|
تارنمای مرجع تالش شناسی
|
پایگاه تالش پژوهی علی
عبدلی پنجره ای به روی فرهنگ و تمدن تالش
|
![]() |
شما در بخش نقد و بررسی هستید |
|
مقالات این بخش نقدي بر شعر چفت رفت نقي مهر پويا گذري بر مجموعه شعر ايسپي رو تا كورا نگاهي به فرهنگ موضوعي تالشي به فارسي 1 معرفي منابع تالششناسي خارج ازكشور واژه نامه دانش آموزي تالشي - تركي اثري نو در شناخت منطقۀ سياهمزگي
|
معرفي كتاب علي عبدلي واژه نامه دانش آموزي تالشي - تركي، دكتر ابوالفضل رجبوف ، بنگاه معارف باكو، 1992، جيبي، 96 صفحه. امروزه زبان شناس آذربايجاني، دكتر ابوالفضل رجبوف تأليفي كم حجم اما پربار وبسيار ارزشمند به نام ىoqirdi-Trki -Tol ىi Loqat به خط كريل در باكو منتشركرده است. در مقدمه اين كتاب ميخوانيم: «تالشي» زبان قوم تالش است. اين قوم در جمهوري آذربايجان و جمهوري اسلاميايران (استانهاي گيلان و آذربايجان) زندگي ميكند. در سياهه آمار ايران به لحاظ اينكهمليتها تفكيك نشدهست، آمار رسمي دقيقي از تالشان آن كشور ديده نميشود. اماتخمين زده ميشود كه در آن كشور 1000000- 1200000 نفر تالش زندگيميكند. در خصوص اين واژه نامه توضيح دو نكته را لازم ميدانم. اولا اين واژهنامه كه حدود6 هزار لغت را دربر دارد شامل بخش كوچكي از گنجينه لغات زبان تالشي ست و فعلا بهعنوان طليعه فرهنگ اين زبان ارائه شده است. ثالثا در اين واژه نامه تفاوت بينلهجههاي مختلف تالشي مشخص نگرديده و لذا دور از انتظار نيست كه خواننده در آنواژههايي مختلف به يك مفهوم و معني مشاهده نمايد. مثلاً (موغنه و اويه به معني تخممرغ و يا وَك و پخي به معني گرگ). در ادامه توضيحات مؤلف واژه نامه دانش آموزي تالشي - تركي، چند نكته ديگر نيزقابل ذكر است. از جمله اينكه ايشان مجموعهاي از واژههاي رايج در بين تالشي زبانهايكشور خود ارائه داده است بي آنكهبه اصل و ريشه آنها توجهي كرده باشد. از اين رو دركتاب ياد شده جاي - جاي عبارات و واژههاي تركي به چشم ميخورد. مانند: اياق قابي =پاابزار، آلش ورش = داد و ستد، ماراقلي = جالب، قاب قجق = ظروف، غزنج = كاسبي،آليش ميش = خو و انس گرفتن، آلات ميش = فريب دادن، باجارماق = مهارت داشتن،توانستن و.... همچنين در اين كتاب لغات عربي فراواني به عنوان واژه تالشي آمده است جالباينكه اين لغات عيناً در زبان تركي نيز دخيل است. زيرا هر جا لغتي عربي به عنوان واژهتالشي آمد بجاي معادل تركي از همان لغت به عنوان معني هم استفاده شده است. مانند:تصور، قاعيده = قاعده، مطلب = مطلب، عضو= عضو، ذلت = ذلت و.. ايضاً فارسي: بخت =بخت، آزاد = آزاد، آش= آش، بدن = بدن، بلد = بلد، تماشا= تماشا، تخته = تخته، فايده =فايده، چرخ = چرخ، آرزو= آرزو، هديه = هديه و... يك مقايسه گذرا نشان ميدهد كه بيشتر واژههاي فارسي و عربي و فارسي تالشي كهنزديك به نيمي از واژههاي كتاب را تشكيل ميدهد، با اندكي تغييرات گويشي عيناً بهقاموس زبان تركي نيز راه يافته است. تعداد قابل توجهي از لغات عربي دخيل در تالشي به سبب تأثيرات گويشي، تحريف ويا ديگرگون شدهاند در حاليكه در زبان تركي شكل اصلي خود را تقريبا حفظ كردهاند. ايكاش مؤلف دانشمند كتاب واژه نامه دانش آموزي تالشي تركي از آوردن لغات تركي وعربي و غيره در زمره واژههاي تالشي خودداري ميكرد و يا دست كم بادرج نشانه هايي،هويت اصلي آنها را مشخص مينمود. همچنين فصلي از كتاب خود را به شرح ويژگيهايدستوري زبان تالشي در كشور خود، اختصاص ميداد و به جاي خود روشن مينمود كه بهچه علت پسوندهاي تركي به مصداق وصله ناجور جايگزين پسوندهاي اصلي اينگونهكلمات در كتاب او شدهاند: كيف سيز = ملول، كيف لي = سرحال، اوّلنجي = اولي، وفولي =وفالي در حالي كه هرگاه كلماتي مانند كيف، اول، وفا و غيره وارد زبان تالشي بشود، درموارد مشابه نمونههاي بالا با پسوند تالشي يا فارسي ميآيد. با اين اميد كه ايشان همانطور كه در مقدمه كتاب خود آرزو كرده است، در زمينهزبان تالشي كه يكي از ارجمندترين شاخههاي زبان ايرانيست، تحقيقات خود را با دقت وجديت بيشتر دنبال كند و اين خدمت بزرگ علمي و فرهنگي را به نحوي شايسته بهسامان برساند. منبع : فصلنامه آينده ، سال 19 ، شماره 10 – 12 ، www.taleshan.com
|
|
||