تارنمای مرجع تالش شناسی

 

 

پایگاه تالش پژوهی علی عبدلی

پنجره ای به روی فرهنگ و تمدن تالش

 

شما در بخش سرزمین تالش هستید

 

مقالات این بخش

گزارش زمين شناسي ورقه خلخال - رضوانشهر

هوریان ، اردبیل ، تالش

كجايي تالش و كيستي تالشان

تالش ، منطقه اي در استان گيلان

شهرستان آستارا

شهرستان رضوانشهر1

شهرستان رضوانشهر2

شهرستان ماسال

شهرستان فومن 1

شهرستان فومن 2  

شهرستان شفت

شهرستان نمين

تالش و ساكنان آن

مطالعه تطبیقی تالش شمالی و جنوبی

يخچالهاي قديمي كوههاي تالش

تالش رشته کوهی در گیلان

تالش؛ سرزمين رويايي

سیا دارون هشتپر

آبشار ويسادار پره سر

سوباتان؛ گذر گاهي سخت اما دیدنی

فراز و فرود شهر كرگانرود

 

 

 

 

 

 

يخچالهاي قديمي كوههاي تالش

دكتر فرج اله محمودي : 17 / 2 / 86

    سرزمين تالش بخش مهمي از استان گيلان است كه غرب و شمال آنرا شامل مي شود . هرچند بصورت ظاهر دنباله كوهستاني مجموعه استان محسوب مي شود ،اما از نظر تاريخچه پيدايش وتحول ناهمواري ها از استقلال نسبي برخوردار است و ويژگيهاي مربوط به خود را دارا مي باشد .به علت مجاورت بادرياي خزر همانند ساير نواحي ساحلي يكي از سرسبزترين ، زيباترين وحاصلخيز ترين قلمرو ها ي ساحلي را به وجود آورده است .وجود جلگه ساحلي هرچند كم عرض ومناطق كوهستاني جنگلي ومراتع نسبتاً وسيع در ارتفاعات ؤتالش را در شرايط مناسب كم نظيري نسبت به ساير نواحي ايران قرارداده است .از سمت مشرق ارتباط گسترده اي بادرياي خزر دارد ولي در مغرب از طريق گردنه هاي حيران ، كرگانرود ، اسالم وماسوله با آذربايجان در ارتباط است كه طبيعتاً بادشواريهاي طبيعي همراه است .در مجموع به صورت يك واحد كوهستاني نا متقارن در امتداد شمالي جنوبي شكل گرفته وحاشيه غربي مهم ناهمواري از جمله گسل هاي مهم ومحور چين خوردگيهاي كوهستان تالش از اين جهت تبعيت مي كنند .دامنه جنگلي ومرتعي شرقي كوهستان تالش با شيب نسبتاًزياد ودره هاي عميق ونسبتاً متراكم در جلگه باريك ساحلي مسلط است .در حاليكه دامنه هاي غربي آن به صورت كوهستانهائي كم ارتفاع با شيب ملايم به استان اردبيل ختم مي شود .غالباً مه نسبتاً متراكمي دامنه هاي شرقي اين كوهستان را مي پوشانند .

       بطوريكه قلل برجستگي هاي محلي همچون جزايري در اقيانوس مواج مه ،‌زماني آشكار وگاهي ناپديد مي شوند وبيش ازبيش برزيبايي مناظر طبيعي مي افزايند .با توجه به موقعيت جغرافيايي آن در حاشيه درياي خزر از شرايط اقليمي مساعدي برخوردار مي باشد .

        اين مجموعه كوهستاني تاريخچه زمين شناسي بسيار طولاني ونسبتاً پيچيده اي دارد .قديمي ترين سنگهايي كه در بخش جنوبي كوهستانهاي تالش شناساي شده اند مربوط به پركامبرين مي باشند كه به صورت اپيدوتيت ، آمفي بوليت ،‌گنيس ها و در نواحي شاندرمن واسالم در اسكلت ناهمواريها ظاهر شده وگاهي حتي در مرتفع ترين قلل كوهستان درنواحي ماسوله به صورت ميكاشيب وكوارتزيت به چشم مي خورند .اين سنگها دوبار تحت تاثير دگرگوني قرار گرفته اند .( كلارك وهمكاران 1975) .

