|
مقالات این بخش
هردم از این باغ بری می رسد
نگاهي گذرا به نقد اخبارنامه
نقدي
بر شعر چفت رفت نقي
مهر پويا
گذري بر مجموعه شعر ايسپي رو تا كورا
بررسي فرهنگ تاتي
وتالشي
نقد كتاب ترانه هاي شمال
نقد تاريخ تالش
دو کتاب در باره تالش
محو نام تالش
در منابع ما
چون غرض آید ...
هرج
مرجی که پایان ندارد
نگاهي به فرهنگ موضوعي تالشي به فارسي
1
معرفي منابع تالششناسي خارج ازكشور
واژه
نامه دانش آموزي تالشي -
تركي
اثري
نو در شناخت منطقۀ
سياهمزگي
منبعی معتبر در زمینه زبان تالشی
|
|
اثري نو در شناخت منطقۀ سياهمزگي
محمد
حسین شمسایی :
25 / 7 /90
gerdooshahr@yshoo.com
نام کتاب: سيماي سياهمزگي ، نويسنده: سيد زينالعابدين عظيمي
ناشر: مولف، محل نشر: تهران،سال نشر: 1389، قطع کتاب: رقعي،تعداد صفحه: 95
.نويسندۀ
کتاب آقاي زينالعابدين عظيمي از معلمان فرهيختۀ سياهمزگي است که
پس از عمري خدمت در آموزش و پرورش، چند سالي ا ست بازنشسته شده و اينک
افزون بر بيست سال است در تهران ساکن ميباشد. او دوران بازنشستگي خود را
با مطالعات علمي و تحقيق و پژوهش ميگذراند که بخشي از آن را به بررسي
پيشينۀ تاريخي، زندگينامۀ شخصيتهاي علمي و ديني، فرهنگ عمومي و جغرافياي
طبيعي زادگاه خود اختصاص داده است.
سيماي سياهمزگي، دومين اثري است که اين نويسنده دربارۀ زادگاه خود نوشته
است. نخستين اثر او «شجرهنامه و شرح احوال آيتالله سيدرضي رفيعي» بود که
با همکاري يار غار و دوست ديرين خود استاد سرتيپ يعقوب يعقوبي به نگارش
درآورد. سيدرضي رفيعي، دانش آموختۀ حوزۀ رشت و تهران بود که پس از بازگشت
به زادگاهش با تشکيل مکتبخانهاي سنتي به آموزشهاي ديني کودکان و نوجوانان
به روش سنتي حوزوي و مکتبخانهاي همت گماشت. او در اين خطه، منشأ خدمات
بسياري بود؛ از قبيل آموزشهاي عمومي ديني، ثبت معاملات و عقود، ازدواجهاي
مردم و
تدريس دروس مقدماتي ديني، ادبي و عربي. سيدرضي رفيعي تأثيرگذارترين
شخصیت به لحاظ آموزش و تبليغ معارف و احکام ديني طي نيمه نخست قرن چهاردهم
خورشيدي در سياهمزگي
است. عظیمی و يعقوبي ، هر دو در دوران نوجواني،
شاگرد خصوصي او در خانهاش بودهاند و از اين رو، به پاس ارجگذاري جايگاه
والاي استاد، زندگينامهاش را نوشته اند.
سيماي سياهمزگي کتابي است 95 صفحهاي به قطع رقعي که در دو بخش تنظيم شده
است. بخش اول اين کتاب، 62
صفحه است که نويسنده، در آن، موقعيت جغرافيايي،
جغرافياي طبيعي و اقتصادي و گوشههايي از فرهنگ عامه را معرفي کرده است.
مسافت سياهمزگي تا شهر شفت، روستاها و محلههاي سياهمزگي، مغازهها،
بازارچه ها و مساجد، منابع و فعاليتهاي اقتصادي مردم منطقه، صنايع دستي،
ميوهها، چشمهها، راههاي ارتباطي، جنگلها، ييلاقها و خانههاي ييلاقي،
مهمترين مطالب اين بخش را تشکيل ميدهند.
نزديک به شصت سال دوري نويسنده از زادبوم خود، موجب شده او در اين اثر ساده
وکوتاه، از سويي نگاهي طبيعتگرايانه به زادبوم خود دارد و از سوي ديگر
همانند رمانتيکهاي آغاز قرن بيستم ميکوشد بيش از هر چيز دو نکته را به
خواننده خود منتقل کند:
يکي بازيابي و بازنويسي، پاکيها و صافيهاي دوران کودکي، زندگي ساده روستايي
و روابط صادقانهتر مردم در محيطهاي کارگري و دامداري نيم قرن گذشته، و
نیز با آنکه نویسنده بيش از نيم قرن از زندگي روستايي دور بوده و در ساختار
شهري مدرن زيسته است، ولي همچنان خود را در ميان مردمان زادبوم خود
ميبيند، آنان را دوست دارد و ميخواهد با نگارش روش زندگي و چگونگي کار و
فعاليت مردمان زادبوم خود، اين اظهار دوستي را عملاً به اثبات برساند.
