها و برنامه‌هاي چندي هنرنمايي کرده است. بخش تالشي صداي گيلان بارها براي ضبط برنامه با او نشست گذاشته و اينک شنوندگان برنامه تالشانه همواره صداي ني‌ او را مي‌شنوند.

-----------------------------------

[1]- لپندون درست است و لپوندان، نابجا کاربرد پيدا کرده است.در نوشتار "قله روخون" چرايي اين نادرست بودن را نوشته ام و به زودي خواهم نوشت كه "سيامزگي" درست است، نه سياهمزگي!

[2] - www.taleshan.com

 
Home
تازه ها
سرزمین تالش
زبان و ادبیات تالش
تاریخ و باستان شناسی
مردم شناسی
هنر و فرهنگ
کتابخانه تالش
اجتماعی
تالش شمالی
علی عبدلی
نقد و بررسی
گوناگون
آرشیو
پیوند ها
تماس با ما
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
         

Home | تازه ها | سرزمین تالش | زبان و ادبیات تالش | تاریخ و باستان شناسی | مردم شناسی | هنر و فرهنگ | کتابخانه تالش | اجتماعی | تالش شمالی | علی عبدلی | نقد و بررسی | گوناگون | آرشیو | پیوند ها | تماس با ما