    اغلب رسوبهاي دروان اول در اين كوهستان شناسايي شده اند .جنس و ويژگيهاي فيزيكي اين رسوبها نشانه نوسانات مكرر اين قلمرو در طول دوران اول  مي باشد وفعاليتهاي ماگمائي نيز كم وبيش وجود داشته اند .دوران دوم درايجاد ناهمواريهاي تالش نقش تعيين كننده تري داشته است ، رسوبهاي دوره هاي ترياس و ژوراسيك وكرتاسه به صور مختلف درتشكيل ناهمواريها حضور دارند .بطوريكه مي توان گفت كه بخش فراواني ازاسكلت كوهستان از سنگهاي دوره هاي ژوراسيك وكرتاسه تشكيل شده اند .گسل هاي متعدد وچين خوردگيهاي مختلفي در سازندهاي دوره دوم مشاهده مي شوند هرچند گاهي محور تغيير شكل ناهمواريها امتداد شرقي غربي دارند اما روند اصلي عناصر تشكيل دهنده ناهمواري شمال غربي ، جنوب شرقي است .برخلاف ساير نواحي ايران ، بين سازندهاي ژوراسيك وكرتاسه در تالش هم شيبي وجود دارد .

        در دوران سوم براثر دخالت حركات زمين ساختي پايان كرتاسه ، شرايط حوضه هاي رسوبي نسبت به گذشته بكلي تغيير مي كند .كوههاي جنوبي تالش از آب خارج شده ،در حاليكه نيمه شمالي قلمرو تالش در زير درياهاي اوائل دوران سوم باقيمانده ورسوب گذاري در آن ادامه مي يافته است . بهمين دليل درحال حاضر سنگهاي دوران سوم در دامنه هاي شرقي ونيمه شمالي كوههاي تالش اسكلت اصلي ناهمواريها راتشكيل مي دهند .دوران سوم زمان فعاليت ماگماتيسم در ايران بوده است لذا بخش اعظم سنگ ها يدورانسوم ازماسه سنگهاي توفي وتوف ها يبرشي وگدازه هاي آندريتي تشكيل شده اند .تعداد زيادي از قلل كوهستان بكروداغ از اين نوع سنگها به وجود آمده اند .

سرانجام دراثناي آخرين حركات زمين ساخت پليو كواترنر ( پاسادنين ) مجموعه ناهمواري هاي تالش از آب خارج شد وبه صورت سدي عظيم در حد فاصل درياي خزر وآذربايجان ظاهر شده است .

 تحول پيكر شناسي تالش

         پس از عملكرد آخرين وشايد نيرومندترين حركات زمين ساخت پليو كواترنر ، مجموعه كوهستان تالش به عنوان بخشي از ناهمواريهاي ايران در ارتباط باشرايط ناحيه اي به صورت واحد ژئومورفولوژي مشخصي شكل گرفته است .اين واحد كوهستاني متناسب با شرايط حاكم برآن درطول دوران چهارم به تحول خود ادامه داده وبشكل كنوني دست يافته است .در دوران چهارم جديد متعاقب تغييرات منطقه اي ومحدود شدن هرچه بيشتر وسعت درياي خزر ، جلگه ظاهري به تدريج به وجود آمده وسبب گسترش قلمرو تالش شده است .

       هرچند عوامل فرسايش درطول ميليون ها سال چهره اصلي اين كوهستان را به شدت تغيير داده ودستكاريهاي عميقي در آن صورت گرفته است .اما نقش همين عوامل در كواترنر جديد ظاهراً آثار دخالت هاي قديمي ديناميك بيروني را بكلي از بين برده وباتوجه به شواهد موجود در محل ، مهمترين آثار بازمانده از آن عوارض مربوط به اواخر دوران چهارم قديم مي باشد .چون كوههاي تالش از نظر عرض جغرافيايي ( از ماسوله تا آستارا) گسترش زيادي ندارد وموقعآن نسبت به درياي خزر  از مشابهت زيادي برخوردار است ، بنابراين عامل عرض جغرافيايي در تغيير فرايند هاي ديناميك بيروني نقش چنداني نداشته وشرايط اقليمي با تفاوت اندكي از جنوب به شمال يكسان بوده است .