دوم، بازگشت به طبیعت است.عظیمی طبیعت گرایی بی آلایش خود را با عباراتی
ساده به نمایش گذاشته و در روزگاری که آلودگیهای زیست محیطی موجب پیدایش
بیماریهای خطرناک و سخت درمان شده، و انسان معاصر از زندگی ماشینی و شتاب
شهر نشینی به ستوه آمده، او همگان را به پناه بردن در دامن پاک و امن
طبیعت، فرا می خواند.
در کنار اين مطالب، نکات مهمي از فرهنگ و منش فرهنگي مردمان سياهمزگي
بازگو ميشود. زينالعابدين عظيمي با افتخار به اينکه خود از اهالي
سياهمزگي است، شاخصهاي فرهنگي مردمان سياهمزگي را اين گونه بيان ميکند:
1 -
روحيه مسالتآميز: با آنکه نزديک چهل طايفۀ بزرگ و کوچک در منطقه
سياهمزگي زندگي ميکنند، تاريخ اين سرزمين هيچ گاه شاهد اختلافات و نزاعهاي
قبيلهاي و طايفهاي در اين منطقه نبوده؛ از اين رو مردم آنجا در صلح و
آرامش زندگي کردهاند.
2 -
امنيت: با توجه به اينکه در گذشته نزديک به چهار ماه مردم خانه و
کاشانۀ خود را با همۀ اثاثيه رها ميکردند و با مختصر اثاثيهاي به ييلاق
ميکوچکيدند، هيچگاه به اموال و خانههاي مردم تعرض نشد. همچنین به تناسب
شغلي که مردم منطقه داشتند، سرپرست خانوادهها در فصل يا فصولي از سال از
خانوادههایشان جدا ميشدند و براي کار و درآمد به شهر و ديار ديگري
ميرفتند و نيز شيوۀ سنتي دامداري منطقه اقتضا ميکرد، دامداران، خيلي کمتر
در ميان خانوادۀ خود حضور داشته باشند، با اين حال خانوادههايي که سرپرست
آنها غايب بود به هيچ رو احساس ناامني نميکردند و حتي به کمکهاي خويشان و
همسايگان دلگرم نيز بودند.
امروز نيز با دگرگونيهاي گستردۀ زندگي و شکل
معماري و سکونت، بر امنيت منطقه خدشهاي وارد نشده است. افسانۀ بابک
مزگدایي در همين راستا نقل شده است.
3 -
دلاوري و شجاعت: اين مطلب، نيازمند بررسي دقيق در گذشته و حال کنوني
مردم سياهمزگي است که داستانها و نوشته هاي بسياري شاهد اين مدعاست. چهره
نامداري چون نقدعلي سياهمزگي، يار وفادار ميرزا کوچکخان يک نمونه آن است.
نمونۀ ديگر آنکه در دورۀ ژاندارم سالاري حکومت پهلوي، هيچگاه ژاندارمها
نتوانستند در ميان مردم منطقه رسوخ کنند و مسئلۀ باج دهی و باج ستانی
نیروهای حکومتی در مقایسه با دیگر مناطق، در اينجا چندان رواج نیافت.
3
نبود پديدۀ خان و ارب و مسئله اربابيخاني در سیاهمزگی: با توجه به
ساختار مالکيت ابزار کار، به ويژه مالکيت زمين طی
نيم قرن پيش در ايران
-که
بر پايۀ ساختار بزرگ مالکي و ارباب رعيتي استوار بود و نزاع ها و
مجادلات ميان ارباب و رعيت و رعايا و مباشران، بخشي از پيشينۀ فرهنگ و
اقتصاد کشور ما را شکل ميداد- اهالي سياهمزگي هرگز، سايۀ ارباب را بالاي
سر خود نديدند و با آرامش و امنيت زندگي را سپري کردند. مردم اين ديار،
زميني حتي اندک و محدود داشتند که خانه و باغچهاي بر روي آن احداث کنند و
دغدغۀ ارباب و مباشر نداشته باشند، هرچند از نظر امکانات رفاهي، مانند راه
آسفالته، برق، آب لوله کشي، امکانات بهداشتي و درماني و ارتباطي در مضيقه
بودهاند.
بخش دوم کتاب را نويسنده، نخست به چگونگي مهاجرت نياکانش به سياهمزگي و
شکلگيري تيرههاي سادات سياهمزگي اختصاص داده است و پس از آن به زندگينامۀ
خود پرداخته است و در اين راستا، چگونگي پيوستن خود به حوزۀ درسي مرحوم
آقاسيدرضي رفيعي، ادامۀ تحصيل در حوزه رشت و در نهايت تکميل تحصيلات خود در
مدرسۀ عالي سپهسالار تهران ميپردازد. مدرسهاي که امروزه مدرسۀ عالي
مطهري نام دارد.
شايان يادآوري است که کتاب، البته خالي از اشکال و نقد نيست. هم از نظر
شکلي، هم از نظر محتوايي و روششناسي نگارشهاي فرهنگ عامه، نقدهايي جدي
ميتوان بر اين کتاب نوشت؛ اما از آنجا که نخستين اثري است که به معرفي
منطقه سياهمزگي پرداخته است، شايسته ارجگذاري فراون ميباشد.
|
|
|