        با وجود اين به دليل اختلاف ارتفاع قابل توجه بين سطح درياي خزر وقلل كوههاي تالش ، نقش طبقات اقليمي درتحول چهره ناهمواريهاي آن بسيار تعيين كننده وكار ساز بوده است .در اثناي عبور از يكي ازمحورهاي شرقي غربي اين كوهستان از درياي خزر  به سمت آذربايجان ، مي توان به سولت آثار تغييراتي را كه براثر اختلاف نقش عناصر اقليمي برچهره ناهمواريهاي آن به جاي مانده ، مشاهده نمود .در ارتباط بااين تفاوت ها سه چهره مشخص مورفولوژي از ساحل به سمت كوهستان قابل شناسائي است كه به ترتيب شامل : جلگه ساحلي قلمرو جنگلي وگستره مراتع درمجاور مرتفعترين قلل كوهستاني مي باشند .

       در ارتباط با امتداد شمالي- جنوبي كوهستانهاي تالش وشرايط اقليمي حاكم برآن ، مرز فوقاني جنگلهاي تقريباً درارتفاع 2000متري قرار دارد .بنابراين به استثناي صخره اي عريان سنگي از ارتفاع 2000متر به بالا تامرتفع ترين قلل ( 3250متر) ،قلمرو گسترش مراتع مي باشند .موضوع اين مقاله تحولات شكل ناهمواريهاي همين قلمرو در طول دوران چهارم به ويژه در اواخر اين دوران است .

      يكي از ويژگيهاي بارز دوران چهارم تناوب دوره هاي  سرد وگرم به ويژه در نيمكره شمالي است .كشور ايران كه جزئي از اين قلمرو مي باشد الزاما ً تحت تاثير چنين شرايطي قرار داشته وناهمواريهاي كنوني تالش انعكاس دخالت فرايندهاي فرسايشي در همچون شرايط تقريباً متضادي بوده است .شواهد محلي در قلمرو مراتع وحتي در بخشي از قلمرو جنگلي نشانگر دخالت فرايندهاي يخچالي ، مجاور يخچال وآبهاي جاري ونفوذي مي باشد .دخالت اين عوامل به صورت  حفره هاي بزرگ وعميق ،دره هاي نسبتاً متراكم وگود وصخره اي عريان وتخريب شده بر چهره ناهمواريها نقش بسته اند .از بين  مجموعه اين عوارض مشخص ترين ، فراوان ترين وگويا ترين اشكال ، آثار بازمانده از يخچالهاي قديمي است كه همه جا درمجاور قلل كوهستانها از گردنه حيران در شمال تا دره ماسوله در جنوب بطور پراكنده به چشم مي خورند .

        مطالعاتي كه در اين زمينه در البرز انجام شده مرز پائين برفهاي دائمي را دردوره هاي سرد در حدود 3400متري ودر دوره هاي گرم در حدود 4500متري مي دانند .اگر چنين شرايطي دركوههاي تالش نيز وجود مي داشت از آنجا كه مرتفع ترين قلل بكر وداغ 3250متر ارتفاع دارد مي بايست هيچ آثاري از دوره يخچالي حتي دردوره هاي سرد در كوههاي تالش وجود نداشت اما دراولين مشاهدات زميني محققين به سادگي اشكال فرسايش يخچالي شامل سيركها ،دره هاي يخچالي ، دره ها وسيركهاي معلق ويخرفتهاي فراواني را مشاهده مي كنند .بهمين دليل مي توان گفت كه مرز پائين برف هاي دائمي درتالش درارتفاع بسيار پائينتري قرار داشته است .اگر ميانگين ارتفاع كف سيركهاي يخچالي موجود را ملاك قرار دهيم . با اطمينان مي توان گفت كه مرز برفهاي دائمي يعني  تشكيل يخچالها در دوره هاي سرد از ارتفاع 2700-2600متري به بالا امكان پذير بوده است ، شواهد محلي بعد از گذشت چندين ده هزار سال از زمان حال وجود اين شرايط را به روشني تاييد مي كند .‌در همين ارتباط مي توان گفت كه مرز پائين فرسايش مجاور يخچالي يعني جائيكه زبانه هاي يخچالي براثر بالا رفتن دماي هوا ذوب مي شده اند درحدود ارتفاع 1000- 900 متر قرار داشته اند .شواهد اين مسئله ، جبهه يخرفت هاي پيشاني در دره هاي كرگانرود وماسوله درچنين ارتفاع مي باشد .

 قلمرو هاي يخچالي

      در دوره هاي سرد چهارم پرفشار سيبري در قلمرو  و سيعي   از شمال ايران واز جمله كوههاي تالش استيلا مي يافته است .در اين صورت بارشهاي جوي به احتمالي زياد در ارتفاعات تالش به صورت برف نازل مي شده است. تراكم برف در كوهستانهاي اين قلمرو به ويژه در نواحي مرتعي كنوني به اندازه اي بوده كه بالا رفتن دما در فصل تابستان قادر به ذوب كليه برف  نبوده است .تراكم مازاد برفهاي ذوب نشده در درازمدت ،‌ذخيره قابل توجهي در حفره هاي كوهستاني تشكيل مي داده وبدين ترتيب به تدريج سيركهاي متعدد وغالباً بسيار بزرگ از يخ برف متراكم مي شده است .بازديد هاي محلي نشان مي دهند كه وسيع ترين اين حفره هاي يخچالي در حوالي قلل بكروداغ در نيمه شمالي تالش در سر حوضه هاي كرگان رود وجنوب درياچه نئور به وجود آمده اند .در شرق ومغرب مرتفع ترين خط الراس كوه بكروداغ ( 3222متر ) دوسيرك يخچالي بزرگ تشكيل شده است .زبانه ها ييخچالي سيرك شرقي به سمت دره كرگانرود در حد فاصل نئور حركت كرده است .يخرفت هاي فراوان و پراكنده اي كه در حال حاضر درجنوب درياچه ودر فاصله اي نه چندان دور از آن به چشم مي خورد نشانه هائي از فعاليت يخچال غربي قله بكروداغ مي باشد .در اين توده يخرفتي قطعات پراكنده وغالباً بزرگي از سنگها وجود دارند .احتمالاً مواد ريز دانه  آنها در طول دوران چهارم جديد وسيله جريانهاي سطحي حاصل از باران ويا ذوب برف به سمت حفره درياچه حمل شده اند .همراه اين قطعه سنگهاي نسبتاً سائيده وقديمي يخچالي وبرسطح مجموعه يخرفتها توده ها ي ريزشي فراواني به چشم مي خورد كه احتمالاً مربوط به بعد از ذوب يخچال ودر كواترنر جديد براثر تخريب جدار سيرك يخچالي به وجود آمده اند .

       خود درياچه منشاء ساختماني دارد و از تغيير شكل سنگهاي محلي به صورت چيني ناوديسي وگسل شكل گرفته است . در حال حاضر آب درياچه ازذوب برفهاي قلل بكروداغ تامين مي شود .درفصل سرد وسعت آن نسبتاً زياد است ولي در تابستان ابعاد آن كوچكتر مي شود .آثار يخ آب زماني پرآبي ، بر روي دامنه هاي ساحلي ، قابل شناسايي است .ظاهراً آب آن مورد استفاده دامها وكوچ نشينان محلي است ودر زمان پرآبي براي پرورش ماهي مورد استفاده است .اين درياچه جزء مناطق حفاظت شده مي باشد واز آن مراقبت مي شود ، به ندرت در تابستان مورد بازديد كوچ نشينان واهالي آذربايجان قرار مي گيرد .

   سيرك شرقي بكر وداغ (بقرو) احتمالاً بزرگترين سيرك يخچالي كوهستانهاي تالش مي باشد .در شرق وجنوب مرتفع ترين قله بكروداغ با وسعتي زياد يكي از مناظر ديدني اين كوهستان ميباشد.

با وجود گذشت هزاران سال از ذوب يخچال فرايند يخ بندان وذوب يخ دردوره هاي جديد ( هولوسن ) ومتلاشي شدن جدار پرتگاههاي مسلط به سيرك يخچال قديمي ، هنوز اين عارضه به صورت حفره مركب گود وعظيمي با ديواره هاي سنگي پرشيب ، به چشم  مي خورد .سيرك اصلي از جهات شمالي وغربي وجنوب غربي كاملا ً بسته ولي از سمت مشرق وجنوب شرقي باز است .قطر سيرك درامتداد شرقي غربي حدود 300/3 كيلومتر وعرض شمالي جنوبي آن حدود يك كيلومتر است ، در كف آن به طور پراكنده 3 حوضچه استخر  مانند وجود دارد كه قطر بزرگترين آن حدود 10متر است .دورتا دور اين حوضچه ازتخته سنگهاي عظيمي پوشيده شده است .فرسايش آبهايجاري بعد از ذوب يخچال دره هايي در حاشيه وكف سيرك به وجود آورده است ، بطوريكه در حال حاضر حوضچه هاي آب ، در ارتفاعي بالاتر از كف دره ها قرار گرفته اند .حضور اين 3 حوضچه آب ،‌احتمال وجود 3 سيرك مجاور يخچالي را تقويت مي كند كه ديواره هايي نه چندان ضخيم آنها را از يكديگر جدا مي نموده اند .به احتمال زياد در طول دوران چهارم جديد ( هولو سن ) ، اين مينابها براثر تخريب مكانيكي كه از فرايندهاي مسلط فرسايش در دوره هاي گرم كواترنر بوده اند ، از بين رفته واكنون به صورت حفره اي عظيم ويكپارچه ،‌در آمده است .

   در زمان حداكثر تغذيه برف در آخرين دوره سرد ( احتمالاً و ورم 1و2 ) زبانه ها ي يخي پرحجمي درجهت جنوب شرقي از آن خارج شده وهمانگونه كه قبلاً گفته شد ، به سمت دره اصلي كرگانرود در حوالي روستاي كنوني مريان سرازير مي شده اند .در سردترين شرايط يعني درزمان حداكثر تغذيه يخچالها ،‌ابتدا دره كرگانرود را درجنوب مريان مسدود ساخته وادامه آن به سمت مشرق تا ارتفاع 900متري در مسير دره اصلي پيشرفته است .در حال حاضر يخرفتهاي انتهائي ( پيشاني ) پرتگاهي به ارتفاع بيش از 100متر در چند كيلومتري شرق مريان در داخل كرگانرود به وجود آورده كه پوشش متراكم جنگلي دارد .رود اصيل اين يخرفتها را مجدداً شكافته وبا دره اي تنگ وعميق مسير قبلي را در دره كرگانرود ادامه داده است .

مجموعه يخرفتها بافت متوسطي دارند اما گاهي تراكم مواد ريز دانه رسي وليموني به صورت موضعي امكان گسترش باغها ومزارع مجاور روستاهاي ناوان ومريان را فراهم آورده است.

       در داخل يخرفتها اغلب قطعات سنگي تيره رنگي از منشاء يخچال بكروداغ ( مگا پرفيريت لاتيت )در داخل يخرفتهاي ضخيم به چشم مي خورند ، از اين قطعات سنگهاي بزرگ به احتمال زياد درزمان ما قبل تاريخ به منظور واحدهاي مسكوني استفاده شده است .هنوز آثار تقريباً مدفون اين مساكن در مجاور مريان وآق اولر به سهولت قابل شناسايي هستند .در جنوب روستاي مريان ودر حاشيه بستر قديمي كرگانرود نشانه هايي از يك مركز تجمع انساني مربوط به ماقبل تاريخ وجود دارد كه از ارتفاعات مسلط به اين دره به سهولت قابل مشاهده است .اهميت اين مساكن وجود گورستانهاي متعددواشيائي كه اغلب به وسيله ساكنين محلي يافت شده وهمچنين آثار حكاكي شده اي برر وي قطعه سنگهاي بزرگ در مغرب روستاي حسن دير ماني ودر حاشيه راه ييلاقي كرگانرود به درياچه نئور ، تلاش جداگانه اي مي طلبد كه در قلمرو مطالعه باستان شناسان مي باشد .

           توپوگرافي كنوني يخرفتهاي جانبي در خروج از دهانه اصلي سيرك يخچالي ، حداقل آثار دو دوره فعاليت يخچالي را گواهي مي دهد .مرحله يا دوره دوم به طور نسبي از زبانه هاي يخچالي كوچكتري برخوردار بوده وكلا ً در داخل زبانه هاي يخچالي قديمي تري جاي گرفته اند ودر حال حاضر بصورت متداخل نسبت به بازوهاي قديمي قرار دارد .محل اين يخچال عظيم در حال حاضربعنوان ييلاق قبايل شاهسون مورد بهره برداري مي باشد .اصولاً مجموعه كوهستانهاي تالش ، قلمرو ييلاقي قبايل شاهسون وتالش وآذربايجاني مي باشند ، بطوريكه اغلب در گذشته بر سر ميزان استفاده از مراتع آن در گيري هايي قومي رخ مي داده است در سر شاخه ها يديگر كرگان رود از جمله رودهاي حسن ديرماني ورزه جنوب وشمال يخچالهاي بكر وداغ ، نيز آثار فعاليت يخچالها بصورت تراكم يخرفتها به چشم مي خورند .ويژگي يخرفت ها در شاخه ها يشمالي ، مشابهت زيادي با يخرفت هاي مريان دارند .زيرا سيركهاي آنها درقلمرو يك نوع سنگ قرار داشته اند .اما در امتداد دره حسن ديرماني كه بعلت دخالت گسل ها به طور محلي جهت شمال شرقي جنوب غربي دارد .بقاياي يخرفتها كه قبلاً در سراسر عمق دره انباشته شده بودند ، به صورت تپه نسبتاً بزرگي بين دو خط القعر جديد بعد از دوره يخچالي بجاي مانده است .به علت تنوع سنگها در اين حوضه واختلاف مقاومت آنها ، سيركهاي اصلي در سر شاخه ها به كلي از بين رفته اما هنوز بخشي از محل حفره يخچالها حالت قيفي شكل خود را حفظ كرده اند .پرتگاههاي گسلي در اين دره ها از چندين ده متر تجاوز مي كنند .

      دنباله فرسايش يخچالي درساير ارتفاعات تالش به سمت جنوب مخصوصاً در سرشاخه هاي اسالم وماسوله وساير دره هاي مجاور كماكان قابل توجه است .بعلت سستي نسبي سنگها، چهره فرسايشي يخچالي در حوضه اسالم به شدت دستكاري شده بطوري كه بازشناسي اشكال مربوط به يخچال بسيار دشوار است .اما بخشي از آن بصورت سيركهاي معلق ، حتي در جبهه غربي مسلط به استان اردبيل مشاهده مي شود ،آثار تداوم فرسايش يخچالي ،‌در دره ماسوله نيز  بسيار با اهميت بوده است .باز شناسي كامل سيركهاي يخچالي در اين دره نيز تاحدي مشكل است .زيرا حساسيت بعضي از سنگها به ويژه شيست ها ي قديمي در برابر تخريب مكانيكي ، در هولوسن ، توپو گرافي آنرا به شدت تغيير داده است .اما آثار تراكم يخرفت ها به صورتي پراكنده ونامنظم گواه فعاليتهاي مهم يخچالي ست .مهمترين توده ازبقاياي يخرفت ها بر سطح دامنه جنوبي دره اصلي يعني درمقابل روستاي ماسوله ، چهره يك عارضه ناهموار با تپه هاي مدور تقريباً گنبدي را عرضه مي كند .حداكثر پيشروي اين يخرفتها تا حوالي پل ورودي روستاي ماسوله ادامه داشته است كه مشابه يخرفتهاي انتهايي دره كرگانرود در ارتفاع 900متري كنوني قرار دارند .قسمتي از بناهاي روستا به ويژه در مجاورت خط القعر وكمي دورتر درجنوب آن ، بر سطح يخرفت ها ساخته شده اند .قطعه سنگهاي بسيار بزرگي برسطح دامنه جنوبي دره اصلي ودر حاشيه رودخانه ، نشانه ها يمشخصي از بقاياي يخرفت ها مي باشند ، اين تخته سنگها در خميري رسي مازني قرار دارند .حركات لغزشي براثر نفوذ آبهاي جاري وسپس تكانهاي ناشي از زلزله امواج پله مانندي در آنها بوجود آورده اند .

در مجموع ارتفاعات تالش از مرز فوقاني جنگل ها به بالا ، يكي از غني ترين مراكز يخچالي قديمي دوران چهارم قديم را عرضه مي كنند .شناسايي كامل آن ها نياز به مطالعات بيشتر وهمت محققين علاقمند دارند به اميد چنين روزي .

 ----------------------------

منابع :

درويش زاده علي ، زمين شناسي ايران ، انتشارات امير كبير تهران 1370

كتاب گيلان ، انتشارات گروه پژوهشگران ايران مجموعه گردآوري تهران 1374

عكس هاي هوائي 55000:1پوشش سراسري ايران سازمان جغرافيائي نيروهاي مسلح مشاهدات وبازديدهاي محلي

 منبع : فصلنامه تحقیقات تالش شماره 1 – پاییز 1380

 

 
Home
تازه ها
سرزمین تالش
زبان و ادبیات تالش
تاریخ و باستان شناسی
مردم شناسی
هنر و فرهنگ
کتابخانه تالش
اجتماعی
تالش شمالی
علی عبدلی
نقد و بررسی
گوناگون
آرشیو
پیوند ها
تماس با ما
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
         

Home | تازه ها | سرزمین تالش | زبان و ادبیات تالش | تاریخ و باستان شناسی | مردم شناسی | هنر و فرهنگ | کتابخانه تالش | اجتماعی | تالش شمالی | علی عبدلی | نقد و بررسی | گوناگون | آرشیو | پیوند ها | تماس با ما